eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
320 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
370 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
با دایی ها راه افتادیم سمت حرم اونجا بود که فقط یه مداحی تو ذهنم پلی میشد سلام آقا که الان روبروتونم ... رفتیم سمت حرم انگاری که یک مکان برای گمشدگان حرم وجود داره اما ای دل غافل یکی نبود که ما چهارتا (دختردایی ها و خواهرم) ازشون جداشدیم و زیر عمود ۱۰ قرار گذاشتیم و رفتیم اون طرف که بریم سمت گمشدگان هرچی پرسیدیم کسی با اون مشخصات اونجا نبود دم به دقیقه هم از بلندگو ها اسم های متفاوتی اعلام میشد اسم هایی که بعضا شبیه اسم چندتا از رفقامون بود و قسمت میشد اونجا بیان تو نظرم و دعاگوشون باشم اینجا بود که تنها پناهمون حرم بود وارد شدیم رفتیم روبروی ضریح که از یک طرفی میشد انگورهای ضریح رو دید برگشتم گفتم باباجان دورت بگردم میشه بار دوم با مامانجونم بیاییم ضریحت رو ببینیم زیارتمون تموم شد رفتیم کنار دایی ها یکی از دایی ها از دایی ها سریع آوند کتار عمود ۱۰ فقط پرسیدم مامانجون رو دیدید یا نه ؟ گفت : آره گفتم : کجاست ؟ با علامت دست نشونش داد ایستاده بود به نماز ، دویدیم سمتش هممون نشستیم تا نمازش تموم بشه همونجا بود که سجده شکر کردم چه زیبا بود اون لحظه انگار انتظار رسیدن و به پایان اومدن اون بهترین لحظه زندگیه بغلش کردیم بعد یکمی صحبت ازش پرسیدیم اونی که پیام داد بهمون کی بود ؟ گفت بگمونم‌ اطلاعاتی بود چون همه چیز رو میدونست حتی فامیل مون رو مامانجونم اول بهش شماره دایی بزرگم رو داده بود چون گوشیش خاموش بود خود اون فرد بهش گفته بود شماره اون پسرتو بده میگفت نگران بودم ، نگران اینکه دیگه شمارو نبینم اما اون نفر بهم گفت مادرجان نگران نباش اگه قرار باشه با هواپیما شما رو بفرستم کرمان این کار رو میکنم میگفت از اون لحظه ای که اومدِ کمکم آرامش خاصی داشتم اولش فکر کردیم مامانجونم خودش فامیلمون رو گفته که بعد ها خاطره اش رو تعریف می‌کرد گفت نه من نگفته بودم بهش واقعا نمیدونم اون مرد کی بود اما هر کسی که بود راهنمای مادربزرگم شده بود حالا که از اون مسئله گذشته و بهش فکر میکنم میگم شاید از یارای خود صاحب الزمان بوده شاید .... اون لحظه دیگه نگران نبودیم با هم رفتیم روبروی ضریح و عکس گرفتیم از اون زیارت مادربزرگ ، نوه ای حرم مولا تنها چیزی که خیلی به دلم نشست این دعای مامانجونم بود یا حضرت علی این دخترا رو عاقبت بخیر کن :) پایان @norabano80
روایت تصویری از اربعین 😊 @norabano80
یعنی پروسه انتخاب واحد هم سخته :|
ان شاءالله حل میشه نگران نباش اباالفضل رو به مادرش ام البنین قسم بده منم گره ای که تو کارم می افته رو همینجوری حل میکنم البته ختم ۱۹ تا بسم الله الرحمن الرحیم هم خوبه
- افتخارات هر ایرانی‌ 🔖 . ¹ [ اولین جایگاه جهان ] - در تولید داروی گیاهی مقابله با ایدز . - داروی گیاهی درمان روماتیسم . - داروی گیاهی زخم پای دیابتی . - پیوند نای و زیست مصنوعی تک‌مرحله‌ای . - تولید پودر استخوان ساز . - تولید ایمپلنت چشمی . - راه‌انداز شیره چهارراه نفت . - رتبه یک جهان در جراحی قلب کودکان به روش ویدیویی . بیشتر دستاورد داریم در جایگاه اول ِ جهان ! اینا فقط یه بخشش بود✌️🏻 ‌. @norabano80
farahmandAUD-20210812-WA0021.mp3
زمان: حجم: 1.2M
دعای‌ عهد با صدای‌ دلنشین‌ استاد فرهمند🌿" اللهم ارنۍ الطلعھ الرشیده و الغره الحمیده . . خدایا آن جمال با رشادت و پیشانی ستودھ را به من بنمایان🌼. + عھدۍتازھ‌کنیم^^؟
یه دعای عهد قبل از انتخاب واحد گوش بدیم :)
وقتی دخترداییت‌ برات انتخاب واحد میکنه و تو دست به دعا میشی که درس های عمومی زود پر نشه و موفق بشه بعد درس اختصاصی تایمش یهویی عوض میشه اساتید محترم این رسمش نبودااااا😕 @norabano80
²⁴رجب سالروزِ کَنده‌ شدن درِ خیبر توسط ِآقام‌ امیرالمؤمنین.. داره کعبه میگرده دور مولا..🫀
مادرش می‌گوید عموما کتاب‌های مربوط به سیره شهدای مدافع حرم را که خودش مطالعه می‌کرد به من هم می‌داد و می‌گفت شما هم بخوان. مادر می‌گوید: کتاب «تنها گریه کن» آخرین کتابی بود که دخترم به من داد و تاکید کرد که حتما بخوانم.»  وقتی بعد خوندن کتاب تنها گریه کن این پیام در مورد شهیده رو دیدم @norabano80
هدایت شده از مرواریدی در صدف✨
بدانید هر رأی که شما به صندوق میریزید،مشت محکمی است که به دهان ضد انقلاب و دشمن آمریکایی میزنید. و یک قدم آنها را وادار به عقب نشینی می کنید. 🇮🇷