eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
323 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
373 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
داشتم این کتاب رو میخوندم یهو صدای آقایی اومد که گفت برادر شهیده سلطانی نژاد بسه یا بگم هنوز از توی اتاق دویدم توی پذیرایی دیدم خانواده سلطانی نژاد اومده بودن حسینیه معلی ... از صفحات کتاب هم دقیق رسیده بودم به اون صفحه ای که شهیده سادات حسینی و خواهرشون به خیل عظیم شهدا پيوسته بودن ... با خودم که فکر کردم دیدم حاج قاسم خیلی خوب آرزوی ما دخترا رو برآورده کرده همونجا بود که گفتم حاجی توی خیال ما هم باش تا شاید شهیده بشیم آخه خوب شهیده ها رو خریدی 🥺
نذر شیر شب علی اصغر
آقای امام عباس می‌دونم شما خجالت زدگی رو خیلی بهتر از من تجربه کردی ولی آقا نزار نوکرت جلو بقیه از اینکه امسال جامونده خجالت بکشه(:
عراقی ها خیلی قشنگ آقا رو صدا میزنن کفیل،امام و.... انگار با آقا ی رفاقت خیلی صمیمی دارن...
اصلا علاقه خاصی به امشب دارم :) _بریم هیئت
حس مواظب بودن مامان ها :) تا ایستگاه همراهم اومد گفتم مامان اتوبوس دیر میاد تو برو من خودم میرم اتوبوس که اومد دیدم سرکوچه مون وایستاده تا من برم آخرش هم زنگ زد گفت رفتی مواظب خودت باش :)
از کولر اتوبوس هه به شدت راضی ام😅
آخ اگه بدونید دیشب متوسلین چقدر قشنگ بود اصلا یه جور دیگه شب علی اکبر رو برامون قشنگ ‌کرد 💔🥺
توی صحبت های حاج آقا فارغ از هر چیزی یه چیز رو خیلی دوست دارم اونم اینه که همه منبرهاشون توی این ده صبح آوردن نام حضرت مهدی و دعا کردن برا ظهور است خیلی کم جاها پیش میاد که نصف زمان رو خرج دعا برای امام زمان کنن :)
دو شب پیش که شب شش ماهه آقا بود بین گریه ها گفتم شش ماهه آقا حواست بهم هست؟ من دست به دامن بابات و عموت و پسر عمو هات و خواهرت شدم کارمو راه انداختن بیا کربلای من بی دست و پا رو این بار شما امضا بزن بخدا اگر من برسم کربلا میگم شش ماهش بهم کربلا داد 😭 اما امروز یه جور دیگه هم میخوام قسم بدم به آقا علی اکبر میخوام بگم آقا شما رو به داغ دل مادرتون کربلای منو امضا کنین ... آقا من نمی‌خوام مثل رفیق هام بیام سی چهل روز اونجا بمونم من موندگار نمیشم بخدا اگه راهم بدی یه جوری میام و میرم که انگار اصلا نیومدم قول میدم زیاد سمت ضریح نیام از همون دور با اشک های چشم هام تشکر کنم و برگردم فقط اجازه بده برسم کربلا ... اجازه بده بوی سیب حرمت بشه همون قرص درد بی درمونم :) آقا شما رو به لحظه ی حیرونیتون واسه جمع کردن بدن علی اکبرتون امسال کربلا رو ازم دریغ نکنی نزار باز روسیاه بشم و بگن این همه درخواست کرد آقا ی کربلا بهش نداد من که طوریم نمیشه فوقش چهار یا پنج سال دیگه از داغ کربلا میمیرم ... واسه خودتون بده میگن نوکرش دل به آرزو موند و رفت دور سرت بگردم کرم شما زبون زده همه جااا بیا و این بار کمکم کن :)