eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
323 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
369 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
من همون بچه بازیگوش تو صحنم😊
میدان آزادی قشنگم 🙂
۱= اگر یکی از اعضای خانواده تون سپاهی باشه خیلی راحت میتونه براتون جور کنه ، البته بستگی به نوع درجش داره . ۲= خانواده های شهدا به راحتی میتونن از طریق بنياد شهید اقدام کنن و برن (اینو دقیق نمیدونم از یکی از خانواده های شهید بپرسید ) ۳=اگر دانش آموز هستید میتونید از طرف مدرسه برید و اگر دانشجو هستید روزهایی که آقا برای دانشجوها سخنرانی داره میتونید برید در صورتی که به نهاد رهبری دانشگاه سهمیه بدن پ.ن= اما اینایی که گفته شد صد در صد نیستن چون خیلیا میخوان برن و همیشه شلوغه من خودم بعد چند ها سال انتظار بهش رسیدم * البته بنده از طرف هیئت دانشجویی رفتم ...*
حقيقتش این رو دقیق نمیدونم اما از یکی از دوستانم پرسیدم گفتن یه تایمی داره کع باید توی یک سایت ثبت نام کنن ولی خب دوستم خودشون قم زندگی میکنن دیداری که آقا با مردم قم دارن رفته بود .
راستی شنیدم برای دیدار های مردمی هم‌ میشه اسم نوشت و رفت این رو کسی میدونه یکم بیشتر توضیح بده ؟
قرار بود ساعت ۴ برسیم تهران ولی خب ماشاءلله به راننده کند رو ما گذشت و ساعت ۶:۳۰ رسیدیم تهران خلاصه که مسئولین با کلی زحمت دویدن دنبال کارت های ملاقات و ما رفتیم صبحی که صبحونه نخورده دویدیم سمت بیت هر چند که مسئولین میخواستن برامون شیر کاکائو بخرن ولی خب خداروشکر به خیر گذشت چون من دوست نداشتم :) وارد شدیم کارت ها رو نشون دادیم و مدارک رو تحویل دادیم و رفتیم توی صف بسیار طولانی که یک ساعت طول کشید و بعد وارد سوله بعدی شدیم جاتون خالی یه شربت و کیکی خوردیم و رهسپار شدیم رفتیم کفش ها رو تحویل دادیم و ساعت های ۹:۳۰ از در حسینیه وارد شدیم ولی چشمتون روز بد نبینه از بچه ها همه رفته بودن داخل و من و یکی دیگه از رفقا موندیم پشت در صدا می اومد ولی امان از دیدن مداح داشت روضه میخوند و شعر دسته جمعی رو هم با هم میخوندن ساعت دقیق ۱۰ شد از توی حسینیه صدای حیدر حیدر بلند شد ولی خب ما که نفهمیدیم چی شد چون هیچی از حسینیه ندیدیم یکهو همه بلند شدن و ما توی سیل جمعیت رفتیم داخل حسینیه و پشت یک ستون نشستیم همه از اطراف می پرسیدن آقا اومدن ؟ منی که متوجه نشده بودم همش میگفتم نه چون آقا گوشه دیوار رو یک صندلی نشسته بودن من هر لحظه منتظر بودم آقا بیاد هر چند که آقا راس همون ساعت ۱۰ وارد شده بودن و من به واسطه پشت در موندن نفهمیدم میثم مطیعی شروع کردن به روضه و سینه زنی و زمان سینه زنی گفتن بلند شید وایستید‌ و جلوی آقا سینه بزنیم اونجا بود که فهمیدم ای داد و بیداد آقا اومده و من نفهمیدم به هر سختی بود رفتم و فاطمه پیدا کردم بهش گفتم فاطمه من جای خیلی ها قراره آقا رو ببینم اگه نشه چی ؟ بعد کلی گریه کردن بهم گفت برو جلو امکان پذیر نبود اصلا ولی راه با میشد رفتم جلوی جلوی تا جایی که رسیدم به میله ای که مخصوص خانواده شهدا بود و خادم جلومو گرفت همونجا نشستم انقدر آقا نزدیک بود دیدن آقا با چشم های اشک بار خیلی قشنگ بود جای تک تک رفقا آقا رو دیدم و اسمشون رو گفتم و به یادشون بودم همون لحظه داشتم میگفتم راستی یاد زینب باشی داشتم دور و اطرافم نگاه میکردم که دیدم دختر کناری ام اسمش زینب کاظمیان بود و کل زمانی که آقا رو نگاه میکردم به یاد زینب بودم چون یکی اون طرف تر هم عکس شهید هادی رو آورده بود انگار دیروز قسمت بود یاد زینب مون هم باشم 🙂 اینم از ماجرای من و خاطره دیدن‌ آقا خلاصه هیچوقت ناامید نشید
هنوز هم باورم نمیشه 🥲
این جملات امروز رهبر انقلاب را با طلا باید نوشت و سرلوحه زندگی کرد: «پول و مقام و قدرت و موقعیت‌های اجتماعی حقیرتر از آنند که هدف زندگی انسان قرار بگیرد. هدف زندگی، بندگی و رسیدن به خداست، راهش هم فقط همین است: سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم.» در ‎ بودن، هدف زندگی است.. . ع 🆔 @eittwitter
در راه حسین بمانید این هدف زندگی است :)