امشب رفتم روضه برق رفت داشتیم نماز میخوندیم یه سنی کنارم بود بعد از اینکه ما نماز خوندیم
داشت نماز میخوند توی تاریکی مهر رو گذاشتم جلوش بعد از اینکه نماز تموم شد گفت چرا نماز منو باطل کردی گفتم چرا ؟
گفت مهر رو گذاشتی جلوم گفتم نماز بدون مهر اشتباهه گفت ما که مثل شما به یه تیکه خاک سجده نمی کنیم :/
بهش گفتم مطمئنی نمازت درسته؟
گفت یعنی چی ؟
حقيقتش موندم حرفم رو چجوری بگم
یاد این بیت شعر افتادم
هركس كه به جز علی امامش باشد ؛ باطل همه روزه و نمازش باشد
(گفتم وقتی حضرت علی امام شما نیست نمازت هم قبول نیست هااا)
هیچی نگفت بعد من برگشتم به خواهرم گفتم قبول داری شاه تمام جهان امام علیه
البته بلند هم گفتم که بشنوه
بعد از چند دقیقه که نماز بعدی من تموم شد گفت تو گفتی نظرت راجع به بزرگان ما چیه ؟
گفتم من فقط راجع به آدم ها نظر میدم هیچی دیگه حقيقتش خودمونیم از ترس اینکه بگیره منو بزنه منم مریض بودم و جونی برام نمونده بود ، ماسک رو آوردم پایین دوتا سرفه زدم فرار کردم رفتم آخر نشستم برقا که اومد مراسم تموم شد از کوچه اونوری رفتم خونه 😂✌️
ولی خوشم اومد جوابش دادم :/
#نورا_نویس
#مُصَوِرالخِضر
بعد این سخنرانی آقا
اومدم بزرگ روی برگه نوشتم (هدف زندگی بندگی است ) و گذاشتم تو اتاق هر کی میاد دقیق این رو میبینه و جلوی روشِ
خودم هم همینجور وقتی این متن رو میخونم و صدای آقا میپیچه تو گوشم میگم تا الان با خودت چکار کردی هدف این زندگی که بندگی برای خداست بندگی یعنی هر چیزی که خدا میگه
حواست باشه هاااا
یه وقت دچار گناه نشی دچار اون چیزی نشی که خدا منع کرده تو رو
همه آدم ها ایراد هایی دارن و باید تلاش کنن روی بهتر کردن ایرادهاشون
یکی از اون صد تا اخلاق بد من این بود که تا از خواب بیدار میشدم میرفتم سمت گوشی ولی اومدم فکر کردم گفتم این که بندگی خدا نیست بندگی فضای مجازیِ
که البته بعدش اومدم سلام دادن به امام زمان و پخش کردن دعای عهد رو تو اتاق برای خودم عادت کردم سخته ولی اون یادآوری هست و باعث میشه بهترین کار رو انجام بدم
شاید این حرف آقا بزرگترین نشونه زندگی من بود ...
#مُصَوِرالخِضر
ولی هیچی ماست خیار تو دل گرما نمیشه
یه وقت فکر نکنید من فقط بلدم ماست خیار خوب درست کنم 😂
#دلتون_نخواد
#مُصَوِرالخِضر
نمیدونم چجوری ولی فکرش رو بکن پاشی بری هیئت دلت بگیره بگی خوشبحال زائرای امام رضا که الان مشهدن بعد دو ساعت بری تو جاده مشهد راه بی افتی سمت طریق الرضا...
یهویی ترین سفری بود که دعوت شدم جوری که فقط فرصت کردم خودم سوار ماشین شم و برم
هر چند برام سخت بود ولی خب چشمم به گنبد افتاد آروم شدم خیلی آروم ...
خوب و بد اگر دیدید حلالم کنید
پیش بابا رضا یادتون هستم
راستی بالاخره به آرزوم رسیدم آبجی ام هم مشهدی شد 🥺
#مُصَوِرالخِضر
صفر تمام شد
پیراهن عزایت را
تا میکنم و نمیدانم
محرم سال بعد خودم
آن را ب تن میکنم
یا به دست کسی گوشه
کفنم گذاشته شده است
این زمزمه های آخرم رادر حرم غریب الغربا بپذیر ...
#مُصَوِرالخِضر
حقيقتش کلی عکس گرفتم از حرم امام رضا
میزارم براتون هم حستون امام رضایی بشه هم اگه خواستید میتونید از عکس ها استفاده کنید
حلالتون باشه 😊