با مادرم که رفتیم روبروی ضریح به امام رضا قسمش دادم منو به گریه ها و دعای مادرم ببخشه :)
#مُصَوِرالخِضر
سرد باشه و پتو باشه و حرم امام رضا روبروی پنجره فولاد و نزدیکای اذان صبح
#مُصَوِرالخِضر
رفیقش خواب بود کنارش نشسته بود خادم اومد گفت آقا بیدار شو گفت تروخدا بزار بخوابه یکی از ارزوهاش برآورده میشه :)
#مُصَوِرالخِضر