سرد باشه و پتو باشه و حرم امام رضا روبروی پنجره فولاد و نزدیکای اذان صبح
#مُصَوِرالخِضر
رفیقش خواب بود کنارش نشسته بود خادم اومد گفت آقا بیدار شو گفت تروخدا بزار بخوابه یکی از ارزوهاش برآورده میشه :)
#مُصَوِرالخِضر
یکی از فانتزی هایی که اجرایی شد :)
پ.ن=اشترودل خوردن وسط صحن انقلاب
#مُصَوِرالخِضر
ولی این بستنی تا ابد مزه اش زیر زبون من میمونه :)
بستنی که دایی برات میخره یه چیز دیگه اس😅
#مُصَوِرالخِضر