وقت هایی که مشهد میرفتم تک تک قدم هام خانواده ام کنارم حس میکردم تو حس خودم باهاشون چایی میخوردم باهاشون حرف میزدم قو میدادم جاهای قشنگ حرم رو بهشون نشدن بدم
آخرش شد اون چیزی که میخواستم...
#مُصَوِرالخِضر
آن چنان خوشحال بودم که کل مسیر رو با اشک و لبخند طی کردم البته با یک همسفر خوب که میون راه کلی حرف های علمی زدیم
پ.ن= بماند که تو اتوبوس دو تا دعوا شد و منم کلی ترسیدم 🥲
#درقالب_جهاد
#مُصَوِرالخِضر
استقبال گرم بچه ها این نهار رو بهترین نهار عمرم کرد :)
#درقالب_جهاد
#مُصَوِرالخِضر
سید زیبای ما و البته جهادگر کوچک و زیبای ما :)
#درقالب_جهاد
#مُصَوِرالخِضر
اولین لحظاتی که به سمت کارهامون راه افتادیم
پن=عکس رو ادیت نزده گذاشتم
#درقالب_جهاد
#مُصَوِرالخِضر