eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
321 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
369 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
قبول حق سلامت باشید ان شاءالله دفعه بعدی با هم بریم اینجوری شاید حضرت زهرا به آرزوی شما ما رو هم بطلبه
از قدم اولی که برداشتم با امام زمان صحبت کردم تا همینجا که محل کلاسِ ؛ تنها چیزی که به آقا گفتم این بود که میخوام همه این درس خوندن ها و تلاش کردن ها به خاطر خودت باشه 🙂💚 من امتحان کردم خیلی خوب نتیجه میده ...
ولی اینجا رو به دور از هر چیزی دوست دارم ❤️
امروز صبح زود از خونه زدم بیرون ، مقصد اتاق تربت بود ولی قبلش یه سر رفتم شهدای گمنام موزه خیلی کم پیش میاد برم ولی هر دفعه که میرم با یه ماجرایی مواجهه میشم این بار سریع بلند شدم که خودمو برسونم به اتاق تربت ، رسیدم ! بچه ها رو دیدم از دیدنشون‌ بعد چند ماه خیلی ذوق زده شدم گذشت و مامان زینب مون گفت : بریم اتاق تربت ، عکس گرفتن ممنوع بود وگرنه یکی از بهترین لوکیشن ها برای عکاسی بود از فرش ها عکس میگرفتم که یهو راوی گفت این فرش ها فرشهای حرم امام حسینِ منو میگی کلی اشک‌ ریختم لیلا کنارم بود گفت منو تو از کربلا جاموندیم ولی اینجا قسمتمون شد حرفش خیلی یه دلم نشست آخه حال جامونده رو یه جامونده میفهمه فقط ... هدفم از نوشتن این متن این بود که بگردید یه رفیق پیدا کنید که همه جوره هوای دلتون رو داشته باشه خواستم بگم زینب جانم خیلی خوشحالم از رفاقت با تو و از همه مهم تر ممنونم ازت که تو آسمون ها برام رفاقت به خرج میدی شاید کار کوچکی باشه ولی ثواب گریه ها و حسین حسین زدن امروزم واسه تو باشه برای شادی روح زینب ما صلوات 🌱
هفتگی هیئت متوسلین ویژه ولادت پیامبر اکرم (ص)و امام جعفر صادق علیه السلام : حجت‌الاسلام امیر حسین شیخ شعاعی : ابوذر شجاعی علی هشتادانی محمد حسین مولایی 🔲سه شنبه از ساعت ۲۰:۳۰دقیقه مکان :میدان شهدا روبرو بازار شهرداری مهدیه متوسلین به امام زمان عج کرمان به ما بپیوندید ↙️ https://eitaa.com/joinchat/4264362195C2d57b4ba4e
وقتی میگم حواسش بهم هست همینه که همش ازش کادو بهم میرسه 🙂 جات خیلی خالی بود ولی میدونم اونجا دعامون میکنی ... پ.ن=تربت امام حسین (ع) + شکلات سبز
- هفته وحدت مبارک 🫀✨️:)
کاش سردرد هیچوقت وجود نداشت 🥲
این نوشته رو یکی از رفقا بهم هدیه داد اومدم خونه قابش‌ گرفتم و عین هر باری که انرژی ندارم و دلگیرم با دیدنش آروم میشم 🥺
ولی خونه تکونی آخر تابستون رو دوست دارم چون با کلی خاطره روبه رو میشم که منو دقیق میبره به سال های دانش آموز بودنم و خاطراتی که از دوستام برام موندن همه یادگاری ها ، همه دلنوشته ها ، همه و همه ... به نظرم به‌ غیر عید نوروز یه بار هم تابستون خونه تکونی کنید این تابستون که میگم منظورم همون شهریور که خیلی تا دانشگاه‌ و مدرسه نمونده 😅 خوشم میاد مامانم گفته یک روز فرصت داری جمع کنی من دو روزه درگیرم تا مامانم میگه به کجا رسیدی میگم مرحله آخرم در صورتی که مرحله اول رو هنوز پیش نبردم 😂✌️ پ‌ن=من کار نمیکنم ، نمیکنم ولی وقتی دل به کار میدم مرتب ترین دختر دنیا میشم اینو من نمیگم مامانم و بابام میگن 🥹
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
ولی خونه تکونی آخر تابستون رو دوست دارم چون با کلی خاطره روبه رو میشم که منو دقیق میبره به سال های د
الان مامانم میگه مگه تو تو یه کره دیگه زندگی میکنی که فکر میکنی من از اوضاع تو خبر ندارم 🥲
صدای من رو از موج خاطرات سال ۱۳۸۸ می شنوید ساعت هفت صبح با استشمام بوی اسپند و رد شدن از زیر قرآن و نگاه کردن در آینه رهسپار مدرسه می‌شود دانش آموز کلاس اول با بغض از مادر جدا شدم (از همون اول آدم وابسته ای بودم 😅) مدیر اسمم را میخواند و مرا به سمت کلاس می‌فرستد و من هم در ردیف چهارم کلاس اول الف می نشینم و دل به کلاس درس می دهم حالا دیگر نوبت به سال ۱۴۰۳ است این بار خواهرم کلاس اول است همان مدرسه و همان کلاس و این بار من دقیق با یاد خاطرات کلاس اولم اشک ریختم (کاش احساسی نبودم 😅) دقیق میخواهم برای خواهرم ، خواهری دلسوز ، معلمی مهربان باشم ...