امشب برام جالب بود چون شاخ های روبیکا رو توی لوازم تحریری ها دیدم
خدا شاهده یکی شون با گریه میگفت من خودکار چند رنگ میخوام باباش میگفت نه دیگه همون خودکار آبی و قرمز بسِ 😂
میخواستم بگمچطوری شاخ امشب زود بخوابی فردا باید بری مدرسه 😅😐
داشتم برنامه کلاسی رو نگاه میکردم یکی از کلاسام توی شرق دانشگاه بود اون یکی غرب 😐
سلام من رو ا اینجا می شنوید
کلاس اول برگزار شد
کلاس دوم برگزار نشد و ساعت ها در دانشگاه حیرانم تا عصر 🥲
با این وجودی که میخوام برم پیش یه فندقی (سید خاله)
#مُصَوِرالخِضر
ولی من یکی از استاد این ترمی میترسم 🥲
ساعت ۷
ترم ۷
برج هفت البته فعلا
نمره هم اگه ۷ شود دیگر چه بشود😅
#مُصَوِرالخِضر
اگه همه استاد ها مثل استاد ما بودن خوب بود
پیام داده من فردا نمیام حالا این فردایی که میگه تمام روز من رو در بر میگیره و اکنون من خوشحال ترینم 😂
#مُصَوِرالخِضر