از کربلا نرفتنم ناراحت بودم موقع نماز نشسته بودم یهو دخترخاله ام کنارم بود گفت من که کربلایی شدم همش بعد نماز این دعا رو تو سجده ام میگفتم و رفتم
تو هم بگو دست امام حسین خیلی بازه
دعاش این بود دعایی که دو سال کربلای آقا رو دیدم ...
اللهم الرزقنا زیارت الحسین فی الدنیاوشفاعت الحسین فی الاخره.
#مُصَوِرالخِضر
تازگیا از خستگی تا سرم میزارم رو بالش خواب میرم مامانم بهم میگه چرا اینقدر میخوابی میگم خسته ام
بعدش میگه اگه جنگ بشه چی ؟بازم میخواهی بخوابی
حواست هست دشمن باید همیشه خسته باشه نه تو 😅💔
حرف قشنگی بود 👌🙂
#مُصَوِرالخِضر
امروز سالگرد ازدواج مامان و بابام بود و منم تنها فرزند خونه بودم انقدر گفتم که اگه یه بچه داشتین خوب بود و فلان و این حرفا یهو بابام گفت راست میگی تو اگه تنها بودی من الان میلیارد بودم گفتم چرا ؟
گفت چون کم خرجی 😂🥲
#مُصَوِرالخِضر
دختره اومد پیشم گفت خانم توروخدا بگید زیرزمین کمد داره وسایلم حداقل گم نشه گفتم دورت بگردم تو اول دعا کن تخت گیرت بیاد گفت مهم اینه که سرپناهی هست دو هفته اس الان تو پارک خوابیدم 🥲
دومی اومد گفت منم بخدا تو ماشین شبامُ صبح میکنم یعنی چی که جا نیست یکی از بچه ها گفت حالا نگران نباشید گفتن شبانه ها رو بیرون میکنن تختشون رو میدن به شما یهو دیدم اون یکی بهن ریخت گفتم چی شدی گفت من که شبانه ام الان کجا برم 🥲💔
و منی که فرو ریختم ...
الانم مطالبه ام اینه که اگه جا ندارید کی میگه دانشجو بپذیرید مسئولین گرام دانشگاه 😐
#مُصَوِرالخِضر
وقتی مامانجونم چادر نماز گل گلی آبی رنگ رو بهم هدیه داد یه شب گفتم چقدر دلم یه تسبیح رنگ گل های چادرم میخوام باور نمیکردم به همین زودی یه تسبیح آبی رنگ نصیبم بشه🥺🙂
#مُصَوِرالخِضر