امشب بعد از اینکه چند تا خرید انجام دادم رفتم تو دل شهر دنبال اینکه شاید اثری از ایام فاطمیه ببینم دیدم خیلی خوب بود کتیبه های سطح شهر و موکب ها و نواهایی که یازهرا ، یازهرا داشت قشنگ مشخص میکرد عزاداریم ،
اما اومدم نزدیکای خونه خودمون موکب پی دیدن که اثرش زهرایی بود یه چایی این موکب اندازه تمام لحظه های عمرم لذت بخش بود
تموم خادم هاش با سربند یازهرا نوکری میکردن یه چیزی دیدم که توجهم رو جلب کرد دیدم یه تعداد خانم دو اطراف موکب نشستن گفتم شاید یکی از اقوامشان مرده اومدن کنار این موکب نشستن یا شایدم دور هم جمع شدن غیبت کنن یهو از اشک ها و صحبت هاشون فهمیدم پناهشون همین موکبی است که زده شده تا چایی بخورن و بگن که جیره خوار حضرت زهراییم
#مصورالخضر
- ما گدایانِ علي ، ریزه خورِ فاطمهایم
جان فدای #حَسَنَت ؛ حضرتزهرایِ علي ..
#مصورالخضر
امشب ساعت ۹ رسیدم خونه از اون موقع کارهام انجام دادم مامانم گفت چرا داری زود کارات میکنی بهش گفتم میخوام به دوستم زنگ بزنم گفت خب فهمیدم صحبتات طول میکشه پس جمع کن زودی بعدش زنگ بزن 😅
پن=از این دوستا داری تا بهش زنگ نزنی آروم نمیشی 🥺
#مصورالخضر
ولی دوست های زینب از این جانمازا شناخته میشن
فکرشو کن یه یادگاری از خودت به جا گذاشته باشی که توی بهترین لحظات و بهترین ساعت ها به یاد رفیق از دست رفته ات باشی 🥺🥀
_دلمون برات تنگِ رفیق❤️🩹😭
#مصورالخضر