𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
دیشب خواب میدیدم رفتم سفر خارجی بعد اونجا زلزله شده بود کل شهر بهم ریخته بود بعدش منو به جرم آوردن ز
تازه یکی از رفیق هامو هم که اقامت اونجا رو گرفته بود به خاطر اینکه بهشون کمک نکرده بود و کشته های زیر آوار رو بیرون بیاره از کشورشون اخراج کردن😂🥲
[📗' 💚]
علی شخصیت دو نیرویی است...
این روز ها بیشتر از هر زمانی دنبال دانستن در مورد آقا امیرالمومنین هستم
میروم گوشه های قشنگی رو واسه کتاب خواندن پیدا میکنم و محو خواندن کتاب هایی در مورد مولا میشم اما میان همه کتاب ها هر روز تشنه کتاب دیگری می شدم تا اینکه در خیالستان ذهنم یاد کتابخانه قدیمی و خاک خورده پایگاه افتادم و به سمتش رهسپار شدم تا اینکه رسیدم به کتاب جاذبه و دافعه علی(ع) خاک را از رویش کنار زدم تا بازش کردم با کاغذ های کاهی که رویشان نام علی(ع) را بیشتر از هر کلمه دیگری نوشته بود روبرو شدم و این کتاب بیشتر از همه کتاب ها برایم لذت بخش شد چون زمانی شروع به خواندنش کردم توی تک تک صفحاتش گم شدم و خودم رو روبروی ایوان نجف تصور کردم طوری که هیچکس دور و اطرافم نبود حرم مولا بود و من و صفحاتی که با اشک هایم خیس شده بود البته که این قسمت فقط در خیالم ذخیره و ماندگار شد
و در عالم واقعیت که به خودم آمدم دیدم که روی چمن ها نشسته ام و عینک را روی چشم هایم گذاشتم و متوجه شدم که رسیده ام به صفحه 90 پایان نیروی جاذبه و شروع توضیح دافعه امیرالمومنین
دقیق این قسمت از کتاب:
"رمز محبت علی را هنوز کسی کشف نکرده است یعنی نمیتوان آن را فهمید البته چیزی در محبوب است که برای محب از نظر زیبایی خیره کننده است و اورا به سوی خود می کشد که این جاذبه و محبت در درجات بالاتر عشق نامیده می شود "
و این تعریف قشنگرین تعریف از جاذبه و عشق نسبت به مولا بود ...
#مصورالخضر
میگفت: شیعهی علی جاذبه و دافعه دارد
پس جوری باشید که دشمن به خونتان تشنه باشند...
اندر احوالات پست جدید و این حرفا😂😍
#مصورالخضر
امشب سوجان قسمت آخرش بود
ولی من به عنوان مخاطب هنوز بعضی چیزا برام مبهمه مثل آخر داستان مادرجان که از اول انگاری قرار بود سریال حول محور اون بچرخه ولی توی قسمت آخر مشخص نشد
و اینکه توی تمام فیلم نقش قربان و انیس از سوجان که انگار نقش اصلی سریال بود بیشتر بود...
#مصورالخضر
📸 این تصویر را همین چند دقیقهی قبل، ابوامیر برایم فرستاد؛ از لبنان.
تصویرِ شگفتی است.
دستی، انگار تمام صحنه را به هم ریخته. المانهای ویرانی، در نمادینترین حالت ممکنش، کنار هم چیده شده؛ خانهی فروریخته، درختهای افتاده و خزانزده و...
همهچیز رنگِ ویرانی دارد جز زمینی که سبزِ سبز است. همهچیز فروافتاده جز زنی که راستقامت در برابر آهن ایستاده.
به وقت تمثیل، آهن است و استحکام؛ و چه نارساست این تمثیل.
تمثال این زن، تمثیلِ استحکام است.
ابوامیر نوشت: زن، زخمی شد، برش گرداندند...
و من فکر کردم، آنچه زخمیتر شد، حیثیت قوات احتلال بود.
ابوامیر نوشت: فکد کیدک و اوسع سعیک... فوالله لاتمحو ذکرنا...
دستوپا بزن صاحبِ مرکاوا؛ یاد ما از حافظهی این زمینِ سرسبز، پاک نخواهد شد...
محسن حسنزاده
یکشنبه| ۷ بهمن ۱۴۰۳
@targap
🆔 @emtedad_toofan
نشریه زخم زیتون (2) (1).pdf
حجم:
34.5M
🌟#نشریه
📌نشریه زخم زیتون
«شماره ۱»
به صاحب امتیازی (خانم نسیم رئیسی گرمشک دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی)
🟥⬛⬛⬛قصه عشق و خون
🟥🟥⬜⬜طعم آزادی
🟥🟩🟩🟩حماسه غزه، از آوار تا پیروزی
🇵🇸و...
#غزه_پیروز_است
#امتداد_طوفان
@emtedad_toofan