از این خانم بگم براتون!؟
نشسته بود سر مزار یکی از شهدایی که کنار شهید ایرانمنش و محمود اخلاقی و محمد طائی بود و داشت با لوتی گری داستان آشنایی با شهید رو میگفت:
صداش خیلی بلند و لاتی بود
گفت داداش این قبر رو میبینی یه بار اومدم گلزار شهدا، یاد حرف یکی افتادم که بهم گفت: هر وقت رفتی گلزار شهدا کنار هر شهیدی که حس خوبی گرفتی اون میشه رفیق شهیدت
خلاصه ماهم اومدیم اینجا و ایشون دل ما رو برد ...
بعدش با یه ذوقی گفت:باورت نمیشه نه!؟
من ازش معجزه دیدم...!
یه شب قدری به رفقام گفتم حاجی پاشید بریم گلزار همه بهم خندیدن گفتن الان و گلزار
الان که اصلا جا نیست بریم بشینیم
گفتم حالا بیایید بریم یه کاریش میکنیم
میگفت:همون موقع که رسیدیم گلزار شلوغ بود اما اندازه ما چند تا کنار همین شهید جا بود...
چقدر دنیای این خانم با دنیای ما متفاوت بود به قول دوستم که میگفت ما از شهدا میخواییم برامون، کن فیکون کنن یا اصلا از کنار این اتفاقات ساده رد میشیم اما این خانم یکمی که جا براش خالی بوده به چشم معجزه میبینه و با رفیق شهیدش اینجوری حالش خوبه 🥺👌
پ.ن=این خانم داشت برای کس دیگه ای تعریف میکرد من شنیدم و روایت رو نوشتم...
#مصورالخضر
هدایت شده از هیئت دانشجویی دارالثقلین
بسم الله الرحمن الرحیم
💠 مسابقه اذان تا اذان
مسابقهای برای تدبر بیشتر در قرآن کریم
🔸️ روز هشتم، جزء هشتم
🎁 به همراه جوایز ارزنده روزانه
همچنین جایزه ویژه در پایان ماه مبارک رمضان به قید قرعه برای افراد شرکت کننده در مسابقه
🔰 برای شرکت در مسابقه اینجا را کلیک کنید و یا از طریق لینک زیر وارد شوید👇
https://survey.porsline.ir/s/9X717gKT
⭕ مهلت تا اذان صبح فردا
🆔️ @darolsaghalein
خیلی سوالاش سخته ولی شما شانستون رو امتحان کنید ☺️
البته من طراح سوال رو زنده میخوام معلوم نیست از کدوم تفسیر در آورده سوالات رو ...
پ.ن=اینجانب حدس میزنم سوالات رو اشتباه جواب دادم😢
با جیغ اومده کارنامه اش رو نشونم میده و میگه کی برام هدیه میخری😂😭
یک قرض دیگه ای به قرض هام اضافه شد حالا کادو رو چیکار کنم !؟
#مصورالخضر
روایت امروز" تنهایی "
از یک ساعت پیش از خونه ی کنارمون صدا می اومد اصلا خیلی عجیب بود چون تا حالا همچین صدایی از خونشون نیومده بود و ما هم فکر کردیم خونه تکونی داره که صدا میاد هر چی ساعت بیشتر می گذشت صدای بیشتری می اومد
نگران شدم و زنگ زدیم بهشون نه یک بار بلکه ده بار اما جواب نداد که نداد
رفتم در خونشون در هم زدم کسی در رو باز نکرد
داشتم میرفتم خونه که دیدم صدای کمکی اومد
از اون قسمتی که میشد در رو باز کردم و رفتم داخل خونشون
گفتم همسایه چی شده!؟
گفت بیا تو درم قفل شده و باز نمیشه
گفتم یه دقیقه صبر کنید الان بابام صدا میزنم بیاد شیشه رو بشکنه در رو باز کنم براتون
بابا که شیشه رو شکست در رو باز کردم رفتم داخل و با چهره اش که روبرو شدم دنیا رو سرم خراب شد
آخه همسایمون روزه بود
البته مهم تر از اون تنها بود و شوهرش رو توی سال های جنگ از دست داده ..
آره همسایه ما همسر شهید بودن❤️🩹🥺
#مصورالخضر
سلام از کلاس روایت گری
البته با ناراحتی، چون دلم پیش یادواره اس ...
#مصورالخضر