eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
323 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
369 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
بلند شیم تو این بارون یکمی دعا کنیم و بعدش کتاب خوندن رو شروع کنیم یه کتاب خیلی جالب شروع کردم هر چند دیره ولی خب خوندنش تو این موقعیت هم خیلی قشنگ و به یاد موندنیه☺️
مهدی رسولینماهنگ برخیزید.mp3
زمان: حجم: 3.2M
با این نماهنگ سر خود را از گوشی در می آوریم و به بقیه کارهامون میرسیم 😅🙌🇮🇷
خاطرات حضرت آقا در زندانها و تبعید دوران مبازرات انقلاب این کتاب یکی از شیرین ترین کتاب هایی بود که میشد در زمان بودن حضرت آقا خواند اما صد حیف که نشد و اکنون این توفیق نصیب من شد قصه های کرمان آقا هم قشنگ است پس اوصیکم به خواندن خاطرات این کتاب قشنگ و شیوای شهید عزیزمون
اسم این فصل را نقش مادر نمونه میذارم
هدایت شده از امــام زمانم🖤
اگر در تجمع بالا نباشید در تجمع پایین حتما حضور خواهید داشت 👌 https://eitaa.com/emam_zamanam312
قشنگ بود
من و کتابم اینجا من و کتاب السادات همه جا😅🙌
نشونه مولا+همراه همیشگی+هدیه دوست داشتنی
از روابط عمومی سپاه پرسیدن موج چندمین؟ گفت: چند میخوره؟😂
بعضی وقت ها که پای سخنرانی هایی میشینم که سخنران داره در مورد کنش هایی میگه که ما هیچکدومش رو برای انقلابمون انجام ندادیم حقیقتا عذاب وجدان میگیرم اما خب بازم هیچ کاری نمیکنم عذاب آور ترین لحظه های زندگیم میشه 🥲 عکس گرفته شده توسط خانوم عکاس ر.سین 😅
صلوات شمار عاقبت به خیر فک کن تو کارخونه تولید شدی صدای صلوات و یا علی گفتن های کارکنان اونجا زمانی که دارن تو رو میسازن گوشت رو پر کرده و حالا تویی و ایمانی که در تو شکل گرفته وقتی میایی توی بازار خدا خدا میکنی که برسی به دست کسی که هی باهات ذکر بگه نه کسی که تو رو بزاره گوشه خونه و تو فقط نظاره گر باشی یه روز که داشتم به صلوات شمارهای کنارم که سبز و مشکی بودن نگاه میکردم دیدم که همش اونا رو دارن میخرن و منو کسی حتی نگاهم نمیکنه تا اینکه یه روز یه خانوم اومد و منو انتخاب کرد خوشحال شدم وقتی توی دستش قرار گرفتم از همون لحظه شروع کرد به ذکر گفتن اینجا بود که به خواسته ام رسیده بودم همون خواسته ای که میگفتم دست یه آدم مومن بی افتم که باهام ذکر بگه روزها گذشت تا اینکه جنگ شد من از اون نوع صلوات شمارهایی نبودم که تو موقعیت جنگ برداشته شوم و باهام ذکر گفته بشه برای همین این روزها هم همچنان اصل ماجرای ذکرهای دیگه به غیر صلوات بر عهده منه تا اینجای کار همه چیز قشنگ بود تا اینکه صدا اومد و همه چیز متوقف شد حتی دیگه صدای صاحبم هم قطع شد و دیگه ذکری گفته نمی شد یکمی طول کشید تا فهمیدم حالامن موندم و ۱۳٠٠ صلوات روی صفحه ام و عکسی که از من و دست خاکی و خونی صاحبم که قراره همه اون رو ببینند.