بعضی وقت ها که پای سخنرانی هایی میشینم که سخنران داره در مورد کنش هایی میگه که ما هیچکدومش رو برای انقلابمون انجام ندادیم حقیقتا عذاب وجدان میگیرم اما خب بازم هیچ کاری نمیکنم عذاب آور ترین لحظه های زندگیم میشه 🥲
عکس گرفته شده توسط خانوم عکاس ر.سین 😅
#مصورالخضر
صلوات شمار عاقبت به خیر
فک کن تو کارخونه تولید شدی صدای صلوات و یا علی گفتن های کارکنان اونجا زمانی که دارن تو رو میسازن گوشت رو پر کرده و حالا تویی و ایمانی که در تو شکل گرفته وقتی میایی توی بازار خدا خدا میکنی که برسی به دست کسی که هی باهات ذکر بگه نه کسی که تو رو بزاره گوشه خونه و تو فقط نظاره گر باشی یه روز که داشتم به صلوات شمارهای کنارم که سبز و مشکی بودن نگاه میکردم دیدم که همش اونا رو دارن میخرن و منو کسی حتی نگاهم نمیکنه تا اینکه یه روز یه خانوم اومد و منو انتخاب کرد خوشحال شدم وقتی توی دستش قرار گرفتم از همون لحظه شروع کرد به ذکر گفتن اینجا بود که به خواسته ام رسیده بودم همون خواسته ای که میگفتم دست یه آدم مومن بی افتم که باهام ذکر بگه روزها گذشت تا اینکه جنگ شد من از اون نوع صلوات شمارهایی نبودم که تو موقعیت جنگ برداشته شوم و باهام ذکر گفته بشه برای همین این روزها هم همچنان اصل ماجرای ذکرهای دیگه به غیر صلوات بر عهده منه
تا اینجای کار همه چیز قشنگ بود تا اینکه صدا اومد و همه چیز متوقف شد حتی دیگه صدای صاحبم هم قطع شد و دیگه ذکری گفته نمی شد یکمی طول کشید تا فهمیدم حالامن موندم و ۱۳٠٠ صلوات روی صفحه ام و عکسی که از من و دست خاکی و خونی صاحبم که قراره همه اون رو ببینند.
#مصورالخضر
داشتیم پرچم میچرخوندیم یهو دیدیم یکی از اون ور داد میزد ماشین ها هدایت بشن سمت کوچه اینجا رو خلوت کنید هیچ ماشینی نباشه
کپ کردیم ترسیدیم یهو دیدیم یه سیل جمعیتی اومد هر چی جمعیت میرفت تموم نمیشد
این جمعیت همون جمعیت چند هزار تایی بود که امشب کرمان رو ترکوند
خیلی قشنگ بود کاش میتونستم اینجا فیلمش رو بارگزاری کنم.
#مصورالخضر