از حاج مهدی عزیزی که تولدش بود
تولد گذشته ات مبارک رفیق شهید رفیق های عزیز من🥹🩵
#مصورالخضر
رفتم سر مزار شهید عبداللهی و فاتحه ای فرستادم و یه برگه زندگی نامه ایشون برداشتم و رفتم سراغ شهدای هوانیروز روی نیمکت روبروی شهید کریمی که طلبه بودند نشسته بودم که یه خانم اومد و ازم پرسید طلبه ای که شهید شده ایشونه گفتم بله اما تو گلزار یه طلبه دیگه هم تو جنگ رمضان شهید شده مزارش اون سمته شهید عبد... هنوز حرفم تموم نشده بود که با یه لبخندی گفت بله ایشون همسر خودمه
بغض کردم هیچی نگفتم فقط و فقط داشتم به صبوری و لحن صحبت اون خانوم فکر میکردم خانومی که هم سن و سال من و شماها بود اما فکرش و قوی بودنش اصلا شبیه من نبود
یه جوری گفت: ایشون همسر منه که انگار زنده بود هرچند شهدا زنده اند و این خانوم عزیز خوب فهمیده بود 💔
و امروز خانوم یکی دیگه از شهدا هم اومده بود کنار مزار همسرش این چیزا رو که دیدم فرو ریختم
و بر دشمن ایرانمون همون دشمنی که جون این جوون هامون رو گرفت لعنت فرستادم🥺💔
وقتی داشتم از گلزار می اومدم دیدم که اون خانوم هنوز نشسته کنار همسرش انگار دل کندن از همسرش براش سخت بود انگار کلی حرف نگفته از خودش و بچه اش برای همسر شهیدش داشت...🥀
#مصورالخضر