امروزی که درگیر نونوایی ها بودم
انقدر پول نذری شماها برکت کرد که به دو سه تا نونوایی پولش رسید
الحمدالله
نذرتون قبول باشه 💚🌱
#مصورالخضر
به مسئله جالبی بگم براتون
توی یه قسمتی از شهر کرمان اکثریت افغان ها و سنی ها بودند منم رفتم همونجا پول دادم که نون صلواتی بدن به مردم
خیلی جالب بود نونوا تا از نیتم باخبر شد انقدر استقبال کرد خودشم سهیم شد 😂🖐
تا ابد هر چه خلیفه است به قربان علی...!
#مصورالخضر
اگه سادات بزرگوار اجازه بدن ما یه امروز رو سبز بپوشیم 😂🖐
هر چند ما کجا و پا کردن تو کفش سیدهای بزرگوار کجا!؟ 😅
#مصورالخضر
امروز با لباس سبز مبدا را به سمت مقصد ترک کردم حالا اگه تو مهمونی کیلومتری به خاطر پوشیدن رنگ سبز ازم عیدی بخوان چه کنم🤔😅
#مصورالخضر
دیروز عصر راننده اتوبوس میگفت: زودباشید پیاده شید بقیه زودتر سوار شن راه بی افتیم چون من باید امشب برم مهمونی جشنه، یهو یکی از آقایون گفت: کجا منم ببر
گفت خونوادگیه
ولی خب شما صبح برید میدون کوثر اونجا مهمونیه 😂🖐
چه تبلیغ پر سیاستی انجام داد
خوشمان آمد
#مصورالخضر
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضور شهید محمد مهدی حسین خانی
و امیر محمد احمدی در قرارگاه شهید کازرونی اهواز
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی من
در روز شنبه، ۱۷ مرداد ۱۳۸۳، همزمان با میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) و ولادت امام خمینی (ره) در بیمارستان فاطمهالزهرا کرمان چشم به جهان گشود
از صبحی که به بیمارستان رفتم، مشغول آذینبندی و آمادهسازی فضای آنجا بودند. از آنجا که بیمارستان نیز همنام حضرت فاطمه زهرا (س) بود، آن شب حالوهوای ویژهای داشت و مراسم جشن در آن برگزار شد. پس از نماز مغرب، جشن آغاز گردید و تمام حیاط بیمارستان با صندلی برای حضور مردم در مراسم آماده شده بود صدای کفزدنها و مولودیخوانی سراسر بیمارستان را پر کرده بود و به مردم حاضر در محوطه، همچنین به بیماران از جمله اتاق ما، شیرینی و.. داده میشد
با وجود این همه سروصدا و رفتوآمد علی تمام شب را آرام خوابید؛ گویی از همان آغاز، آرامش خاصی همراه او بود
روز تولدش، شنبه بود و تقدیر چنان رقم خورد که نخستین گامهایش در مسیر خدمت نیز در روز شنبه ،۹ آذرماه، در کسوت پاسداری از این آب و خاک برداشته شد. و سرانجام، در روز شنبه، ۹ اسفندماه، همزمان با رحلت جانگداز حضرت خدیجه (س) و در سوگ شهادت مولایمان، امام سید علی خامنهای رقم خورد. در این روز او نیز به قافله شهدا پیوست تا داغی دیگر بر دل عاشقان بنشاند.
برای من، این روایت زندگی علی، با تقارنی شگرف همراه است: آنگاه که او به دنیا آمد، من ۲۱ سال داشتم و او نیز، در اوج شکوفایی جوانی، در همین سن ۲۱ سالگی، جام شهادت نوشید. این تقارن روحی و زمانی، پیوندی ناگسستنی میان قلب من و یاد او بر جای گذاشته است.
▫️روایت مادر شهیـــــد
#شهیدعلی_نژادملایری
#شهید_جنگ_رمضان
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman