ناشناس (:
+سلام عزیزم حالتون خوبه
رفتی آخرش تهران یا نه
_سلام
خوبم خداروشکر
نه لیاقت حضور ندارم 💔
ناشناس (:
+رفتی تهران برا وداع؟؟
_نه والا نشستم خونه یه گوشه ای دارم وداع آدم های خارجی رو با آقا نگاه میکنم
از صبح که مراسم وداع کشورای خارجی رو دیدم الان میتونم بگم وزیر وزرای کشورا رو میشناسم
#مصورالخضر
نمیدونم چرا با دیدن وداع فعالین در عرصه بین الملل باید تو ذهنم زهرا و فائزه بیان 🥺❤️
ان شاءالله یه دیدار خصوصی این مدلی یه جایی از این دنیا با آقا سید مجتبی یا بعد صد ها سالللل اون دنیا با حضرت آقا نصیبتون بشه💕
#مصورالخضر
ناشناس (:
+باورم نمیشد همچین روزی رو ببینم
_منم منممممم💔
اصلا هر وقت تصور میکردم به خودم لعن میفرستادم چرا همچین روزی رو تصور میکنم اما نمیدونستم برسه اون روز نمیدونستم🥀
این روزها فقط این قسمت مداحی میاد تو ذهنم
که میگه سرود بی قراری خوانده ام من
چرا از قافله جا مانده ام من💔🥺
#مصورالخضر
ناشناس (:
+رفقا نگفتین
کیا میرین تشیع و وداع
_به نظرم این روزا رفتنش یه درده نرفتنش هم یه درد 💔
شاید واسه همین کسی تمایل نداره بگه که راهیه
ناشناس (:
+داغت نمیشه باورم ای رهبرم ای رهبرم
واییی خدا چرا همچین بلاهایی رو به سرمون آوردی
الله اکبر
الله اکبر
الله اکبر
_هر چی بیشتر میرسم به روز تدفین آقا بیشتر قلبم میگیره
رفقایی که میخواهید برید تشییع و اتفاقا یه پیج یا یه کانال یا اصلا یه راه برای روایت اون روز دارید
بیایید براتون بگم از این اتفاق مهمممم چطوری یه روایت خوب داشته باشید...!
یه سوالی که مطرح میشه اینه که
آیا فقط باید از احساسات شخصی نوشت
روایت یعنی حس شخصی هر ادم از یک اتفاق یا نه!!!
ببینید اولین چیزی که باید بگم اینه که روایت اون روز فقط این نیست که بگی اخ من رفتم دلم گرفت بغض کردم
و با نوشتن این جمله بخواهی از مخاطبت بغض بگیری توی روایت تو باید چیزی رو روایت کنی که مخاطب خودش حس بودن توی اون موقعیت رو پیدا کنه و بغض کنه و حس غم رو بگیره
#مصورالخضر
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
یه سوالی که مطرح میشه اینه که آیا فقط باید از احساسات شخصی نوشت روایت یعنی حس شخصی هر ادم از یک اتف
یعنی در واقع ما احساس خودمون رو نمیگیم احساس می سازیم
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
یعنی در واقع ما احساس خودمون رو نمیگیم احساس می سازیم
حالا شاید براتون سوال پیش بیاد
روایت گفتن یعنی متن عمیق نوشتن!؟
بایدبگم نه روایت عکسی روایتیه که دقیق ببینی دقیق ثبت کنی
مثلا یک مادر شهید رو ثبت کنی که روی ویلچر نشسته عکس پسرش و عکس آقا توی دستشه و داره باهاشون حرف میزنه
من از اون صحنه داغ دوباره رو روایت میکنم مادر پیر و تنهایی رو روایت میکنم که دوباره غم از دست دادن اومدن سراغش
یا یه دختر بچه ای با عروسکش با لباس صورتیش اینجا من دارم روایت دختربچه ای رو میگم که هم سن و سال زهرای چند ماهه است