از حاج احمد متوسلیان بگم
کسی که ربوده شده توسط اسراییله وقتی که جنگ شد با حاج همت یه لشکر راه اندازی کردند و لشکر موفقی در عملیات فتح المبین بود بعد این عملیات اسرائیل دستور حمله به لبنان را میدهد و حاج احمد متوسلیان و چند تا از رفقایشان به سمت لبنان حرکت میکنند و ماموریت انجام میشود و برای برگشت آماده میشوند اینجا حاج احمد لباس پاسداری را می پوشد و به مقصد بیروت حرکت میکنند برای از به دست اوردن مدارک جاسوسی اسرائیل که در راه آنها را اسیر میکنند و از اون سال هیچکس از حاج احمد و رفقایشان خبری ندارد یکسری ها میگویند که همان سال شهید شدند اما یکسری دیگر میگویند که سال ۹۵ آنها را در زندان اسرائیل دیده اند هنوز اطلاعات دقیقی نیست و همین روزها میگویند که شهید شده و دوساله در تهرانه
حالا عزیزان میدونید چرا حاج احمد اینجوری نامش موند این حاج احمد همون کسیه که از علاقه اش گذشت تا به پدرش در شیرینی فروشی کمک بده همون کسیه که وقتی ترکش به ران پایش خورد گفت منو بیهوش نکنید چون اگه منو بیهوش کنید ممکنه رمز و چیزهای مهم از عملیات های پیش رو را لو بدهم و با وجود تمام دردهایی که کشید نگذاشت او را بیهوش کنند تا خدایی نکرده عملیات ها لو نرن 🙃
اره حاج احمد ما اینگونه بود که نامش جاودانه ماند😊
شنیدم غریبی ای مولا حسن
توی قلبم مهمونی ای مولا حسن
پسر فاطمه ای میبخشی
تو کریم اهلبیتی ای مولا حسن
#شعر
#ماه_رمضان
البته که ۲۰ فروردین روز هنر انقلاب اسلامیِ و تو تقویم ها هم همون روز سالروز شهادت شهید آوینی رو زدن اما توی تندیس محل شهادت تاریخ شهادت شهید بزرگوار امروز بود🙂
بچه ها متوجه شدم یکی از اساتیدم که علاقه شدید بهشون داشتم و عاشق درس دادنشون بودم به رحمت خدا رفتند.
[فردا هم باهاشون کلاس داشتم😭💔]
خواهشمندم اگر براتون مقدوره فاتحه و نماز شب اول قبر براشون بخونید.
اسم خودشون و پدرشون هم مطابقا اعلام میکنم.🥺
وای خدای من یکی از بدترین خبرها بود برام😭😭😭😭