19.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آن آقای دوستداشتنی
چگونه میشود برای کسی که احتمالا هیچ گاه از نزدیک ملاقات نکرده و فرسنگها از خانه و کاشانه ما دور بوده، اشک بریزیم و داغدار شویم؟ جز اینکه ما با او زندگی کرده و او را چون جانِ خویشتن دانستهایم؟
در عرف جهان، سیاستمدار خوب کسی است که «کارآمد» باشد و کارآمدی نسبتی با محبوبیت و شخصیت آن فرد ندارد. مگر قرار است با مدیران زندگی کنیم یا مگر بناست مدیران را «دوست» داشته باشیم که زندگی و خلق و خوی آن ها برایمان مهم باشد؟! بله، مدیران و بهتر بگویم رهبران باید «دوست داشتنی» باشند.
دقیقا تفاوت ما با این جهان سرد در همین «دوست داشتن» است. آن کس که پیشوای یک کشور است، علاوه بر آب و برق و نان مردم، با قلبهای آنها نیز کار دارد. اینچنین است که در فرهنگ سیاسی ما، زهد و پاکی و مردمداری و حتی نیت حاکمان اهمیت دارد و اگر جز این باشد، او را شایسته حکمرانی نمیدانیم.
اکنون نیز ما شیفته شخص «سید علی خامنهای» هستیم؛ جهان ما با این «شیفتگی»ِ میان مومنان رنگ و رو گرفته است. این همه سوگ برای آن است که سید علی خامنهای، «دوست داشتنی» بود. ما از تماشای او محروم شدیم. تماشای اخم و لبخندی که وارسته از هواهای دنیا باشد. تماشای عقل و عاطفهای که مصون از هیجانات زودگذر باشد. او نمایندگی میکرد چنین انسانی را و ما از دیدن او سیراب میشدیم. پیش از آنکه مجذوب رهبری مقتدر او شویم، مجذوب خود «او» شده بودیم. جایگاه رهبری هم با چنین افرادی است که شان میگیرد و مقدس میشود. بزرگترین حسرت ما پس از او، محروم شدن از تماشای زیباترین امر جهان یعنی زیباییِ انسانی است.
@mpourkiani