هدایت شده از Shayan asadi | شایان اسدی
ما هر پنجشنبه ها میرفتیم فوتبال علیرضا هم همیشه پای ثابت جمعمان بود؛ طوری که انگار بدون او فوتبال اصلاً صفا نداشت.
وقتی میخواستیم تیمها را بچینیم، علیرضا معمولاً بچههای کوچکتر را انتخاب میکرد. همین که بازی شروع میشد، میرفت عقب زمین و از همانجا انگار تمام مسابقه را زیر نظر میگرفت.
از عقب زمین با صدای بلند به بچهها رو هدایت میکرد و میگفت چه کار کنند و کجا بایستند؛ درست مثل یک مربی دلسوز که وسط زمین تیمش را هدایت میکند.
راستش را بخواهید، در تمام مسابقاتی که با تیم مؤسسه شرکت میکردیم، وقتی علیرضا توی تیم ما بود، خیالم راحت بود که میبریم. خودش هم همیشه بهترین بازیکن زمین بود و بودنش دلِ همهی تیم را قرص میکرد.
#هنرمند_شهید_علیرضا_غرباوی❣
#گروه_ورزشی_پاس
https://eitaa.com/Shayan_asadi_0313
هدایت شده از Shayan asadi | شایان اسدی
من آموزشی پدافند هوایی سمنان بودم اونجا گوشی نوکیا آزاد بود و مشکلی برای تماس اینها نبود
اونجا از ساعت ۱۶ به بعد در اختیار خودمون بودیم من از بچه های موسسه بیشتر به علیرضا زنگ میزدم
خیلی ازش مشورت می گرفتم که الان چه کار کنم چون واقعا هر وقت زنگ میزدم بهم روحیه میداد میگفت داداش اینهم تمام میشه کما نزنیا علیرضا همیشه حواسش به همه بچه ها بود
از موقعه ای که من رفته بودم سربازی خیلی حواسش به من بود داشت پیگیری میکرد که من بیوفتم آبادان به آقای کاظمی گفت بود شایان سمنان شهید میشه💔
فقط میتونم بگم خوش به حالت داداش
مثل همیشه حواست به داداشت باشه
💔🌹
#هنرمند_شهید_علیرضا_غرباوی❣
هدایت شده از سید امیر
دیشب بود که آقای مختاری
خبر شهادت علیرضا رو داد...
وقتی تو مسیر اربعین
همدیگه رو دیدیم،
با اون خون گرمی خوزستانی
اومد سلام کرد و حال و احوال
انگار چند ساله همدیگه رو میشناسیم و
کلا دو سه روزه همدیگه رو ندیدیم.
گفت یه عکس بگیریم؟
گفتم میخوای چکار؟ حالا بگیریم
بعد عکس گفت سید کارت دارم چند دقیقه فرصت داری؟
منم که درگیر کاروان و بچه های مدرسه آوینا بودم گفتم الان نه! برگشتیم ایران درخدمتم... و تمام
دیشب که خبر شهادتش رو شنیدم
به اندازه همه حال ندارما و وقت ندارما و حالا بعدا ها و سین نزدن ها و... همه نه های عمرم پشیمون شدم و حسرت کش
زندگی همون عکسی بود که گرفتیم
زندگی همون چند دقیقه صحبت بعدش بود که من خودم رو محروم کردم.
بگذریم...
پ.ن: شهید علیرضا غرباوی مسئول آموزشگاه رسانه جهت نما در موسسه صبح امید آبادان بود که در جنگ رمضان به شهادت رسید.
این موسسه یکی از مراکزی است که در سراسر ایران عزیز مشغول تربیت هنرمند هستند و مجموعه آوینا توفیق همراهی اون ها رو داره.
به امید خدا در سال پیش رو برنامه های ویژه ای برای این پشتیبانی های فکری، اشتراک گذاری یافته های پژوهشی و تجربه نگاری های مدل #تربیت_هنرمند آوینا داریم.
برای هزار و چهارصد و پنجِ ما دعا کنید.
#هنرمند_شهید_علیرضا_غرباوی
#مدرسههنرورسانهآوینا
_____________
@amir_talabeh
عشق فوتبال بود
لباس گروه ورزشی پاس رو که گرفتیم
رفت پای سیستم و فتوشاپ رو باز کرد و تمام فونت ها رو با دقت میدید
بعد از چند ساعت اومد گفت بالأخره یه فونتی پیدا کردم که خوشم اومد و هم شمارههاش قشنگه هم فونت انگليسی اش
گفت بیا باهم بریم و همه لباس بچه ها رو ببریم و رفتیم چاپش کردیم روی لباس ها
موقعی که لباس رو تحویل گرفتیم اومدیم مؤسسه
با همون ذوق و شوق و لبخند گفت: اینجوری نمیشه، بیا آقای مختاری یه عکس رسمی بگیریم انگار باهام قرارداد فوتبالی بستی 😁
به خودشم لقب غرباو رو داده بود
روی کلاهش و لباسش هم اینو نوشته بود...
بیاد هنرمند اهل رسانه شهید علیرضا غرباوی
زمان:
حجم:
146K
اون ایام هر روز میرفت تا شلمچه
این صوت رو ۱۵ اسفند ۱۴۰۱ فرستاد...
بیاد شهید علیرضا غرباوی