از راست:
*استاد گرافیست برادر مجتبی مجلسی
**برادر محمد ترک، چهره سال هنر انقلاب اسلامی استان خوزستان
***عکس هنرمند اهل رسانه شهید عليرضا غرباوی
****برادر اسماعیل قائدی، خطاط درجه یک
در حاشیه آیین اختتامیه هفته هنر انقلاب اسلامی استان خوزستان
هدایت شده از آبادان مقاوم
💌 ما نفرات متخصص متمرکز رسانه ای نیاز داریم
مثلا گروهی که متخصص و متمرکز برای کار رسانه ای یک شهید بشوند و این گروه سالها برای یک شهید فعالیت کنند
به بهانه ی کار برای این شهید انسان ها پرورش پیدا میکنن
واقعا اراده خیلی مهمه
اینکه وسط راه ناامید نشی
کم نیاری
محکم باشی
متوسل به خود شهید بشی که خدا توفیق بده کار شهید رو انجام بدهی
این خیلی مهمه
شما میشی واسطه
واسطه فیض بین شهدا و مردم
خادم الشهدا حاج احمد یلالی هم رسالتش همین بود
ما آدم های معمولی رو به آدم های شگفت انگیزی مثل شهدا وصل میکرد
دقیقا مزار حاج احمد هم بین آدم های معمولی و شهداست...
زندگی حاج احمد یلالی رو که مرور کنی متوجه میشی حاج احمد مثل یه #معدنچی بود که میرفت خاطرات شهدا رو استخراج میکرد با تموم سختی هاش...
و این خاطرات خام و این محتوای ناب دست به دست شد،
تا رسید به هنرمند اهل رسانه شهید علیرضا غرباوی و با هنرش با تخصصش با تمرکزش سیقل داد و زنده کرد و کاری کرد که به دل مخاطب بشینه
حقیقتا این چند سال علیرضا با محتوایی کار رسانه ای کرد که از حاج احمد یلالی رسید بود...
انگار که حاج احمد یلالی نامه رو تحویل گرفت و علیرضا نامه رسونه پیغام شهدا بود با کارهای رسانه ای که انجام میداد.
در حالیکه ظاهرا هیچ وقت در دنیا حاج احمد و علیرضا همدیگه رو ندیدن!
🧩 این ها تکمیل کننده همدیگه هستن:
محتوا و فرم...
🕯 ان شاءالله ما یا #معدنچی باشیم،
🕊 یا #نامه رسون شهدا به دل های تشنه...
❞ https://eitaa.com/abadanravi
هدایت شده از Abolfazlhayatian🌴
قشنگ گفت که
قلب مثله شیشست، زود میشکنه
و با هیچ چسبی درست نمیشه.
جز اشک برای آقا امام حسین
چون جنس اشک از گرما و حرارته که باعث میشه
قلب دوباره شکل بگیره
https://eitaa.com/abolfazlhayatian
وقتی میگم علیرضا غرباوی توی کار رسانه ای #مجاهد_خستگی_ناپذیر بود یعنی این...
اینقدر فعالیت میکرد که خوابش ببره...
این عکس ها توی مؤسسه صبح امید گرفته شده.
رسانه براش خیلی اهمیت داشت
بهش میگفتم:
برو خونه، فردا بیا ادامه کارها انجام بده.
میگفت:
"هستم حالا، با خانواده هماهنگه"
علیرضا اهل غر زدن نبود
میزی که علیرضا و بچه های مؤسسه مینشستند از اضافات سینک ظرفشویی بود که برش میدادیم و میز درست کرده بودیم
همیشه "خوش بین بود" که یه روزی روال میشه ان شاءالله
روی میزش خلعت آخرت (کفن) گذاشته بود
چون به نفرات مؤسسه گفته بودم با اولین حقوقتون لباس آخرت رو بخرید تا همیشه یادتون باشه که برای آخرت کار کنید
روی میز هرکسی عکس رفیق شهید هست
عليرضا روی میزش عکس شهید ابراهیم هادی و شهید فاضل شیرالی بود
شادی روحش صلوات بفرستید
امکاناتی که شهید هنرمند اهل رسانه علیرضا غرباوی باهاشون کار رسانه رو بصورت جدی شروع کرد...
میزی که از اضافات سینک ظرفشویی بود و خودش با پیچ درستش کرد
و تلویزیونی رو بجای مانیتور جلوش گذاشته بود
یه میزی از خونه آورده بود که موس و کیبورد روی اونها بذاره
و صندلی قدیمی آهنی که یکی دیگه از بچه ها از خونشون آورده بود
علیرضا این انرژی رو از کجا میآورد؟!
این روحیه رو چطور حفظ میکرد؟!
که با کمترین امکانات ولی با روحیه بالا و اون لبخند هاش کارو با تموم سختی هاش ادامه میداد!
از همین عکس و رسم شهدا...
این عکسی که روی میز علیرضا بود
عکس شهید مدافع حرم، مجید قربانخانی است
چرا بنظرتون؟!
بخاطر اینکه علیرضا یه نکته ای
رو متوجه شده که خط و ربط شهید فاضل شیرالی و شهید مجید قربانخانی بود
بله
تاریخ شهادت ها یکی بود
اما یکی در زمان دفاع مقدس
و یکی در زمان مدافعان حرم
هر دو ۲۱ دی به شهادت رسیده بودند.
علیرضا میگفت بخاطر همین شهید مجید قربانخانی رو خیلی دوست دارم
این منبع عظیم روحیه علیرضا بود
"انس با #شهدا ..."
گفت بیا با کتیبه ام البنین عکس بگیریم
آقا رضا بهم گفت:
حاجتی دارم و میخوام تو خونم سهشنبه هر هفته حدیث کسا بخونیم و هدیه بدهیم به حضرت ام البنین، چه کسی بنظرت بیاد بخونه؟!
بهش گفتم علیرضا توی مؤسسه حدیث کسا میخونه
گفت: پس بگو علیرضا بیاد.
ما فقط ۳ هفته رفتیم خونه آقا رضا
و هفته چهارم آقا رضا حاجت روا شد...
دیگه از اون ببعد علیرضا و ما با خنده میگفتیم اگر حاجت دارید ما حدیث کسا برای حضرت ام البنین میخونیم
اینو با خنده میگفتیم ولی اعتقاد داشتیم و دیده بودیم
این عکس در گلزار شهدای ماهشهر گرفته شده
اول صبح جمعه ای بود
یادش بخیر...
بیاد هنرمند شهید اهل رسانه علیرضا غرباوی
که توی وصيت نامه اش ۲ ماه قبل از شهادتش نوشته بود برام حدیث کسا و زیارت عاشورا و زیارت شهدا بخونید....