eitaa logo
مهدی مختاری AI
663 دنبال‌کننده
257 عکس
145 ویدیو
8 فایل
مهدی مختاری، مدیر مؤسسه صبح امید 09167037806 @admin_sobheommid
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی امید مدحج رو دعوت کردم که بیاد آبادان و تجربه نگاری فیلمبرداری و تدوین هایی که انجام داده رو برامون بگه علیرضا خیلی خوشحال شد نشست صف اول اینجا مسجد شباب اهل الجنه هست ۹ فروردين ۱۴۰۳ بیاد هنرمند شهید اهل رسانه عليرضا غرباوی
وقتی میگم علیرضا غرباوی توی کار رسانه ای بود یعنی این... اینقدر فعالیت میکرد که خوابش ببره... این عکس ها توی مؤسسه صبح امید گرفته شده. رسانه براش خیلی اهمیت داشت بهش می‌گفتم: برو خونه، فردا بیا ادامه کارها انجام بده. می‌گفت: "هستم حالا، با خانواده هماهنگه" علیرضا اهل غر زدن نبود میزی که علیرضا و بچه های مؤسسه می‌نشستند از اضافات سینک ظرفشویی بود که برش می‌دادیم و میز درست کرده بودیم همیشه "خوش بین بود" که یه روزی روال میشه ان شاءالله روی میزش خلعت آخرت (کفن) گذاشته بود چون به نفرات مؤسسه گفته بودم با اولین حقوقتون لباس آخرت رو بخرید تا همیشه یادتون باشه که برای آخرت کار کنید روی میز هرکسی عکس رفیق شهید هست عليرضا روی میزش عکس شهید ابراهیم هادی و شهید فاضل شیرالی بود شادی روحش صلوات بفرستید
امکاناتی که شهید هنرمند اهل رسانه علیرضا غرباوی باهاشون کار رسانه رو بصورت جدی شروع کرد... میزی که از اضافات سینک ظرفشویی بود و خودش با پیچ درستش کرد و تلویزیونی رو بجای مانیتور جلوش گذاشته بود یه میزی از خونه آورده بود که موس و کیبورد روی اون‌ها بذاره و صندلی قدیمی آهنی که یکی دیگه از بچه ها از خونشون آورده بود علیرضا این انرژی رو از کجا می‌آورد؟! این روحیه رو چطور حفظ می‌کرد؟! که با کمترین امکانات ولی با روحیه بالا و اون لبخند هاش کارو با تموم سختی هاش ادامه می‌داد! از همین عکس و رسم شهدا... این عکسی که روی میز علیرضا بود عکس شهید مدافع حرم، مجید قربانخانی است چرا بنظرتون؟! بخاطر اینکه علیرضا یه نکته ای رو متوجه شده که خط و ربط شهید فاضل شیرالی و شهید مجید قربانخانی بود بله تاریخ شهادت ها یکی بود اما یکی در زمان دفاع مقدس و یکی در زمان مدافعان حرم هر دو ۲۱ دی به شهادت رسیده بودند. علیرضا می‌گفت بخاطر همین شهید مجید قربانخانی رو خیلی دوست دارم این منبع عظیم روحیه علیرضا بود "انس با ‌..."
گفت بیا با کتیبه ام البنین عکس بگیریم آقا رضا بهم گفت: حاجتی دارم و می‌خوام تو خونم سه‌شنبه هر هفته حدیث کسا بخونیم و هدیه بدهیم به حضرت ام البنین، چه کسی بنظرت بیاد بخونه؟! بهش گفتم علیرضا توی مؤسسه حدیث کسا میخونه گفت: پس بگو علیرضا بیاد. ما فقط ۳ هفته رفتیم خونه آقا رضا و هفته چهارم آقا رضا حاجت روا شد... دیگه از اون ببعد علیرضا و ما با خنده می‌گفتیم اگر حاجت دارید ما حدیث کسا برای حضرت ام البنین میخونیم اینو با خنده می‌گفتیم ولی اعتقاد داشتیم و دیده بودیم این عکس در گلزار شهدای ماهشهر گرفته شده اول صبح جمعه ای بود یادش بخیر... بیاد هنرمند شهید اهل رسانه علیرضا غرباوی که توی وصيت نامه اش ۲ ماه قبل از شهادتش نوشته بود برام حدیث کسا و زیارت عاشورا و زیارت شهدا بخونید....
الحمدلله علی کل حال جلسه چهارم رسانه جنگ و شهدا برگزار شد امروز شاهد حضور ۳ مادر گرامی شهیدان جنگ اخیر در آموزشگاه رسانه ای جهت نما بودیم خدایا شکرت ما رو در مسیری قرار دادی که خادم خانواده شهدا باشیم و خداقوت به اهالی رسانه آبادان که تشریف داشتن تشکر از حضور مادر شهیدان: علیرضا غرباوی مجتبی بوخضیری عرفان قربانی و خادم الشهدا حاج احمد یلالی و تشکر از حضور پدر شهید عرفان قربانی و تشکر از حضور: استاد حجت‌الاسلام صادقی حاج مکی یازع عزیز
یا صالح یا اباصالح ارشدنا الی طریق یرحمکم الله یا صاحب الزمان اغثنی یا صاحب الزمان ادرکنی و لاتهلنکی مستعان بک یاابن الحسن بابی انت و امی یا اباصالح المهدی
علیرضا بخاطر اینکه حدیث کسا رو خوندیم و هدیه داده بودیم به حضرت ام البنین، که گفتم داستانش رو... از اون موقع ببعد به خانم حضرت ام‌البنین و حضرت زهرا می‌گفت: بانوان رسانه ای این پیام رو در جواب یک خبر خوب که بهش رسونده بودم برام فرستاد علیرضا با کمترین خبر خوب خوشحال میشد
هدایت شده از  Abolfazlhayatian🌴
شهید گمنام شماره ۲۳۴ رفیق نزدیک علیرضا بود. هر وقت علیرضا می‌رفت گلزار شهدای آبادان، حتماً یه سری هم به مزار این شهید می‌زد. اوایلِ کارِ مؤسسه بود و گیر یه مشکلی افتاده بودیم؛ هر کاری می‌کردیم و هر جا می‌رفتیم درست نمی‌شد. یه شب با بچه‌ها رفتیم گلزار شهدا. تمام گلزار خلوتِ خلوت بود، فقط ما پنج نفر بودیم. هر کسی یه گوشه نشسته بود و مشغول توسل بود. علیرضا هم رفته بود سر مزار شهید گمنام ۲۳۴ و با دل شکسته توسل کرده بود. چند روز بعد، همون مشکلی که درگیرش بودیم حل شد. این اولین بار نبود… چند بار دیگه هم همین شهید واسطه شد و گره‌ از کارهای گره‌خورده‌مون باز کرد. https://eitaa.com/abolfazlhayatian
هدایت شده از Shayan asadi | شایان اسدی
دو سال پیش، ایام اربعین، در مرز شلمچه نمایشگاهی برگزار کرده بودیم؛ که صفر تا صدش کار بچه‌های مؤسسه بود. من سرگرم عکاسی بودم که یک‌دفعه علیرضا صدام زد: «شایان! بیا ازم عکس بگیر.» تازه «انگشتر مثلث سرخ» درست کرده بودیم و داشتیم براش تبلیغ می‌کردیم. همه‌ی رفقا با انگشتر عکس می‌گرفتند. علیرضا توی هر کاری دقت خاصی داشت؛ فقط برای همین عکس نزدیک به ۲۰ شات زدم آخرش گفت «این قشنگه.» خیلی این عکس را دوست داشت؛ مدتی هم تصویر زمینه‌ی گوشیش بود. به شوخی بهش می‌گفتم: «ها، عکاسش کی بوده» پ.ن:علیرضا لقب شکارچی روی من گذاشته بود بخاطر همین بیوگرافی کانال رو گذاشتم شکارچی https://eitaa.com/Shayan_asadi_0313
روز جهانی گرافیک روزیه برای گفتن «تبریک» به کسی که حضورش باعث برکت توی کارهام شد، باعث شد انگیزه بگیرم برای ادامه دادن، باعث شد بمونم و بسازم، با همه‌ی سختی‌ها. به کسی که باعث شد اشکم دربیاد، وقتی طرحی می‌زدم که عکسش توی اون بود... به کسی که همیشه توی ذهنم مونده و با یادش پیش می‌رم. روز گرافیک رو تبریک می‌گم به شهید هنرمند علیرضا غرباوی، کسی که نه فقط گرافیست بود، بلکه با هنر و ایمانش، خودش رو جاودانه کرد. و در کنار اون، روز همه‌ی گرافیست‌ها هم مبارک کسایی که با عشق، رنگ و معنا به جهان می‌دن. پ.ن: شهید علیرضا غرباوی مسئول بخش گرافیک مؤسسه «صبح امید»، در ۲۰ اسفندماه به آرزویش رسید و به شهادت نائل شد. •https://eitaa.com/mamaduiii