#ماجراهای_منو_ویراستارم
#سکانس۵
بالاخره با بیچارگی تونستیم یه زمانی رو اوکی کنیم که برم خونشون
ساعت ۷صبح در خونشون بودم این اولین دیدار بود و خیلی براش هیجان زده بودم و همچنین اون ...
با توجه دوستی ای که قبلاً داشتیم و جدا شدن مدرسه هامون باعث به هم خوردنش شده بود معذب بودیم و سر سنگین خیلی بیشتر از پشت تلفن
همه شرایط حال و گذشته باعث شد اون یه جلسه رسمی باشه بدون حرف اضافه ای
هرچند بعد از اون یه همچین جلسه صرفا کاری ای آرزو شد و به دلمون موند
دوستان
ناشناس هارو تو همونجا جواب میدم
اگه سوالی پرسیدید میتونید توی همون صفحه پاسخش رو ببینید❤️
توت فرنگی خوشمزست؟
تو هیچ وقت نمی فهمی همون یه توت فرنگی کوچیک چه بلایی ممکنه سر یه نفر بیاره که بیشتر از دو تا پارچ خون بالا بیاره
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
@Mrxcollection
#ماجراهای_منو_ویراستارم
#سکانس۶
کاملا جدی شروع کردیم
کل پایه و اساس داستان رو خراب کردیم و از اول ساختیم
اول موضوع کلی داستان بود اینکه داستان برپایه چه مبحثی باشه که این قطعا آسون نبود
بعد از اون روند داستان بود چه جوری شروع بشه و چجوری تموم بشه و در طول داستان چه اتفاقاتی بیوفته
این حتی تا الان و حتی واسه هر کتاب مجموعه سخت ترین قسمت ماجرا بوده و هست
سونیا دنبال چیزی میگشت که زیر پایش افتاده بود ولی هیچ وقت به پایین نگاه نکرد
#مجموعه_آقای_ایکس
#ناخن_های_مشکی
@Mrxcollection
همه فکر میکردن آسا یه دختر بدجنس و زورگو و مغروره
البته که درست فکر میکنن چرا باید چیزی غیر از این تصور بشه
#مجموعه_آقای_ایکس
#ناخن_های_مشکی
@Mrxcollection
#ماجراهای_منو_ویراستارم
#سکانس۷
یه دفترچه دستم گرفته بودم و تموم نکات رو می نوشتم نظراتی که میداد کاملا هوشمندانه و خلاقانه بود و اونجا بود که یه چیزی عوض شد
اون دیگه صرفا ویراستار کتابم نبود از اون روز به بعد اون دستیار و ایده پرداز کتابم بود
بعد از روند داستان نوبت به اسمش رسید
نظرات زیادی ارائه شد ولی در نهایت چیزی که هر دو سرش توافق کردیم خون طلایی بود
و اونجا و اون لحظه بود که کتاب بر مبنای خون طلایی شکل گرفت
چرا جنی باید عاشق یه روانی بشه که اختلال دو شخصیتی داره؟
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
#چشمان_رنگی
@Mrxcollection
آوین نمیدونست نیلا یه دختر تو سری خوره یا فقط حال نداره به آسا و زورگویی هاش جواب متقابل بده
#مجموعه_آقای_ایکس
#ناخن_های_مشکی
@Mrxcollection
#ماجراهای_منو_ویراستارم
#سکانس۸
همیشه شروع کتاب جزء سخت ترین سکانس هاست
چون معمولا کسی که برای خرید کتاب اقدام میکنه صفحه اول رو باز میکنه تا از موضوع داستان و نحوه نوشتن نویسنده مطلع بشه پس سکانس اول باید یه چکیده کوتاه از کتاب رو ارائه بده و جزء زیبا ترین سکانس های کتاب بشه تا بتونه خواننده رو شیفته خودش کنه
و این موضوع باعث شده بود رو شروع کتاب حساس بشیم و همیشه مورد سوءظن قرارش بدیم
از اون موقع تا الان چندین بار اونو تغییر دادیم و هر دفعه جزییات بیشتری رو به اون اضافه می کردیم
اون همیشه موقع دعوا با الکس پشت جنی قایم میشد
ولی اگه الکس به جنی دستور کشتن اونو بده چی؟
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
@Mrxcollection