#ماجراهای_منو_ویراستارم
+اونجا رو ببین یه ایستگاه متروکه اس خیلی جا دار و نامحسوسه قشنگ میشه یه جسد رو انداخت اونجا
_بو میگیره میفهمن بعدش هم چطوری یه جسد رو بیاریم تو ایستگاه مترو؟
+تیکه تیکه اش میکنیم میذاریم تو این پلاستیک بزرگا
- اییی خونی میشه
+نه بابا چند ساعت میذاریم بمونه بعدش میبریم که خوناش خشک بشه
بخشی از مکالمات روزمره ی من و ویراستارم
@mrxcollection
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه ها که نگرانند چرا باراد غیبش زده...
باراد که رفته تو طبیعت تا برای تابلوی نقاشی جدیدش الهام بگیره.
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
@mrxcollection
هدایت شده از خاطرات خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
درود☀️
این پیام رو توی چنلهای قشنگتون فور کنید تا من هم براساس وایبی که از چنلتون میگیرم یک Aesthetic Grid و یک ولاگ بهتون تقدیم کنم𓄹 ࣪˖ 🌻 ִֶָ
قبل از فور کردن حتما ظرفیت رو چک کنید
جاتگی
توفان آروم و صبور بود.
البته فقط وقتی تو یک اتاقِ ساکت و آروم با کتاب های بیولوژی و بافت شناسیش تنها بود!
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
@mrxcollection
آوین بعد از هر خرید؛ حتما باید سینما، رستوران یا یه خرید دیگه میرفت، تا چیز هایی که خریده بود رو، بپوشه و تو چشم مردم بکنه!
#مجموعه_آقای_ایکس
#ناخن_های_مشکی
@mrxcollection
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدرین، درحالی که هربار، وانمود میکرد هیچی از مبارزه کردن حالیش نیست:
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
@mrxcollection