eitaa logo
آقای ایکس
180 دنبال‌کننده
48 عکس
47 ویدیو
0 فایل
معرفی مجموعه کتاب های "در دست چاپ" آقای ایکس کپی ممنوع 🚫 چرا جنی باید عاشق یه روانی بشه که اختلال دو شخصیتی داره؟ ناشناس مون https://eitaa.com/mrxcollection/1457 تقدیمی ها بعد از چند ساعت ، میره اینجا: https://eitaa.com/Tamrxcollection
مشاهده در ایتا
دانلود
خب دوباره طبق قبل اسم و شخصیت بچه ها ویژگی های ظاهری و عادت ها وسواس هاشون رو مشخص کردیم بعد از اون نقاط کلیدی داستان یا به عبارتی نقطه های عطف بعد روند رو مشخص کردیم و در آخر اسم کتاب اسم کتاب رو گذاشتیم چگونه قاتل باشیم و شروع به نوشتن کردیم
اگه آدرین زیاد حرف بزنه جنی بیهوشش می‌کنه و همونجا میزارتش و میره متاسفانه آدرین اینو بعد از اینکه کنار خیابون به هوش اومد فهمید @mrxcollection
کی فکرشو میکرد بارادی که داره روی سن دانشگاه گیتار برقی میزنه و همه تو کف اجراش موندن شب باید بره واسه کشتن رئیس بزرگترین کارخونه ی شهر @mrxcollection https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=15497.46557&btn=ارسال.نظر
هاکان قراره با فیکا توی یه خونه تنها بمونه؟ این حتی از گیر افتادن با یه بچه ای که تازه "چرا" یاد گرفته هم بد تره @mrxcollection https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=15559.46533&btn=ارسال.نظر
بعد از شروع کتاب آروم آروم وارد تابستون شدیم و طبیعتاً وقت بیشتری داشتیم که برای هم دیگه و همچنین برای کتاب بذاریم اوایل ذهنیت بر این بود که چون خون طلایی بر مبنای نجات مردم چیده شده یه کتاب دیگه هم باشه که مبناش کشتن مردم باشه برا همین کتاب چگونه قاتل باشیم همونطور که از اسمش پیداست حول محور چند قاتل می چرخید دو کتاب اوایل هیچ ربطی به هم نداشتند و کاملا مستقل طراحی شده بودند https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=15910.23487&btn=ارسال.نظر
آراس و سونیا نمونه بارز خواهر برادر هستند اونا حتی با اینکه چهل سال شونه هنوزم عین ده ساله ها واسه ی هر اختلافشون همو میزنند البته تو رینگ... @mrxcollection https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=15911.77408&btn=ارسال.نظر
دستان پر مهارت باراد به خون آلوده است اما وقتی قلمویِ نقاشی شو به دست میگیره کی اهمیت میده؟ @mrxcollection https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=16299.69125&btn=ارسال.نظر
در یکی از روز ها بعد از گشت و گذار های زیاد توی زیر زمین خانه ی نیلو (پاتوق همیشگی مون) داشتیم درباره ادامه کتاب حرف می‌زدیم و سکانس هارو میچیدیم تا بعدا من بنویسم از اونجا که نیلو از همون اول اسم و شخصیت آدرین رو خودش انتخاب کرده بود علاقه زیادی به اون داشت، یه نظریه داد و اون این بود که اگه کتاب ها رو با هم مرتبط کنیم چی میشه اوایل با مخالفت شدید من مواجه شد من ارتباط بین کتاب ها رو دوست نداشتم می خواستم خواننده حتی اگه یک کتاب رو نخونده بود بتونه کتاب بعدی رو بخونه مثل دو اثر متفاوت یک نویسنده که هیچ ارتباطی با هم ندارن و خط داستانی اونا کاملا از هم جدا است https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=16301.72220&btn=ارسال.نظر
نیلو مثل همیشه چیزی که میخواست رو باید اونقدر تکرار می کرد و سماجت می ورزید تا بتونه منو قانع کنه سکانس هایی رو می‌ساخت که میدونست می‌تونه من رو جذب کنه مثل همیشه تلاش میکردم مقاومت کنم ولی اون اگه یه چیزی به نظرش جالب بیاد به طور عجیبی کیلک می‌کنه و تا قانع نشی دست بر نمی داره و از نظرش حرف ها و دلایلش کاملا قانع کننده و منطقیه مثل همیشه تونست با دلایلی به ظاهر منطقی من رو راضی کنه پس با شرطه ها و شروطه ها تصمیم گرفتم قبول کنم https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=17031.57579&btn=ارسال.نظر
چی دوست داری؟ یه تلویزیون بزرگ یه عالمه خوراکی یه جای راحت برای خوابیدن یه سریال بی پایان محشر؟ اونا همه رو باهم داشتند این شغلشون بود هرچی میخوای بخور دراز بکش و به تلویزیون نگاه کن! @mrxcollection https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=17032.51324&btn=ارسال.نظر
شرط این بود که یه طوری به هم مربوط بشند که اگه یکی، یدونه از کتاب ها رو نخوند متوجه کمبود نشه که موفق هم شدیم یه سری از ارتباطات تنها توی مغزمون بود و تنها یه قسمت کوچک از اون رو به خواننده نشون می‌دادیم شاید براتون سوال داشته باشه همه اینا چه ربطی به علاقه نیلو به آدرین داره جوابش اینه که نیلو اولین قدم رو برای خانواده کردن آدرین انجام داد و نظریه ای که از اول با اون سکانس می ساخت تا من رو تخت تاثیر قرار بده خواهر و برادر کردن آدرین و الکس بود https://eitaa.com/comments_app/app?startapp=17580.31313&btn=ارسال.نظر