زندگی همینقدر عجیبه که پارسال یه آدمایی تو زندگیت بودن که فکر میکردی ابدین و الان نه برات مهمن نه خبری ازشون داری.
نمیدانم آیا مادرش هم او را بهاندازهی من دوست داشت؟ آیا کسی میتوانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذّتی دارد؟ چهقدر آدم را به ابدیت نزدیک میکند؟ آدم را پُر میکند، آنقدر که نخواهد به چیز دیگری فکر کند، دلش برای هیچکس دیگری نلرزد، و هرگز دچار تردید نشود؟
تلاش کردم اندوهم را دوست بدارم؛
شاید که برود…
به رسم تمام چیزهایی که دوستشان داشتم و رفتند.
هدایت شده از Me
منم خیلی دلم میخاست یه غمگین آروم باشم ولی متاسفانه یه بیش فعال شادم
آدم نهایتا یک بار میتونه کسی رو که اذیتش کرده از ته دل ببخشه، از اون به بعد به تعداد دفعاتی که مجبور باشه ببخشتش همونقدر محبتش به اون آدم کم میشه چون بخشیدن به معنی فراموش کردن نیست.