گاهی میخندید و گاه در چنان غمی فرو میرفت که انگار سنگینترین غم جهان را بر شانهاش حمل میکند.
میدانی؟!
هیچکس واقعا هیچچیز را فراموش نمیکند؛
فقط آدمها یک وقتهایی،
از به یاد آوردن خسته میشوند.
آنگاه که اندوه تا عمق جانم ریشه میدواند،
مرا در آغوشت پناه بده…
در آغوش تو، مرگ هم دیگر ترسناک نیس:))✨️
از دخترایی که توانایی تعریف کردن از دخترای دیگرو دارن خوشم میاد. آفرین دختر خوشگله.
تابستونا که همه دورشون شلوغه مهم اینه که تو غم غروبای پاییز تنها نباشی .