وقتی ادبیات میخونم انگار جهان تغییر میکنه، یه جورایی رنگ عوض میکنه،حتی حروف الفبایی که روی کاغذ به نمایش درومدن،از حالت بی حرکت بودنشون درمیان و مثل گنجشگ ها پرواز میکنن. حافظ که میخونم انگار کسی درونم ساز سه تار میزنه،شاملو که میخونم با قاصدک کلمات هم سفر میشم.گاهی وسط،شعر لبخند میزنم. میدونم که یه گوشه از روحم متعلق به ادبیاته، ذوق زده و خوشحال.
خوشحالم که دخترک درونم رو که عاشق ادبیات و شعر هستش رو تونستم پیدا کنم. شاید یک روز همین افکار و حرف های نزده از دلم جوونه زدن و رشد کردن و خودم نویسنده شدم؟نمیدونم.
هدایت شده از کـورالین 🌀.
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون وایب کورالین میده 😭🌀🐈⬛️ .
#وایب .
₍ @coralinem🌀 ₎࣪ ࣭ ٬٬
هوا بارانی وابری بود و خوابم عمیق! باچشمانی بسته لحظه ای هوشیار شدم و نمی دانستم صدایی که به گوشم رسید واقعی بود یا خیال؟ چشم هایم را باز کردم،قلبم تند تند می زد . نفس هایم کوتاه شد .بین صدای تلویزیون و هیاهوی خانه ی مامانجون،بادقت گوش دادم تا مطمئن شوم.باورم نمیشد که چطور شنیدم . وقتی فهمیدم خیال نبود لبخند کوچکی روی لبم نقش بست. لبخندی که هم گلگون شدن گونه هارا همراه خود داشت و هم شادی و ذوق از ته دل را. دمی از بوی خاک نم خورده دیوار های گِلی اتاق گرفتم؛با دو دستم لحاف را از وسط سرم روی سرم کشیدم و لغزیدم زیرش.
میدانی؟ تا چند دقیقه گونه هایم گلگون بود آخر باران همیشه برایم خوشحالی می آورد و آن روز زیر لحاف پشمی تمام ذوق و احساساتم مرا در بر گرفته بودند.
سلام دردونه ها.
خب دیگه آقا اسفندم داره اخرین نفساشو میکشه و رفتنیه،آخر ساله،۴۰۴!
امیدوارم این سال برای همتون به خوبی تموم بشه باهمه سختی هایی که گذشت و خواستمبگم افتخار میکنم بهت که دووم آوردی و جوونه امید توی دلتو زنده نگه داشتی : " ).
انسان دوست داشتنی.
امیدوارم سال جدید برات پرباشه از اتفاق های خوب و شگفت انگیز و لبخند ومهربونی های زیاد و رفاقت بیشتر با خدا = ).💕🌟
_دوستدار شما یارا