eitaa logo
معشوقه‌ی آفتابگردون؛
31 دنبال‌کننده
327 عکس
36 ویدیو
1 فایل
به دارالمجانین من خوش اومدین امید که افتخار همراهی نگاه های مهربون شما رو داشته باشم. به رسم ادب، تمامیِ این مطالب برایِ لمسِ شیرینی نسیمِ لبخندِ شماست. منِ دیوانه را جویا باشید.
مشاهده در ایتا
دانلود
معشوقه‌ی آفتابگردون؛
علی را خدا نمی‌دانم، از خدا هم جدا نمی‌دانم...
امروز به مامان بزرگم گفتم رهبر رو اسرائیل کشته، امشب میخواست بخوابه مدام اینو تکرار میکرد...
ایران خانم، به قربانِ دامنِ داغ‌دیدت عزیزِ استوارِ من، پرکَسِ بی‌ کَسِ این روزها...
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
‌نوشته: اسم ترامپ و نتانیاهو رو روی کدوم خیابونا بذاریم؟ عزیزم خیابون نیاز نیست بزار تو شناسنامت بجا اسم بابات «ناهید» @farsitweets
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است.
او با شما پدرکشتگی دارد، بنشینید و تماشا کنید...
قائدنا🇮🇷
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
اونایی که بی سحر روزه میگرن تازه بیدار شدن میپرسن چه خبر شده؟ هیچی داداش! اونا دنبال شاهزاده بودن ولی امام زاده اومد🙂 @farsitweets
هدایت شده از حریم ریحان 💜🌿
روزها و فرصت ها میگذرند و من انگار که مسخ شده باشم، فقط به تماشا نشسته ام...
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای غم نمی دانم  روزِ رسیدن روزیِ گامِ که خواهد بود  اما درین کابوس خون آلود  در پیچ و تاب این شب بن‌بست  بنگر چه جان های گرامی رفته اند از دست دردی ست چون خنجر یا خنجری چون درد  این من که در من  پیوسته می‌گرید  در من کسی آهسته می‌گرید ...
۵ دقیقه مونده به اذان یه جوری آب میخورم که انگار شترم و قراره آب تو کوهانم ذخیره بشه.
منم دعا کنین بچه‌ها، خیلی محتاجم، به جای من دعا کنید و برام خیر بخواید✨💚
" به نام خدا ، از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر می‌کنم و رصد می‌کنم تا نکته‌ای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم! و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم» «وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر می‌کرد و از پشت تیر به سرش خورده بود وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرص‌هایش را به موقع نمی‌رساند… و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلی‌ها در آن جا می‌شوند اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمی‌تواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند! در این دو ماه قلبم سوخت برای کشته‌شدگان… اما دست خودم نبود! من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم می‌سوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت… در خانه‌ی من نه صداوسیما یک‌ریز جمهوری اسلامی را تبیین می‌کند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند. در خانهٔ من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثه‌ای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است. در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشته‌اند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار می‌کردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینه‌ی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب… و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است. به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم ده‌ها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سال‌ها و شبانه روز محتوا تولید می‌کردند که ”سوییس کشور خوبی نیست“ اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند… آری همین رسانه کاری با کشورِ سامورایی‌های متعصب کرد که در خیابان‌ها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بی‌آنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آورده‌اند… به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند! دیدم نمی‌توانم کنار سلبریتی‌هایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا می‌گویند و تهدید به قرآن‌سوزی می‌کنند و بدون اینکه خنده‌شان بگیرد، بشارت آزادی می‌دهند! دیدم حتی نمی‌توانم از اهالی جزیره‌ی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بی‌گناه وطنم کاری نداشته باشند!! تا اینکه جنگ شروع شد و کمک‌ها رسیدند، همچنان که قبل از ما کمک‌ها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده‌ بودند. دیدم جنگ است و فقط می‌توانم بخوانم! که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانه‌ای به کشورم یورش می‌برد همین کار را می‌کردم… برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع می‌کنند خواندم…  «حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است  و براستی خدا برای ما بس است…     اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست! این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم: اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان…  من ترجیحم این است که  در همین وسط بایستم و بمیرم وسط مدرسه میناب وسط خانه‌هایی که سفره‌‌هایشان کوچک شد وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته… وسط خیابان‌های شهرم… " - محسن چاوشی، اسفند ۱۴۰۴ . کپی شده از : https://eitaa.com/good_mistake .