بازدید از غرفههای جریانات اخیر و گوشِ جان سپردن به حقایقی که تن انسان رو به لرزه در میآورد.
۲۳ اسفندِ ۱۴۰۳
هدایت شده از معشوقهی آفتابگردون؛
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت و اگر زنده ماندی و یک روزی بی من در خانهات چای خوردی، برای کودکت تعریف کن که این روزها چقدر امیدوار ماندن، بزرگ و دشوار بود.
- حال همه ما خوب است
اما تو باور نکن ؛
میدانی هر قلبی دردی دارد
فقط نحوه ی ابراز آن متفاوت است.
برخی آن را در چشمانشان
پنهان میکنند و برخی در لبخندشان !
+ خسرو شکیبایی
هدایت شده از معشوقهی آفتابگردون؛
و قسم به صدای آژیر،
قسم به خواب راحتی که از چشم مردمان وطنم رفته،
قسم به جنازه ی کودکان و زنان و مردان بی گناه،
قسم به تکتک نفس های مضطرب و قلب های لرزان،
قسم به صدای موشک، پدافند، پهباد،
قسم به قوم های مقتدر کورد، لر، ترک، بلوچ، فارس، عرب،
قسم به خاک ایران؛
ما اگر امروز گریه کنیم، فردا تا پای جان خواهیم جنگید،
ما ایرانی هستیم، نه از جنس ترس. از جنس نور. از جنس امید. از جنس قدرت.
ما اگر امشب نگران باشیم، فردا با غرور میگوییم، ایران زندهست، چون ما زنده هستیم. ما زنده و شکست ناپذیریم چون پشت همیم.
ما اجازه نخواهیم داد وجبی از این خاک اشغال شود.
ما تا پای جان از ایرانمان، جانمان ، دفاع خواهیم کرد.