هدایت شده از معشوقهی آفتابگردون؛
ایراٰن خاتون؟!
زیبای محزونِ ستمدیده
خاکت بلاکش و غمخیز است عزیزدلم.
نه میتونم درس بخونم ، نه میتونم بدم تو خاتبون کنار بقیه وایسم و شعار بدم.
نه میتونم چشم به خونهای ریخته شده دی ماه ببندم نه میتونم خونه های جوونای انتظامی رو نادیده بگیرم.
فقط نشستم خونه غصه میخورم و با حرص پوست لبامو میکنم، آنقدر حرفامو قورت دادم انگار همهی ابرای غصه دار دنیا تو گلوم جمع شدن و من هیچ کاری نمی تونم بکنم
خدایِ عزیز، قربونت برم، لطفا خودت با دقت نگاه کن، من اون دنیا دوباره حال توضیح دادن و مرور کردن این زندگیو ندارم.
جایی دور تر از خودم ایستادهام، به تماشای کسی که جای من زندگی میکند، چه بی رحمانه تنهاست و چه ناچار قوی...
_بخشی از این روزای سخت اینجا بمونه به یادگار.، تا خزونِ جونم به پایان برسه و خرامان به آغوشِ سبز روزای خوب برم...
هدایت شده از مجنون ؛🇮🇷
چهارصدُچهار تصمیم گرفته تا آخرین لحظه نحس باشه ؛🤌🏼