آقایِ قاضی ما سالهاست عیدهامون رو با خونِ به دلنشسته مادرها و چشمان انتظار کشیده پدرها جشن میگیرم، با لباس های مشکی و چشمان پف کرده، ما می باریم و آسمون هم میباره...
جنابِ قاضی ما عیدهامون رو با آتشِ به جان نشسته مادرانی که دلبند خودشون رو از دست دادن جشن میگیریم، قربان و غدیر و نوروز نداره
هدایت شده از لیلی سلطانی
هزار و چهارصد و پنجِ عزیز،
سالی که گذشت زمستانی بود که پایان نداشت.
بهارش با سوز به لالههای ما زد،
از تابستان و پاییزش سردی و پژمردگی عایدمان شد.
و زمستانش... از ابتدا تا انتها خون بود...
تو سِحرِ زمستانِ ابدی را بشکن.
تو برای ما بهارِ بیپایان باش.
لیلی سلطانی
@leilysoltani 🥀
معشوقهی آفتابگردون؛
چه جوانانی اسماعیل، چه جوانانی، میبینی؟! بسیاریشان هنوز صورت معشوق را بر سینه نفشردهاند...🖤
سَرو و بیدَم
قد بلندِ سر به زیرَم.