هدایت شده از لیلی سلطانی
هزار و چهارصد و پنجِ عزیز،
سالی که گذشت زمستانی بود که پایان نداشت.
بهارش با سوز به لالههای ما زد،
از تابستان و پاییزش سردی و پژمردگی عایدمان شد.
و زمستانش... از ابتدا تا انتها خون بود...
تو سِحرِ زمستانِ ابدی را بشکن.
تو برای ما بهارِ بیپایان باش.
لیلی سلطانی
@leilysoltani 🥀
معشوقهی آفتابگردون؛
چه جوانانی اسماعیل، چه جوانانی، میبینی؟! بسیاریشان هنوز صورت معشوق را بر سینه نفشردهاند...🖤
سَرو و بیدَم
قد بلندِ سر به زیرَم.
معشوقهی آفتابگردون؛
چه جوانانی اسماعیل، چه جوانانی، میبینی؟! بسیاریشان هنوز صورت معشوق را بر سینه نفشردهاند...🖤
خدا افزون کند در هجر تو، صبرِِ کمِ ما را...
هدایت شده از روحِ مَن:)
ما روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود،
آدمهای زیادی را به گریه میاندازد.
معشوقهی آفتابگردون؛
ما روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود، آدمهای زیادی را به گریه میاندازد.
ما روزهایی را میگذرانیم که اگر کوه شوند فرو خواهند ریخت، آسمان شوند اشک خواهند ریخت، سنگ شوند میشکنند، و اگر انسان شوند؟!
هیچ، دوام می آورند.
انسان هم فرومیریزد، هم می بارد، هم میشکند، اما دوام میآورد.