اسیر شدن به دست نیروهای سپاه به مراتب امنتر از شکار شدن توسط لرهای غیور مسلح به برنوعه...
گفت چگونه ای؟!
گفتم: در من امیدی بسیار همراه با نَمی اشک،کَمیرنج و بیحوصلگی پیدا میشود...!
آن شب و شب های بعدیِ بسیاری نخوابیدم...
و فهمیدم اندوهی که آدم را نمیکشد
به شکل های دیگری در میآید
که از مرگ بدتر است!
هدایت شده از حَنین🇮🇷
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اینم از اولین قسمت از پادکستی که پادکست نیست
پ ن :میدونم صدام افتضاحه به بزرگی خودتون ببخشید
پ ن :این اولین تجربمه لطفا انتظار زیادی نداشه باشید❤️✨
به قلم :لئو🫂
معشوقهی آفتابگردون؛
اینم از اولین قسمت از پادکستی که پادکست نیست پ ن :میدونم صدام افتضاحه به بزرگی خودتون ببخشید پ ن :
نمیدونم از کی و کجا تو سرتون افتاد که تنهایی سخته؟!
معشوقهی آفتابگردون؛
اینم از اولین قسمت از پادکستی که پادکست نیست پ ن :میدونم صدام افتضاحه به بزرگی خودتون ببخشید پ ن :
واقعا تنهایی تنها چیزیه که هر آدمی باید خوووب بلدش باشه...
هدایت شده از - بهشتِکوچک¹²⁸ -
جنتلمن فقط بچه های هوافضا:)
_خوبی؟
+آره.
_پس چرا ناخنات رو میجویی
+عصبیه.
_بدنت چرا زخمه؟
+عصبی میشم پوست بدنمو میکنم.
_ابروهات چرا ریختن؟!
+عصبی میشم میکنمشون
_زیر چشمات گود افتاده چرا؟
+بی خوابی عصبی دارم، شبا نمی خوابم
_رنگ و روت چرا زرده؟
+معدم عصبیه، یه یکماهیه معده درد دارم
_چشمات درد میکنه؟!
+نه میگرنِ عصبی دارم، نور اذیتم میکنه
_خوبی؟!
+آره، هیچ وقت انقدر خوب نبودم.