هدایت شده از معشوقهی آفتابگردون؛
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت و اگر زنده ماندی و یک روزی بی من در خانهات چای خوردی، برای کودکت تعریف کن که این روزها چقدر امیدوار ماندن، بزرگ و دشوار بود.
گریه و چای و غم و شعر و دو نخ بهمن و بعد،
باز هم گریه و یک دور دگر مصرع قبل...`
غریب بودن، تنها به معنای قرارگیری در محیطی که هیچ آشنایی ندارین نیست، گاهی اوقات شما غریبین چون آدمای اطرافتون درکی از شما ندارن و همون موقعه هست که شما غریبیین، با خانوادتون، دوستاتون، خودتون و....
معشوقهی آفتابگردون؛
شیر به خونخواهیِ پروانهها بهر شکار سگ ِ زرد آمده!
قرار نبود از جنگ دیگه چیزی بذارم، ولی اینو دوست داشتم.
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◻️چهل روز مقاومت در یک دقیقه
@farsitweets
من!
دخترِ شیرین سخنِ دوره ی قاجار
تو پست مدرنی و مضامین دل آزار
من اهل دل و چای هل و لعل نگارم
تو اهل شب و شعر سپید و لبِ سیگار