هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
اگه بخوام در مورد ۱۴۰۳ بنویسم
باید بگم که؛
ازهر تعلقی که گذشتم تواناتر شدم
هر روز چیزی را ترک کردم
و هر روز چیزی مرا ترک کرد
با هر ترکی خاکِ تنم تٓرٓکی برداشت
و چیزی از آن رویید
بالی شاید کوچک و شفاف و نامرئی
و پریدن با پرهای ناپیدا
مرا بی پروایی آموخت
•Nima•
@farsitweets
امروز اومدم به یکی از دوستام پیام بدم دیدم اونی که آخرین بار پیام داده و جواب نگرفته من بودم، هیچی دیگه الان یه غریبه که نه شمارش رو گوشیمه نه جایی ببینمش قرار بشناسمش
به قولِ مهرانِ یاوری درسته که
اللهُفیقُلوبِمُنکَسِرَه....
ولی دیگه دلی نمونده که عاشقه شه، زندگی کنه، زندگی بشه...
_خوبی؟
+آره بابا مگه میشه من بد باشم
_پس چرا داری گریه میکنی؟!
+هیچی، سیاهی شب رو دلم آوار شده
_مطمئنی؟
+آره، صبح میشه خوب میشم
_میدونی چندتا صبح گذشته؟
+نه بابا هنوز که صبح نشده
معشوقهی آفتابگردون؛
آخرین دیدارِ تو اولین غمِ من _خونهی مادربزرگ
پ.ن: به گفتهی خودِ ننهجون این برچسب مدتی بعد از فوتِ آبا(پدربزرگِ عزیزم) به آینه چسبونده میشه:).
زندگیم به دو قسمت تقسیم شده
قبل از ماه رمضون ۴۰۳_۴۰۴:
خواب:۲:۰۰. بیداری:۶:۰۰
بعد از ماه رمضون ۴۰۳_۴۰۴:
خواب ۶:۰۰. بیداری ۱۴:۰۰
و ۱۶ ام قرارِ ساعت ۷ صبح سر کلاس فیزیک کوئیز بدم.
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
«هل أتیت لأنی أنا؟
أم لأنک تائهُ ،و لا تعریف سوی عنوانی»
آیا آمدی به خاطر اینکه منم؟
یا بخاطر اینکه گم شدی و جز نشانی من، نشانی نمیدانی؟؟!
»DelAram«
@farsitweets