آنها که آمده بودند از غم ما بکاهند،
غمِ بیشتری را به ما هدیه دادند عزیزِ من.
جهان را معمولاً با چشمان ظاهربین مینگریم، و حقیقت را در مدارک، لباسها، و عنوانها جستوجو میکنیم. اما گاهی حقیقت، درست آنجاست که هرگز انتظارش را نداریم؛ در چهرهای خسته، دستی ترکخورده، و صدایی که در هیاهوی روزمرگی گم شده است.
اون روز ت ی مدرسه دعوام شده بود یکی از دوستام سعی داشت قانعم کنه که جوابشونو بدم بخشی از مکالممون رو رو بخونید
_تو دختری، مگه میشه برات مهم نباشه؟!
+آره میشه، چرا نشه؟(چشمام میسوزه)
هیچکس نمیداند که تو برای لبخند واقعی امروزت، چه روزهایی را بسیار گریه کردهای.
پ.ن:چقدر شب و روزم این جمله هست.
#معشوقهی_آفتاگردون