عزیزای دلم خیلیاتون توی جریان الهه عزیز همدردی کرده بودین و توضیحاتی داده بودین که الان دیدم خیلی ازتون ممنونمم
من میفرستم ولی نمیتونم بگم چقدر چون ممکنه وسط ذکر خوابم ببره چون خیلی کم خوابیدم از جمعه
#ناشناس
بگو بهم چندتا فرستادی لطفا
هدایت شده از معادلات ذهنی خانم x
در ۲۴ام خرداد ماه، عید غدیر در حرم امام رضا(ع) به یاد عزیزان، ادامین کانالهایِ سرزمینی از بهار | آرسو | نبات | بابونه | ستاد مبارزه با بیکارها | Motivation | کتابخانهی خیابان نوزدهم | جانان۱۲۸ |روزنگار پوکی | سدنا | جوجه کوچولو | Vacant | وا(نگینِ عزیز)| معشوقهی آفتابگردون | انجمن بیکاران کتابخون | آفتابی با حاشیه های ابری | هزارویکشب | خاطرات خورشید و ماه | کیمسوفیا | مدعوین قهوه خوری بختاپوس | مغلق | بهارنارنج و ساکنین کنج دنج خانم x🤍
امیدوارم کسی از قلم نیفتاده باشه..
انشاالله برسونین به دست این عزیزان:)
رسول؟!
وجب به وجب این خاک و اگر بگردیا، مشت مشت غیرت و آبرو پیدا میکنی که از دومن ننه های چشم انتظار، قد کشیده بودند. ما واسه مرز های تن ایران خانم، قناصه رو شونه های بچههامون گذاشتیم، کلاش دست ناموسمون دادیم، ما خوراک ماهیها شدیم، گوشتمون لا سیمخاردار گیر کرده اما شرفمون با رنگ رنگ پرچممون بالا رفته، غبار نشسته رو طاقچه های خونمون و هم بهشون ندادیم. اینجا رو اینجوری نبین، شاید تک تکمون و غم له کرده باشه اما هنوز همونیم...مثل قبل، شبیه متوسلیان، مثل صیاد، از نسل کریمخان...
خوف نکن پسر...غمت نباشه! گاهی هم آسمون تیره میشه، پیرهن خاکستری تن میکنه حالا یا با دل گرفتهی ابرها یا دود خمپارهها، درختا بخاطر آسمون که نمیمیرند...میمیرند؟! ما درختیم...ریشه دونیدم تو خاک، خم میشیم شبیه بیدمجنونها، از سر عشق، از سر محبت اما زانو نمیزنیم، هرگز نمیشکنیم!
-حنانهعزیززاده | ایران خانم
معشوقهی آفتابگردون؛
رسول؟! وجب به وجب این خاک و اگر بگردیا، مشت مشت غیرت و آبرو پیدا میکنی که از دومن ننه های چشم انتظار
اینو جدی جدی نشر بدید دیگه
برایِ ایران خانم
🔴«چه جوانانی، اسماعيل، میبينی؟
چه جوانانی؛
بسياریشان هنوز صورت عشق را بر سينه نفشردهاند.»