رسول؟!
وجب به وجب این خاک و اگر بگردیا، مشت مشت غیرت و آبرو پیدا میکنی که از دومن ننه های چشم انتظار، قد کشیده بودند. ما واسه مرز های تن ایران خانم، قناصه رو شونه های بچههامون گذاشتیم، کلاش دست ناموسمون دادیم، ما خوراک ماهیها شدیم، گوشتمون لا سیمخاردار گیر کرده اما شرفمون با رنگ رنگ پرچممون بالا رفته، غبار نشسته رو طاقچه های خونمون و هم بهشون ندادیم. اینجا رو اینجوری نبین، شاید تک تکمون و غم له کرده باشه اما هنوز همونیم...مثل قبل، شبیه متوسلیان، مثل صیاد، از نسل کریمخان...
خوف نکن پسر...غمت نباشه! گاهی هم آسمون تیره میشه، پیرهن خاکستری تن میکنه حالا یا با دل گرفتهی ابرها یا دود خمپارهها، درختا بخاطر آسمون که نمیمیرند...میمیرند؟! ما درختیم...ریشه دونیدم تو خاک، خم میشیم شبیه بیدمجنونها، از سر عشق، از سر محبت اما زانو نمیزنیم، هرگز نمیشکنیم!
-حنانهعزیززاده | ایران خانم
معشوقهی آفتابگردون؛
رسول؟! وجب به وجب این خاک و اگر بگردیا، مشت مشت غیرت و آبرو پیدا میکنی که از دومن ننه های چشم انتظار
اینو جدی جدی نشر بدید دیگه
برایِ ایران خانم
🔴«چه جوانانی، اسماعيل، میبينی؟
چه جوانانی؛
بسياریشان هنوز صورت عشق را بر سينه نفشردهاند.»
و دست اخر..
همینکه تو راضی به رنج و اندوه من شدی،من جواب تمام سوالهایم را گرفتم!
از این به بعد قول میدم ناشناسارو روزی ۲،۳ بار چک کنم🥲😂
https://daigo.ir/secret/1898910216
حرفی سخنی؟همه به گوشِ جان.
چنل اینطوریه که بازدیدبعضی پیامای عادی بدون فور و هر چیز دیگری از اعضای چنل بیشتر:)