اولین قدم و سطح از بزرگسالی که دارم حسش میکنم اینه که اونقدر بزرگ شدم که کلمه ها، آدما، حرفا، اتفاقو... کوچیک نمی تونه بهمم بریزه، عصبانیم کنه و منو ناراحت کنه. حقیقتا دوستش دارم.
ارتباطم با یگانه این طوریه که
حالم بده؟ یگانهههه
حالم خوبه؟ یگانهههه
میخوام برم مهمونی؟ یگانهههه
تو خونه موندم؟ یگانهههه
مثل خر تو گل گیر کردم؟یگانهههه
کی؟ یگانهههه
کجا؟ یگانههه
کِی؟ یگانههه
سیستم پشتیبانی قوی؟ یگانهههه
معشوقهی آفتابگردون؛
از این جهت هم که کتابی نصیبم شد و مثلِ خر ذوق کردم و برایِ تکمیلِ این شادمانی به همراهِ سادات خانوم و به پیشنهاد ایشون رفتیم تیتاپ خوردیم که حق مطلبِ جمله"مثلِ خری که بهش تیتاپ دادن ذوق کرده" ادا بشه.
در کل مدرسه امروز خوشگذشت✅
عشق برایِ من به منزله هوا و نور و آفتاب ضروری و لازم است...
کتاب|اولین تپشهایِ عاشقانه قلبم
https://eitaa.com/Blueseyyed2023/2927
آقا از این به بعد برنامه همینه
دیوونه باشیم✅