انصافه؟
تو هوای هوای زمستونی، غروبِ جمعه، عود و چای دارچین با شکلاتای موردعلاقم، ریاضی بخونم؟!
روزها و سالها میگذرن و هرروز از تقویم ایران با قطرهقطرهی خون جووناش خونین میشه.
ایران خانم، به قربانِ دامنِ داغدیدت عزیزِ استوارِ من، پرکَسِ بی کَسِ این روزها...
"ای مادر
ما چه گناهی کردهایم
که باید دو بار بمیریم
یک بار در زندگی
و بار دیگر هنگام مرگ ...!"
محمود درویش
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای غم نمی دانم
روزِ رسیدن روزیِ گامِ که خواهد بود
اما درین کابوس خون آلود
در پیچ و تاب این شب بنبست
بنگر چه جان های گرامی رفته اند از دست
دردی ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته میگرید
در من کسی آهسته میگرید ...
• اشنو •
@farsitweets