•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
خُردهگمانههایی دربارهی
«و تحت ظلّ عفوک قیامی»
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🔸تقدیم به شهید یک و بیست دقیقهی همهی شبهای جمعه🔸
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🔹وسط دلبریهای «ابوحمزه» در سحرهای ماه مبارک، فرازی بود که چشمک میزد و چالش درست میکرد و چرا و چطور راه میانداخت: «و تحت ظلّ عفوک قیامی... برخاستن و بلندشدن و ایستادن و برپاشدنم زیر سایه عفو توست...» و من لاتبازی در میآوردم و وسط گریههای بقیه، توی ذهنم بحث میکردم و گیر میدادم که: «چیزی که زیر سایه عفو خداست، گناهان ماست و نه ایستادنمان. بلندشدن و ایستادن و بقیهی کارهای روزمرهی ما بیشتر زیر سایه قدرتی که خدا به ما داده، جا میشود تا عفو خدا.
مثل نماز که قیاممان را به قوّت و قدرت او ربط میدهیم و میگوییم بحول الله و قوّته اقوم و اقعد. پس عفو این وسط چه کار میکند و...»
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🔹 اما کمی که بزرگتر شدم و از اساتید یاد گرفتم که کلمات سیدالساجدین و پدران و فرزندانش، مثل ما عُرفزدههای سطحینگر نیست و چند لایه دارد، گفتم شاید بشود این فراز را هم طور دیگری معنا کرد.
مثلا بیایم و حالتهایی غیر از ایستادن و بلندشدن را در نظر بگیرم تا شاید نقش «عفو» معلوم شود. حالتهای غیر از قیام و ایستادن؛ مثل حالت بهخاکافتادن و زمینخوردن: «فتری القوم فیها صرعی... (حاقه/7) قوم عاد را بعد از طوفان عذاب میبینی که زمینخورده و به خاکافتادهاند.» حالتهایی غیر از قیام و ایستادن؛ مثل بهزانوافتادن و زانو زدن: «فو ربّک لنحشرنّهم و الشیاطین ثمّ لنحضرنهم حول جهنم جثیاً (مریم/68) به پروردگارت قسم که آنها را به همراه شیاطین محشور میکنیم و دور و بَر جهنم در حالی که زانوزده هستند، احضار خواهیم کرد»
حالتهایی مثل بهخاکافتادن بعد از عذاب و زانوزدن در کنار جهنم در آن دنیا، حالتهای غیر از ایستادن بودند که در سایه دوری از رحمت و عفو الهی و بخاطر دشمنی با خدا شکل گرفته بودند.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🔹در این دنیا هم، حالتهایی غیر از ایستادن و بلندشدن هست که همهشان در دوری از عفو خدا و فرار از مهربانی اولیائش ریشه دارند: حالتهایی مثل نشستن و خانهنشینی: «وَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَکُنْ مَعَ الْقَاعِدِینَ (توبه/86) و چون سوره اي نازل شود که: به خدا ايمان آوريد و همراه پيامبرش جهاد کنيد؛ ثروتمندان و قدرتمندان [منافق] از تو اجازه مي خواهند و مي گويند: بگذار که ما با کسانی باشیم که در خانه نشستهاند» و خدا هم در پاسخشان میگوید: «و طبع علی قلوبهم... بر دلهایشان مُهر زده شده.»
حالتهایی مثل سنگینشدن و بهزمینچسبیدن: «یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْض (توبه/38) ای مومنان! شما را چه شده که وقتی گفته میشود در راه خدا و جهاد بسیج شوید، سنگین شدهاید و به زمین میل پیدا کردهاید؟»
و بعد خدا به این سنگینهای چسبیده به زمین، وعده عذاب میدهد و «الَا تنصروه فقد نصره الله» میگوید و بینیازیش را از کسانی که در جهاد به یاری رسولش نرفتهاند، فریاد میکند.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🔹نشستن و خانهنشین شدن در وقت جهاد یا سنگینشدن و به زمینچسبیدن در هنگامه یاری اولیاء خدا، خیلیها را از «قیام» و بلندشدن و ایستادن و به پاشدن دور کرده و اینقدر همهگیر است که بشریت را بدبخت کرده و کرور کرور آدمها را دچار بهخاکافتادگی در عذاب یا زانوزدن در کنار جهنم کشانده. این مریضی و این فلج خطرناک و همهگیر فقط با عفو و بخشش و رحمت خدا درست میشود و فقط اوست که میتواند مایی که بر سفره دنیا نشستهایم و اینقدر خوردهایم که سنگین شدهایم را بلند کند یا به تعبیر دلبریهای ابوحمزه: «و تحت ظلّ عفوک قیامی»...
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🔹_ تقدیم به مرد #قیام ، ایستاده در غبار قاعدین و استوار در برابر طوفان دنیا برای دفاع از اولیاء خدا، همو که بعد از آن همه مجاهدت در وصیتنامهش از این نوشت:
«خداوندا! پاهایم سست است، رمق ندارد... اما یک امیدی به من نوید میدهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من... این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم.» و تقدیم به همشهریان غیور و مظلومش که در تشییع جنازهاش، که ایستاده در میانه فشار جمعیت جان دادند؛ گرچه خیلیها به یادشان نباشند.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
ادامه👇👇👇