eitaa logo
محمدصادق
149 دنبال‌کننده
731 عکس
163 ویدیو
36 فایل
کانالی برای انتشار نوشته های آقای محمدصادق حیدری و البته، گاهی مطالب مناسبتی نویسندگان دیگر ارتباط با ادمین: @mbalochi ادرس کانال ما در سروش sapp.ir/msnote ادرس کانال در ایتا Eitaa.com/msnote ادرس کانال در بله https://ble.im/msnote
مشاهده در ایتا
دانلود
✨ اعظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین علیه السلام ✨ 🔸خداوند متعال به موسی بن عمران (علیه السلام) فرمود: اگر کسی یک دینار برای حسین من خرج کند، تا از دنیا نرفته است پاداش او را هفتاد برابر خواهم داد. 🔆ان شاءالله امسال نیز همزمان با سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، در یکی از روستاهای شهرستان زبرخان (نیشابور)، میزبان محبان سیدالشهداء خواهیم بود و شما عزیزان نیز می توانید در امر اطعام شریک باشید. شماره کارت
6063731117333196
بانک مهر ایران به نام محمد بلوچی. (روی شماره کارت بزنید کپی میشه) در صورت تمایل، رسید را به ای دی @mbalochi ارسال کنید. لطفاً این پیام را برای دیگران ارسال کنید و در ثواب این امر خیر شریک شوید. متشکرم. ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
⚠️ تـلنـگـر 📢 نـگـذاریـد در قـیـامت قــــرآن از شـما شـکـایـت کـند... اگـر شـده روزی یـک آیـه از قـرآن را بـخـوانـیـد ولـی بـی قـرآن روزتـان را سـپـری نـکـنـید ☺️💞بـرنـامـه امـروز آیـه۲۵۳ سـوره مـبـارکـه بـقـره همراه با ترجمه و تفسیر 🌼🌸 📖 متن ایه: تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۘ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ۖ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ ۚ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ۗ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَٰكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ 📖 ترجمه و تفسیر (تفسیر نور): ترجمه: آن پيامبران، ما بعضى از آنان را بر بعضى برترى داديم. از آنان كسى بود كه خداوند با اوسخن گفته ودرجات بعضى از آنان را بالا برد، وبه عيسى‌بن‌مريم نشانه‌هاى روشن (و معجزات) داديم و او را با روح‌القدس (جبرئيل) تأييد نموديم، و اگر خدا مى‌خواست، كسانى كه بعد از آنان (پيامبران) بودند، پس از آنكه نشانه‌هاى روشن براى آنها آمد، با هم جنگ و ستيز نمى‌كردند. (امّا خداوند مردم را در پيمودن راه سعادت آزاد گذارده است،) ولى با هم اختلاف كردند پس برخى از آنان ايمان آورده و بعضى كافر شدند. (و باز) اگر خدا مى‌خواست (مؤمنان و كافران) با هم پيكار نمى‌كردند، ولى خداوند آنچه را اراده كند انجام مى‌دهد. (و اراده حكيمانه‌ى او بر آزاد گذاردن مردم است.) نکته ها گرچه طبق احاديث، تعداد انبيا 124 هزار نفر بوده است، امّا تنها نام 25 نفر از آنان در قرآن آمده ونام ديگران برده نشده است؛ «مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ» مقام ودرجات انبيا يكسان نيست و هركدام جايگاه و امتيازاتى دارند. مثلًا امتياز پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خاتميّت، امّى بودن، تحريف نشدن كتابش، امتياز ابراهيم عليه السلام يك تنه امّت بودن و نسل‌ مبارك داشتن، امتياز نوح عليه السلام طول عمر و پايدارى و دريافت سلام ويژه از طرف خداوند است. در اين آيه، امتياز حضرت موسى و عيسى عليهما السلام بيان شده كه موسى مخاطب سخن خداوند و عيسى مؤيّد به روح‌القدس بوده است. كلمه «درجات» نشانه‌ى برترى‌هاى متعّدد است. فخررازى در تفسير كبير ذيل اين آيه، حدود بيست امتياز براى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بيان كرده است. از آن جمله: معجزه‌ى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله قرآن كريم بر همه معجزات برترى دارد. ديگر اينكه پيامبر اسلام بر همه پيامبران گواه است، چنانكه مى‌فرمايد: «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى‌ هؤُلاءِ شَهِيداً» پیام ها 1- انبيا، مقامى بس والا دارند. «تلك» اشاره به دور ومقام والاست. 2- انبيا، همه در يك رتبه نيستند. يگانگى در هدف، مانع بعضى كمالات ويژه و برترى‌هاى خاصّ نيست. «فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ» 3- تجليل از انبياى گذشته لازم است. موسى وعيسى عليهما السلام در آيه تكريم شده‌اند. «مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ... عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ» 4- سنّت و قانون خداوند، آزاد گذاشتن انسان است. او مى‌تواند مردم را به اجبار به راه حقّ وادار كند، امّا رشد واقعى در سايه آزادى است. در اين آيه دو بار مى‌خوانيم كه اگر خدا مى‌خواست، اختلاف و نزاعى ميان مردم ايجاد نمى‌شد. «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ» 5- ريشه‌ى اكثر اختلافات، هوس‌ها، حسدها و خودبينى‌هاست، نه جهل و ناآگاهى. «مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ» 6- راه انبيا، همراه با دليل روشن است. «بينات» 7- اختلافات اعتقادى، از عوامل پيدايش جنگ‌هاست. البتّه دين منشأ اختلاف نيست، بلكه مردم اختلاف مى‌كنند. «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ ... وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا» 8- اختلاف عقائد مردم، دليل اختيار آنها است. «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ» ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
هدایت شده از پاسخ به شبهات فجازی
♻️ شش پاسخ به شش اشکال مخالفان نهی از منکر 🔰 معمولا کسانی که حجاب را قبول ندارند و رعایت نمی‌کنند، زمانی که به ایشان تذکر می‌دهید، یکی از این موارد را در جواب شما خواهند گفت: 1️⃣ می‌گویند: «موسی به دین خود، عیسی به دین خود». ⬅️ پاسخ: البته ما اگر بخواهیم طبق دین خودمان رفتار کنیم، که «امر به معروف و نهی از منکر» را واجب کرده، می‌بایست به شما تذکر بدهیم. اما شما می گویید کسی نباید دیگران را نسبت به کارهای دینی‌اش امر و نهی کند، درحالی که خودتان این کار را می‌کنید. شما می‌گویید «نهی از منکر» دخالت در کار دیگران است و کار درستی نیست، اما همین الان دارید ما را از تذکر دادن، نهی می‌کنید و در کار ما دخالت می‌کنید! 🔹شاید برخی در جواب ما بگویند: «شما زمانی حق دارید به ما تذکر بدهید که ضرری به شما برسد، وگرنه این کار شما، دخالت در مسائل شخصی است. از بی حجابی ما ضرری به شما نمی‌رسد». 🔹در جواب باید گفت: حتما بی‌حجابی شما که باعث تحریک دیگران می‌شود، برای بسیاری افراد جامعه ضرر دارد از جمله فروپاشی خانواده. جدا از این ضررهای اجتماعی که حتی در نتایج تحقیقات دانشمندان غربی هم آمده، باید گفت که نهی از منکر، دستور خدایی است که خالق ما و شماست، اما شما معتقدید که خدا، دستور خوبی نداده و در این مورد با خداوند، اختلاف نظر دارید! اما شما طبق تفکر خودتان رفتار نمی کنید. 2️⃣ می‌گویند: «مگر دین اجباری است؟ لا اکراه فی الدین». ⬅️ پاسخ: این حرف، در مورد اصل پذیرش دین است. یعنی هیچ‌کس را حتی با زور اسلحه، نمی‌توان اجبار کرد که به دینی که ما اعتقاد داریم، ایمان بیاورد. ایمان، اعتقاد درونیِ فرد است که با اختیار خودش حاصل می‌‌شود. در غیر این‌ صورت، او می‌تواند در ظاهر بگوید «ایمان آوردم»، ولی واقعا ایمان نیاورد. اگر «لا اکراه فی الدین» به این معنا باشد، پس فلسفه امر و نهی و واجب و حرام الهی چیست؟ 🔹قوانین بشری هم همینطور است، شما می‌توانید به کشوری، وارد نشوید، اما اگر وارد شدید، مجبورید قوانین آن را رعایت کنید. 3️⃣ می‌گویند: «چرا به اختلاس‌ها و دزدی‌ها اعتراض نمی‌کنید». ⬅️ پاسخ: دزدی و اختلاس منکر است، بی‌حجابی و عریانی هم منکر است. اما بستر تحقق بی‌حجابی، فضای علنی و بستر تحقق اختلاس و دزدی، محیط پنهان است. کسی علنی و آشکار و با اعلان عمومی اختلاس نمی‌کند. بله اگر همزمان اختلاس و کشف حجاب رخ دهد و شما اطلاع داشته‌ باشید اما فقط به کشف‌حجاب اعتراض کنید، اشکال شما وارد است. مضافا که ممکن است عده‌ای به صورت تخصصی به اختلاس‌ها و حفره‌های قانونی این منکر اعتراض کنند و عده‌ای به کشف‌حجاب، آیا اقدام هر کدام مانع اقدام دیگری خواهد شد؟! 4️⃣ می‌گویند: «این بی‌حجابی ما، در واقع اعتراض است، اعتراض به اختلاس‌ها و بی‌عدالتی‌ها». ⬅️ پاسخ: کسی که اختلاس کرده یا عدالت را رعایت نمی‌کند، یک کار ضددینی و خلاف اسلام انجام داده. آیا اسلام گفته بود برود دزدی و اختلاس کنید؟ اگر شما هم دستور دینی حجاب را کنار بگذارید، شبیه او شده‌اید و در همان مسیر حرکت کرده‌اید. آیا این اعتراض است یا همراهی؟! مثل این است که من در اعتراض به کسی که مواد مخدر مصرف می‌کند، بگویم چون او مواد مخدر مصرف می‌کند، من هم در اعتراض به او سیگار می‌کشم! 5️⃣ می‌گویند: «در شرایطی که وضعیت اقتصاد و گرانی، اینچنین است، شما نمی توانید به بی حجابی، اعتراض کنید. فقر، دینی باقی نمی‌گذارد. هر وقت وضعیت اقتصاد خوب شد، ما هم حجاب را رعایت می‌کنیم». ⬅️ پاسخ: اولا که معمولا هر چه به مناطق مرفه‌تر در شهرها نزدیک می‌شویم، روند کشف حجاب و عریانی بیشتر می‌شود. پس فقر، علت اصلی این منکر دینی و قانونی نیست. علاوه بر این، ریشه فقر در بخشی از جامعه، بی‌دینی بخش دیگر آن است. منکراتی مثل کم فروشی، کم کاری، خیانت، دست درازی به بیت‌المال، اختلاس و سیاست‌هایی که به تقویت سرمایه‌داری زالو صفتانه می‌انجامد، از مصادیق بی‌دینی است نه دینداری. 6️⃣ می‌گویند: «دیگر فایده ای ندارد، شما نمی‌توانید وضعیت حجاب را به حالت سابق برگردانید». ⬅️ پاسخ: این نگاه محصول این نظریه است که اکثریت جامعه به ویژه خانم‌ها با مساله‌ای به نام حجاب مخالفند. درحالی که در طول ماه‌های گذشته مشخص شد که اکثر بانوان با سیاست کشف حجاب همراه نیستند. بعد از غائله زن، زندگی، آزادی با اینکه تصور برخی سردمداران این جریان کشف حجاب اکثریت خانم‌های جامعه بود، اما شاهد بودیم که این اتفاق برعکس افتاد. خصوصا بعد از اینکه مشخص شد که نزاع بر سر کشف حجاب سر نیست و انتهای این مسیر برهنگی، عریانی و از بین رفتن نهاد خانواده است. اینکه وضعیت حجاب به حالت قبل بر می‌گردد یا نه، وظیفه ما نیست، ما وظیفه داریم در کنار مطالبه اقدام قانونی بازدارنده از سوی نهادهای مسئول، اجرای امر به معروف و نهی از منکر زبانی را اجرا کنیم. ✍ حمید رسایی 🆔 @Shobhe_ShenaSi
امام على عليه السلام: مِنَ الفَراغِ تَكونُ الصَّبوَةُ بيكارى ، مايه نادانى است غررالحكم حدیث9251 🌷براي سلامتی و فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، صلواتی هدیه فرمائید 🌷 ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
⚠️ تـلنـگـر 📢 نـگـذاریـد در قـیـامت قــــرآن از شـما شـکـایـت کـند... اگـر شـده روزی یـک آیـه از قـرآن را بـخـوانـیـد ولـی بـی قـرآن روزتـان را سـپـری نـکـنـید ☺️💞بـرنـامـه امـروز آیـه ۲۵۴ سـوره مـبـارکـه بـقـره همراه با ترجمه و تفسیر 🌼🌸 📖 متن ایه: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ 📖 ترجمه و تفسیر (تفسیر نور): ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از آنچه به شما روزى داده‌ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه نه خريد و فروشى در آن است و نه دوستى و نه شفاعتى، و (بدانيد كه) كافران همان ستمگران هستند. (كه هم به خود ستم مى‌كنند وهم به ديگران.) نکته ها در اين آيه خداوند اهرم‌هايى را براى تشويق مردم به انفاق بكار برده است، الف: آنچه دارى، ما به تو داديم از خودت نيست. «رَزَقْناكُمْ» ب: مقدارى از آنچه دارى كمك كن، نه همه را. «مِمَّا» ج: اين انفاق براى قيامت تو، از هر دوستى بهتر است. «يَأْتِيَ يَوْمٌ ...» پیام ها 1- قبل از دستور، مردم را با احترام صدا زنيم. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» 2- استفاده از فرصت‌ها در كارهاى خير، ارزش است. «مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ» 3- محروم كردن امروز، محروم شدن فرداست. اگر امروز انفاق وبخششى صورت نگيرد، در آن روز هم محبّت و دوستى و وساطتى در بين نخواهد بود. «أَنْفِقُوا ... يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ ...» 4- ياد معاد، عاملى براى تشويق به انفاق است. «أَنْفِقُوا ... يَأْتِيَ يَوْمٌ ...» 5- يكى از راههاى ايجاد روحيّه‌ى سخاوت، توجّه به دستِ خالى بودن انسان در قيامت است. «لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» 6- بخل، نشانه‌ى كفران نعمت وكفر به وعده‌هاى الهى است. «انفقوا ... والكافرون» 7- كفر، نمونه‌ى بارز ظلم است. «الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ» ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
ـ﷽ـ کتابخونه ام؛ منتظر رفتن به خونه و شروع به نصب های محرم با بچه‌ها 😊 از این ها، از این کارهای ظاهراً کوچیک، غافل نشیم؛ بخشی از همین خرده کاری هاست، همین زندگی کردن ارزش ها... حتی اگر کتیبه های خاص نداریم، یه تکه پارچه مشکی، از یک چادر قدیمی، بزنیم به دیوار. یک «یا حسین» رو کاغذ بنویسیم، بدیم بچه‌ها دوربُری کنن و بچسبونیم به پارچه. یا اصلا هر عبارتی که خودشون دوست دارند درباره محرم و خطاب به امام... یا نقاشی بکشن و اونم بشه بخشی از فضاسازی محرمی خونه مون. یا با کاغذ رنگی مشکی (یا پارچه مشکی) مثلث های کوچک درست کنیم و به شکل ریسه به هم وصل کنیم و بزنیم به دیوار یا.... خلاصه بی تفاوت نباشیم. دزدان عقاید، زیاد و نامرئی اند؛ حمله‌ها از هر طرف و به اَشکال مختلف... مخصوصاً به کودکان و نوجوان ها این ماییم که باید با تمام قوا از عقاید و ارزش ها حراست کنیم💪✌️ اگر هرسال کاری برای محرم، برای بزرگترین نماد و مظهر باورها و آرمان هامون میکردیم، امسال پررنگ تر و محکم تر انجام بدیم. اگر پارسال فقط داخل خونه رو سیاهه میزدیم، امسال درب منزل و تراس و کوچه رو هم دریابیم… زمان، زمان آشکار کردن عقایده؛ زمان بروز ارادت ها، اراده ها؛ زمان روایت گری های بی فریاد؛ زمان نشان دادن کثرت؛ زمان به رخ کشیدنِ داشتن محور و بنیان و ریشه و هدف و آرمان و الگو بی تفاوت نباشیم! باشیم. ما جبهه حق هستیم🤍 ما یاوران حقیقتیم، یاران خدا ❤️ راستی در خرید لباس مشکی برای خودتون و بچه‌ها حتما به نوشته‌ها و تصاویر روی لباس‌ها دقت کنید. متاسفانه انگار نظارتی بر بازار لباس کشور، نبوده و نیست... از نمادهای شیطان پرستی تا همجنس گرایی و ابهام هویت (از جمله BTS) تا ترویج برهنگی؛ حتی در لباس های مشکی که به مناسبت محرم به بازار ریخته شده... الحمدلله الان لباس های کودک و نوجوان خوب باکیفیت بالا و موافق سبک زندگی ایرانی اسلامی در بازار هست. تربیت همینهاست. همین دقت ها. به جزئیات دقت کنیم، @hejrat_kon @dr.mother8 ❤️
عَنِ اَلْحَارِثِ بْنِ دِلْهَاثٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلاَثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلاَثَةٌ أُخْرَى، أَمَرَ بِالصَّلاَةِ وَ اَلزَّكَاةِ، فَمَنْ صَلَّى وَ لَمْ يُزَكِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاَتُهُ، وَ أَمَرَ بِالشُّكْرِ لَهُ وَ لِلْوَالِدَيْنِ، فَمَنْ لَمْ يَشْكُرْ وَالِدَيْهِ لَمْ يَشْكُرِ اَللَّهَ، وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اَللَّهِ وَ صِلَةِ اَلرَّحِمِ، فَمَنْ لَمْ يَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ يَتَّقِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ امام رضا عليه السّلام فرمود: به راستی که خداوند عزّوجلّ به سه چيز همراه سه چیز ديگر فرمان داده است: امر كرده به نماز و زكات پس هر كس نماز بخواند و زكات ندهد نمازش پذيرفته نشود، و امر كرده به شكر خودش به همراه شكر والدين (در سوره لقمان آيه ۱۴) پس هر كه شكر والدين نكند شكر خدا نكرده است. و امر كرده به تقوى الهی و صله رحم .(در آيه ۱-سوره النساء) و هر كه صله رحم نكند تقواى خدا عزّوجلّ را ندارد 📗عيون أخبار الرضا علیه السلام، ج ۱، ص ۲۵۸ 🌷براي سلامتی و فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، صلواتی هدیه فرمائید 🌷 ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
⚠️ تـلنـگـر 📢 نـگـذاریـد در قـیـامت قــــرآن از شـما شـکـایـت کـند... اگـر شـده روزی یـک آیـه از قـرآن را بـخـوانـیـد ولـی بـی قـرآن روزتـان را سـپـری نـکـنـید ☺️💞بـرنـامـه امـروز آیـه ۲۵۵ سـوره مـبـارکـه بـقـره همراه با ترجمه و تفسیر 🌼🌸 📖 متن ایه: اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ 📖 شأن نزول: حماد از امام صادق عليه‌السلام روايت كند كه يهود معتقد بودند كه وقتى كه خداوند آسمان‌ها و زمين را آفريد بر روى تخت و كرسى براى استراحت در حالتى كه بر روى ران و زانوى خويش تكيه داده بود، نشست. تا رفع خستگى نمايد سپس اين آيه در رد عقايد آنان نازل گرديد. ترجمه: اللّه، كه جز او معبودى نيست، زنده و برپادارنده است. نه خوابى سبك او را فرا گيرد و نه خوابى سنگين. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است، از آنِ اوست. كيست آنكه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند. گذشته و آينده آنان را مى‌داند. و به چيزى از علم او احاطه پيدا نمى‌كنند مگر به مقدارى كه او بخواهد. كرسى (علم و قدرت) او آسمان‌ها و زمين را در برگرفته و نگهدارى آن دو بر او سنگين نيست و او والا و بزرگ است.
نکته ها به مناسبت وجود كلمه‌ى «كرسى» در آيه، رسول اكرم صلى الله عليه و آله اين آيه را «آيةالكرسى» ناميد. در روايات شيعه و سنى آمده است كه اين آيه به منزله‌ى قلّه قرآن است و بزرگترين مقام را در ميان آيات دارد. همچنين نسبت به تلاوت اين آيه سفارش بسيار شده است، از على عليه السلام نقل كرده‌اند كه فرمود: بعد از شنيدن فضيلت اين آيه، شبى بر من نگذشت، مگر آنكه آيةالكرسى را خوانده باشم. در اين آيه، شانزده مرتبه نام خداوند و صفات او مطرح شده است. به همين سبب آيةالكرسى را شعار و پيام توحيد دانسته‌اند. هر چند در قرآن بارها شعار توحيد با بيانات‌ گوناگون مطرح شده است، مانند: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» ، «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ» ، «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ» ، «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا» ، ولى در هيچ كدام آنها مثل آيةالكرسى در كنار شعار توحيد، صفات خداوند مطرح نشده است. صفات خداوند دو گونه‌اند، برخى صفات، عين ذات او هستند و قابل تجزيه از ذات الهى نمى‌باشند. مانند: علم، قدرت و حيات. امّا برخى صفات كه آنها را صفات فعل مى‌نامند، مربوط به فعل خداوند است، مثل خلق كردن و عفو نمودن. منشأ اينگونه صفات، اراده الهى است كه اگر بخواهد خلق مى‌كند، ولى درباره‌ى صفات ذات اين را نمى‌توان گفت كه اگر خداوند بخواهد مى‌داند و اگر نخواهد نمى‌داند. اگر بخواهيم صفات ذات را تشبيه كنيم، بايد بگوئيم عالم و قادر بودن براى خداوند، نظير مخلوق بودن براى انسان است. هرگز صفت مخلوق بودن از انسان جدا نمى‌شود، همانگونه كه هرگز صفت علم از خداوند جدا نمى‌شود. كلمه «اله» درباره هر معبودى بكار مى‌رود، خواه حقّ و يا باطل، «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ» ولى كلمه «اللّه» نام ذات مقدّس الهى است. معبودانِ غير از خدا، از آفريدن مگسى عاجزند؛ «لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً» و آنان كه به پرستش غير خدا مى‌پردازند، از بلنداى توحيد به دره‌هاى خوفناك سقوط مى‌كنند. «وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ» «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» اوّلين صفحه شناسنامه‌ى هر مسلمان است. اوّلين شعار و دعوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز با همين جمله بود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» همچنان كه فرمود: «من قال لا اله الا الله مخلصا دخل الجنة و اخلاصه بها ان تحجزه لا اله الاالله عما حرم الله» هركس خالصانه شعار توحيد سر دهد، وارد بهشت مى‌شود و نشان اخلاص او آن است كه گفتن «لا اله الا الله» وى را از حرامهاى الهى دور سازد. امام صادق عليه السلام فرمودند: «قول لااله الّااللّه ثمن الجنة» گفتن «لااله الّا اللّه» بهاى بهشت است. همچنان كه امام رضا عليه السلام در حديث قدسى نقل كرده‌اند: «كلمة لااله‌الّااللّه حصنى» كلمه‌ى توحيد، دژ مستحكم الهى است. آرى، توحيد، مايه‌ى نجات و رستگارى انسان است. البتّه همانگونه كه مى‌گويند هركس به دانشگاه يا حوزه علميه قدم گذاشت، دانشمند شد. يعنى به شرط اينكه تمام دروس لازم را بخواند. گفتن «لااله الّا اللّه» نجات دهنده است، امّا با داشتن شرايطش كه در جاى خود بدان اشاره خواهد شد. اعتقاد به توحيد، همه‌ى قدرت‌ها و جاذبه‌ها را در چشم انسان كوچك و حقير مى‌كند. نمونه‌اى از آثار تربيتى توحيد همين است كه مسلمانان در برابر پادشاهان و صاحبان قدرت سجده نمى‌كردند. در دربار نجاشى پادشاه حبشه، پناهندگان مسلمان گفتند: «لا نسجد الا لله» ما به غير خدا سجده نمى‌كنيم. دحيه كلبى يكى ديگر از مسلمانان در كاخ قيصر روم، سجده نكرد و در جواب كاخ نشينان گفت: «لا اسجد لغير الله» من براى غير خداوند سجده نمى‌كنم. آرى، توحيد انسان را تا آنجا بالا مى‌برد كه حتّى بهشت و دوزخ نيز براى او مطرح نمى‌شود. امامان معصوم عليهم السلام نيز براى تربيت چنين انسان‌هايى تلاش مى‌كردند. على عليه السلام فرمودند: «لاتكن عبد غيرك و قد جعلك اللّه حراً»، بنده ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است. لازم است مسلمانان هر روز و در هر جا با صداى بلند، اذان بگويند وفرياد آزادى از بندگى خدايان دروغين و طاغوت‌ها را سر دهند. و گوش نوزادان خود را قبل از هر صدايى، با طنين توحيد «لا اله الّا اللّه» آشنا سازند. «هُوَ الْحَيُّ» در فراز هفتادم دعاى جوشن كبير، حىّ بودن خداوند را اينگونه مطرح مى‌كند: «يا حيا قبل كل حى، يا حيا بعد كل حى، يا حى الذى ليس كمثله حى، يا حى الذى لا يشاركه حى، يا حى الذى لا يحتاج الى حى، يا حى الذى يميت كل حى، يا حى الذى يرزق كل حى، يا حيا لم يرث الحياة من حى، يا حى الذى يحيى الموتى، يا حى يا قيوم»
آرى، خداوند زنده است، قبل از هر زنده‌اى و بعد از هر زنده‌اى. در زنده بودن، وى را نظير و شريكى نيست و براى زنده ماندن، نيازمند ديگرى نيست. او زندگان را مى‌ميراند و به همه زنده‌ها روزى مى‌بخشد. او زندگى را از زنده‌اى ديگر به ارث نبرده، بلكه به مردگان نيز زندگى مى‌بخشد. او زنده و پا برجاست. معناى حيات درباره ذات پروردگار با ديگران فرق مى‌كند و مانند ساير صفات الهى، از ذات او جدايى ناپذير است و در آن فنا راه ندارد؛ «وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ» او در حيات خويش نيازمند تغذيه، توليد مثل، جذب و دفع، كه لازمه حيات موجوداتى همچون انسان و حيوان وگياه است، نيست. «يا حى الذى ليس كمثله حى» «القيوم» «قَيّوم» از ريشه‌ى «قيام»، به كسى گفته مى‌شود كه روى پاى خود ايستاده و ديگران به او وابسته هستند. كلمه‌ى «قيّوم» سه مرتبه در قرآن آمده است و در هر سه مورد در كنار كلمه «حَىّ» قرار دارد. قيام او از خود اوست، ولى قيام ساير موجودات به وجود اوست. و مراد از قيّوميّت پروردگار، تسلّط و حفاظت و تدبير كامل او نسبت به مخلوقات است. قيام او دائمى و همه جانبه است، مى‌آفريند، روزى مى‌دهد، هدايت مى‌كند و مى‌ميراند و لحظه‌اى غافل نيست. هر موجود زنده‌اى براى ادامه‌ى حيات، نيازمند منبع فيض است. همچون لامپى كه براى ادامه‌ى روشنى، نياز به اتصّال برق دارد. تمام موجودات براى زنده شدن بايد از «حىّ» تغذيه شوند و براى ادامه‌ى زندگى بايد از «قيّوم» مايه بگيرند. امام على عليه السلام مى‌فرمايد: «كلّ شى‌ء خاضع له و كلّ شى‌ء قائم به» هر چيزى تسليم او و هر چيزى وابسته به اوست. نقل كرده‌اند كه در جنگ بدر رسول خدا صلى الله عليه و آله مكّرر در سجده‌مى‌گفتند: «يا حى يا قيوم» «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» امام صادق عليه السلام فرموده‌اند: «ما من حىّ الّا و هو ينام خلا اللّه وحده» هيچ زنده‌اى نيست مگر اينكه مى‌خوابد، تنها خداوند از خواب بدور است. خداوند حىّ است و نيازمند خواب و چُرت نيست. خواب، زنده‌ها را از خود منقطع مى‌كند تا چه رسد به ديگران، ولى خداوند خواب ندارد و همواره بر همه چيز قيّوميّت دارد. «لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ» مالك حقيقى همه چيز اوست و مالكيّت انسان در واقع عاريتى بيش نيست. مالكيّت انسان، چند روزه و با شرايط محدودى است كه از طرف مالك حقيقى يعنى خداوند تعيين مى‌شود. حال كه همه مملوك او هستند، پس چرا مملوكى مملوك ديگر را بپرستد؟ ديگران نيز بندگانى همچون ما هستند؛ «عِبادٌ أَمْثالُكُمْ» طبيعت، ملك خداست و قوانين حاكم بر آن محكوم خداوندند. اى كاش انسان‌ها هم از مِلك او و هم از مُلك او بهتر استفاده مى‌كردند. اگر همه چيز از خدا و براى خداست، ديگر بخل و حرص چرا؟ آيا خداى خالق، ما را رها كرده است؟ «أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً» امام كاظم عليه السلام از در خانه‌ى شخصى بنام «بُشر» مى‌گذشت، متوّجه سر و صدا و آواز لهو ولعبى شدند كه از خانه بلند بود. از كنيزى كه از آن خانه بيرون آمده بود پرسيدند صاحبخانه كيست؟ آيا بنده است؟! جواب داد: نه آقا، بنده نيست آزاد است. امام فرمود: اگر بنده بود اين همه نافرمانى نمى‌كرد. كنيز سخن امام را وقتى وارد منزل شد به صاحبخانه باز گفت. او تكانى خورد و توبه كرد. از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: اوّلين درجه تقوا و بندگى خدا آن است كه انسان‌خودش را مالك نداند. «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ» مشركان، خداوند را قبول داشتند؛ «لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» ولى بت‌ها را شفيع مى‌دانستند: «وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا» آيةالكرسى، اين پناهگاه موهوم را در هم مى‌كوبد و مى‌گويد: كيست كه بدون اجازه‌ى او بتواند شفاعت كند؟ نه تنها هستى براى اوست، كارآيى هستى نيز با اذن اوست. با خيال و توهم شما، مخلوقى شفيع ديگرى نمى‌شود. شفاعت با اذن خداوند محقق مى‌شود. اگر از كسى عملى سر مى‌زند، با اذن و اراده خداوند بوده و قيّوم بودن او خدشه بردار نيست تا بتوان در گوشه‌اى دور از خواست او كارى صورت داد. شفاعت آن است كه يك موجود قوى به موجود ضعيف يارى برساند. مثلًا در نظام آفرينش، نور، آب، هوا و زمين، دانه‌ى گياه را يارى مى‌كنند تا به مرحله درخت برسد. در نظام كيفر و پاداش نيز، اولياى خدا گنهكارى را يارى مى‌رسانند تا نجات يابد. ولى هرگز اين امدادها نشانه‌ى ضعف خداوند و يا تأثيرپذيرى او نيست. زيرا خود اوست كه مقام شفاعت و اجازه آن را به اولياى خود مى‌دهد. و اوست كه نظام آفرينش را به نوعى آفريده كه وقتى دانه در مسير رستن قرار گرفت، با نور و هوا و خاك رشد مى‌كند.
به هر حال عوامل مادّى و كمك‌هايى كه انسان از مخلوقات مى‌گيرد، در پرتو اذن اوست و در چهار چوب قوانينى است كه او حاكم كرده است. به همين دليل افرادى از شفاعت شدن محرومند؛ «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ» «5» چنانكه نور، حرارت، آب و خاك، دانه‌اى را رشد مى‌دهند كه قابليّت رشد داشته باشد. حساب شفاعت از حساب پارتى‌بازى و توصيه‌هاى بى‌دليل دنيوى در جوامع فاسد، جدا است. شفاعت، براى جلوگيرى از يأس و نااميدى و ايجاد پيوند مردم با اولياى خداست. شفاعت، پاداشى است كه خداوند به اولياى خود مى‌دهد و بهره‌گيرى از آن در روز قيامت، تجسّمى از بهره‌گيرى انسان، از نورِ علم و هدايت انبيا و اوليا در دنياست. شفاعت كننده، قدرت مستقلى در برابر قدرت خداوند ندارد، بلكه پرتوى از اوست ومقام شفاعت مخصوص كسانى است كه او بخواهد. لذا نبايد بت پرستان با شعار؛ «هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا» خيال كنند كه بهره‌مند از شفاعت خواهند شد. يادآورى اين نكته لازم است كه عبادت غير خداوند شرك است، ولى دعوت و خواندن غير خدا، همه جا شرك نيست. جملات: «يدعوك»، «يدعوكم» «يدعون»، «ندع» و «دُعاءَ الرَّسُولِ» كه در قرآن آمده است، هيچ يك با شرك ربطى ندارد. لكن هر دعوتى ارزشمند نيست، بيمار اگر پزشك را صدا زند، حقّ است و اگر فالگير را صدا زند باطل است. «يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ» خداوند همه‌ى واقعيّات را مى‌داند و شفاعت نزد پروردگار، تلاش براى اثبات بى‌گناهى شخصى نيست، بلكه شفاعت، تلاش براى نجات و عفو است. آگاهى خدا بايد موجب شود كه اندكى انسان حيا كند، او از درون سينه‌ها خبر دارد و از رازهاى پنهانى و آشكار با خبر است، از درون رحم مادران خبر دارد كه نوزاد پسر است يا دختر. علم روز قيامت و اندازه هر چيزى را مى‌داند. در حالى كه علم ما انسان‌ها محدود است. ما صدا را تا حدّى مى‌شنويم، ديدنى‌ها را تا حدودى مى‌بينيم، اسرار را نمى‌دانيم، مگر آن قسمتى را كه خداوند اراده كند و اجازه دهد. در روايتى از امام صادق عليه السلام آمده است: مراد از «عرش»، علومى از خداوند است كه انبيا و رسل را به آنها آگاه كرده است‌ «1» ولى «كرسى»، علومى هستند كه آنها را هيچ كس نمى‌داند. برخى «كرسى» را كنايه از قدرت و حكومت خدا مى‌دانند كه آسمان‌ها و زمين را در برگرفته است. با آنكه جهان بس وسيع است و زمين نسبت به آن همچون حلقه انگشترى در بيابان، ولى با همه اينها حفظ و نگهدارى آنها براى خداوند سنگين نيست. آية الكرسى به مردم مى‌فهماند كه خداوند نه تنها مالكِ عالَم و عالِم به تمام مملوك‌هاى خود است، بلكه سراسر هستى با همه‌ى مخلوقاتش، تحت سلطه و قدرت اوست. و مردم قدرت نامحدود خالق را با قدرت مخلوق مقايسه نكنند. زيرا خستگى، از عوارض ماده است، امّا توانايى خداوند عين ذات اوست. «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ» على عليه السلام مى‌فرمايد: خداوند را، نه گذشت زمان پير و فرسوده مى‌كند و نه خود دگرگون گشته و تغيير مى‌يابد. آرى، توجّه به قدرت نامحدود خداوند، در روح مؤمن آرامش ايجاد مى‌كند و مؤمن با آن خويشتن را در مصونيّت و امان مى‌يابد. هر يك از صفات خدا: قَيّوم، حَىّ، عليم، قَدير و عظيم، نقش سازنده‌اى در تربيت انسان دارد. زيرا بهترين مكتب آن است كه به پيروان خود اميد و عشق بدهد، سرنوشت و آينده آنان را روشن كند و پيروانش نيز بدانند كه هر لحظه زير نظر هستند، لغزشهايشان قابل عفو است و حاكم آنان مهربان است. خلاصه آنكه خدايى سزاوار پرستش است كه زنده و پابر جا و نستوه باشد، گرفتار ضعف و خستگى و دچار خواب و چرت نگردد، احدى بدون اراده او قدرت انجام كارى را نداشته باشد. همه چيز را بداند و بر همه چيز احاطه و تسلّط داشته باشد. اين چنين خدايى مى‌تواند معبود و محبوب باشد و به چنين خدايى مى‌توان توكّل كرد و عشق ورزيد و به او اميدوار بود. خدايى كه قرآن اينگونه معرفى مى‌كند، با خداى انجيل و تورات تحريف شده قابل مقايسه نيست. آن كسانى كه در بن‌بست‌هاى تنگ و تاريك نظام مادّى جهان گرفتار شده‌اند، چگونه مى‌انديشند؟ «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ»