16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#رهبر انقلاب: #عبدالباسط در #سوره_یوسف با تکرار «قالت هیت لک» اهمیت #موقعیت را نشان میدهد
کلیپ این #قرائت فوق العاده
https://eitaa.com/msnote/1326
@msnote
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهبر انقلاب: عبدالباسط در سوره یوسف با تکرار «قالت هیت لک» اهمیت موقعیت را نشان میدهد
@msnote
محمدصادق
انجام عبادات نیابتی 🦋 هر ختم قرآن کامل 👈 ۴۰۰هزار تومان 🦋 ۱۵ مرتبه سوره یس👈 ۱۰۰ هزار تومان 🦋 ۵۰۰۰ ص
سلام علیکم
امیدوارم طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان مورد قبول واقع بشه.
اگه میخواین توی این ماه عزیز، امواتتون از ثواب قرائت قرآن بهره مند بشن، از طریق ای دی @mbalochi اقدام کنید
التماس دعا
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
❤️تحدیر (تندخوانی) جزء به جزء قرآن کریم با صوت استاد معتز آقایی❤️
#تحدیر روشی از تلاوت #قرآن است که قاری در آن علی رغم رعایت کردن قواعد تجوید، از سرعت در خواندن نیز بهره می برد، از این رو در زمان یکسان نسبت به ترتیل و تحقیق تعداد آیات بیشتری تلاوت می شود.
در این روش تلاوت هر جزء حدود نیم ساعت طول می کشد.
🔸تحدیر (تندخوانی) کل قرآن کریم را برای استفاده ی مخاطبان گرامی در ماه مبارک رمضان بشرح پیام های اتی منتشر می شود
♦️التماس دعا♦️
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🎵: #معتز_اقایی
#صوت_تندخوانی_قران
#ماه_رمضان
#ماه_مبارک_رمضان
@msnote
استاد معتز آقائی1_1533451004.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
تحدیر (تندخوانی) جزء به جزء قرآن کریم با صوت استاد معتز آقایی
#معتز_اقایی
#صوت_تندخوانی_قران
#تندخوانی_قران
#تحدیر
#ماه_رمضان
#ماه_مبارک_رمضان
#جزء_دوم
@msnote
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧐#شبهه
🔹شما که میگید فرزند زیاد،
خب اگر زیاد شدند،
نمیتونیم تربیتشون بکنیم!
🔺پاسخ جالب #رهبرانقلاب به این شبهۀ مشهور
#فرزندآوری
#خانواده
@msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
♦️کفشِ مجروحِ سرنوشتِ مرا ... ♦️
🔷 خیلیها هستند که روزشان را در حسرت امکانات مدرن، شب میکنند اما اگر کمی از نظر روحی و فکری متعادل شویم، یکی از چیزهایی که حتماً حسرتش را میخوریم، شبهایی از ماه مبارک بوده که بدون «دعای افتتاح» گذارندهایم. به نظر من که آدم سالم میتواند از این حسرت پیر شود یا حداقل چند تا از موهایش را سفید کند؛ از حسرت نخواندن دعایی که فراز و فرودهایش روح را بالا و پایین میکند و شراکتی از شوق و شرم را به قلب هدیه میدهد. حتی یک یا دو تا دعای افتتاح را یادم میآید که کسی در انتظار روشن کردن چراغها و پایان مجلس نبود. نه فقط نالههای بچهها تمامی نداشت، که حتی یکی باید پیدا میشد تا خوانندهی دعا را جمع و جور کند. من از آن گریهها نصیبی نداشتم و حال آنها شده بود وبال من.
🔸 در آن اوضاع یکی از تکّههایی که ذهنم را مشغول میکرد، همانجایی بود که به خدا میگفتیم: «کمی از زیادت را به من بده؛ همانی که خیلی نیازش دارم و تو محتاجش نیستی. همانی که برای من خیلی زیاد است و برای تو آسانِ آسان است: اللهم انی اسئلک قلیلا من کثیر مع حاجه بی الیه عظیمه و غناک عنه قدیم و هو عندی کثیر و هو علیک سهل یسیر» که بالاخره این چیز زیادی که برای تو کم است و من خیلی میخواهمش، باید چه باشد؟ و هر چه در فرازهای بعد میگشتم، جواب این سوال را پیدا نمیکردم
🔹بعدها وقتی که «دعا برای صاحب امر» را _ که یونس بن عبدالرحمان از حضرت رضا نقل کرده _ دیدم، به پیدا کردن جواب سوالم امیدوار شدم. همان تعبیر علیک یسیر و هو علینا کثیر در این دعا تکرار شده بود با این فرق که آنچه را باید بخواهیم توضیح داده بود: «ما را از کسانی قرار بده که یاری و نصرت ولیّات با آنها تقویت میشود و در این راه، جای ما را با دیگران عوض نکن که این کار برای تو آسان است و برای ما سخت... : واجعلنا ممن تتنصر به لدینک و تعزّ به نصر ولیک و لاتستبدل بنا غیرنا فإن استبدالک بنا غیرنا علیک یسیر و هو علینا کثیر... دعا برای صاحبالامر معلوم میکرد چیزی که خیلی نیازش داریم و دادنش به ما خیلی آسان است و اگر نداشته باشیمش، خیلی بد میشود، دقیقا چیست... تنها چیزی که میخواهم این است که به من عُرضهی یاریِ حجّتات را بدهی...
♦️_ خودتان بهتر از ما میدانید که چند میلیارد آدم بدون توجه به شما دارند زندگی خودشان را میکنند و حقیقت کارشان، چیزی جز چریدن نیست. به خدا خیلی زشت است که ما هم جزئی از آنها حساب بشویم. برای شما خیلی آسان است که با ندیدهگرفتن دورغهایمان، دستمان را بگیرید و به حوالی خیمهی خودتان ببرید و توفیقی بدهید تا کار بهدردبخوری برای شما بکنیم. من یقین دارم که خیمهی شما در دلها و فکرهایی برپا میشود که بتوانند آه از نهاد کفّار و منافقین بلند کنند. آدم اگر بداند که در همچین خیمهای وارد شده و در دستگاه شما جایی برای خودش دست و پا کرده، نمیخواهد خیلی معطّل قیامت بماند؛ چون همان لحظه وارد بهشت شده است ... شما که بهشت را از دوستانتان دریغ نمیکنید؛ میکنید؟!
🔸کفش مجروح سرنوشت مرا / تا دم خیمهات اگر بکشید
راضیام؛ از خُدا م هم باشد/ تن من را بدون سر بکشید
___
بله | آیگپ | سروش | تلگرام | ایتا
@msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
🔶«یا قریباً لا یبعد عن المغترّ به»🔶
🔸ای نزدیکی که از فریفتگانش دور نمیشود🔸
[وداعی با مناجات شعبانیه و سلامی به دعای افتتاح)
✅خاطرخواهی بددردی است. چون نیاز که شدید بشود، سریع آدم را میفرستد گوشهی رینگ. تقاضا که بالا برود، عرضهکننده پشتچشم نازک میکند و جاخالی میدهد و غیبش میزند و ناز میکند و طوری دور میشود که همه دنبالش بدوند و حقیرش شوند و به قدرت و برتریش اعتراف کنند و پیشش لُنگ بیاندازند.
🔹اما تو اینطوری نیستی. تمام قانونهای عرضه و تقاضا را زیر پای بزرگواریت لِه کردهای. منتظر نیاز شدید نیستی که هیچ. کورسویی از نیاز را هم اگر ببینی، نه فقط ناز نمیکنی و جاخالی نمیدهی؛ اینقدر نزدیک میشوی که داراییت را، نقطه قوتت را، برگ برندهات را با مهربانی میچپانی توی بغل خاطرخواههای خالیبند یا نصفهونیمه یا کور و کچلی که ما باشیم. البته این عبارتها در شأن تو نیست ولی احتمال میدهم که منظور عزیزانت در مناجات شعبانیه از «یا قریباً لایبعد عن المغترّ به» چیزی شبیه به همین حرفهای من باشد البته به اضافه چند میلیارد سال نوری تفاوت با همین حرفهای من! خلاصه که «ای نزدیکی [که به جای ناز کردن] از فریفتهاش دور نمیشود»... ای بغلگیرندهی همهی فریفتگان و خاطرخواهانت... ای نابوده کنندهی همه قواعد بازار.... و ای کوبندهی مکانیزم عرضه و تقاضای بشر مادّی... و ای تربیتکنندهی انبیاء و اوصیائی که هزاران سال است این قواعد را به بازی گرفتهاند و حتی مومنین باورشان نمیشود...
🔹اصلا شما همین جمله ی قبل از «یا قریبا لایبعد عن المغتر به» را ببینید. شاید خدا را با این اسمش صدا زدیم بخاطر خواستهای که در جمله قبل به او گفتیم: «و انظر الیِّ نظر من نادیته فاجابک و استعملته بمعونتک فاطاعک» طوری به من نگاه کن که انگار از همانهایی هستم که برای کمک به خودت بکارشان گرفتی و آنها هم پا دادند. این «معونتک» و کمک کردن به تو هم که معنایش را نمیفهمم مگر این که همان کمک و یاری ِ علی باشد. مثل «زید بن صوحان» که کمک و معونه اش را خود علی امضا کرده. همان که در جنگ نهاوند دستش را داد و بعد عاشق سلمان شد و بعد کارهایی کرد که «بعضیها» به شام تبعیدش کردند و بعد.... تا دستش به علی رسید و در معرکه جمل، قصد «شتر» را کرد. همقبیلهایهایش گفتند: «اینجا چه میکنی؟! دور و برِ این شتر، مرگ پرسه میزند.» زید سفرهی دلش را باز کرد: «مرگ همان چیزی است که من میخواهم.» و به امیرالمومنین رو کرد و گفت: «من را کشته خواهی دید. دستی را در آسمان میبینم که به من میگوید: به سوی ما بیا!» انگار همان دست قطعشدهاش آمده بود تا بقیهی بدنش را هم بهشتی کند و ... به خاک افتاد.
🔹 خاطرخواهی و نیاز زید به علی به اوجش رسیده بود و توی خونش موج میزد. خونش فوران کرد. یا قریبا لایبعد عن المغتر به: علی اما دور نشد، رفت نزدیک تا جایی که راوی میگوید: «حتی جلس عند رأسه» بالای سر زید نشست و جملهای گفت تا زید را به بالاترین درجات ِ قرب به قریب بفرستد و «من استعملته بمعونتک» و اهل یاری را تعریف کند:
_ رحمک الله یا زید لقد کنت خفیف الموونه و عظیم «المعونه»... رحمت خدا بر تو ای زید که کم هزینه بودی و «کمککاری بزرگ»
🔹اصلا همین که ما کورسویی از نیاز به علی پیدا کنیم و کمی خاطرخواه کمک و یاری به او بشویم، لطف میکند و جرأت میدهد که از او بخواهیم تا مثل «زید بن صوحان» با ما معامله کند: «انظر الیّ نظر من... استعملته بمعونتک فاطاعک» چرا؟ چون تو کسی هستی که همهی قانونهای ناز و نیاز و تمامی قواعد بازار را زیر پای بزرگواری خودت و اولیائت لِه کردهای؛ چون «یا قریبا لایبعد عن المغتر به»
ادامه👇👇👇
🔸حالا همه اینها که گفتم برای مناجات شعبانیه بود و ماه شعبان. اگر برویم به سمت ماه مبارک، چشمههای دیگری نشان میدهد. کجا؟ وسط دعای دیوانه کنندهی «افتتاح» همان جا که میگوید اصلا نیاز مصنوعی و خاطرخواهی ِ نصفه و نیمه هم نخواستیم که هیچ؛ اگر بدبخت ِ نیازمند ِ نداری بود که خیلی نفهم بود و به جای نیاز داشت ناز میکرد و بد و بیراه میگفت و منت میگذاشت، باز هم مهربانیم را توی بغلش میچپانم: «مدلاً علیک... تدعونی فأولّی عنک و تتحبب الیّ فاتبغض الیک و تتودّد الیّ فلا اقبل منک کأن لی التطول علیک... ناز میکنم... تو مرا میخوانی و من از تو روی میگردانم و با من دوستی میکنی و دشمنی میکنم و محبت میکنی و از تو نمیپذیرم انگار که من بر تو منت دارم».... «فلم یمنعک ذلک من الرحمه لی و الاحسان الیّ و التفضل علیِّ... اما همه اینها تو را از مهربانی و خوبی کردن به من باز نمیدارد...»
♦️_ بزرگوار! میشود توضیح بدهی که این چه وضعش است؟ میشود توضیح بدهی که چرا اینقدر خوبی؟
🔹پینوشت: تقدیم به شهید یک و بیست دقیقهی همهی شبهای جمعه؛ که از شدت خاطرخواهی و فریفتگی به خمینی و خامنهای، در میانه آتش الحاد مدرن به معونه و کمک ِ «پرستش اجتماعی ِ خدای متعال» رفت و با دریافت مدال «استعملته بمعونتک فاطاعک»، ظفرمندانه در آغوش «قریبا لایبعد عن المغتر به» قرار و آرام گرفت.
___
بله | آیگپ | سروش | تلگرام | ایتا
@msnote