eitaa logo
محمدصادق
148 دنبال‌کننده
731 عکس
163 ویدیو
36 فایل
کانالی برای انتشار نوشته های آقای محمدصادق حیدری و البته، گاهی مطالب مناسبتی نویسندگان دیگر ارتباط با ادمین: @mbalochi ادرس کانال ما در سروش sapp.ir/msnote ادرس کانال در ایتا Eitaa.com/msnote ادرس کانال در بله https://ble.im/msnote
مشاهده در ایتا
دانلود
حجت‌الاسلام حیدریفاطمیه 24-9-1402.MP3
زمان: حجم: 19.4M
🎙صوت سخنرانی ✔️ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، منشأ جریان زیبایی و حُسن در عالم ✔️تفاوت «زیبایی‌شناسی الهی» با «زیبایی‌شناسی مادی» و تطبیق آن به «تعریفِ عینی از زیبایی» در زندگی امروزه ✔️وظیفه امروز زنان مؤمنه برای جریان «حُسن و زیبایی الهی» در خانواده و جامعه با تمسک به سیره حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها ◾️حجت‌الاسلام محمدصادق حیدری 🗓 جمعه، ۲۴ آذر ۱۴۰۲ 🏴حسینیه امام جواد (ع) ــ شهر مقدس قم ☑️https://eitaa.com/HossiniehAndisheh
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضه حضرت زهرا حاج مهدی رسولی @hejrat_kon
حجت‌الاسلام حیدریفاطمیه اول 1402 ــ حجت‌الاسلام محمدصادق حیدری.mp3
زمان: حجم: 13.3M
🎙صوت سخنرانی 🔘 ساختارهای اجتماعی غاصب خلافت؛ از «سقیفه» تا «توسعه» ✔️ مبارزه پیامبر اکرم (ص) با قبیله‌محوری به عنوان منشأ روابط سیاسی در دوران جاهلیت و نقش بی‌بدیل امیرالمومنین (ع) در این عرصه؛ و سوء استفاده غاصبین از این روند برای دور کردن روسای قبائل و مردم از امام علی (ع) ✔️ برنامه‌های توسعه به عنوان محور حرکت دولت‌ها، مصداق امروزین ساختارهای غاصب خلافت و ولایت و تاثیر آن در ایجاد ناهنجاری‌های مختص به اقتصاد ایران ◾️حجت‌الاسلام محمدصادق حیدری 🗓 یکشنبه، ۵ آذر ۱۴۰۲ (فاطمیه اول) 🏴 حسینیه هنر، هیئت لبیک ــ مشهد مقدس ☑️https://eitaa.com/HossiniehAndisheh
یلدا؟ خداوندا فجر صادق میطلبیم از پس این شب‌های طولانی… @msnote
یلدا؟ خداوندا فجر صادق میطلبیم از پس این شب‌های طولانی… @msnote
یلدا؟ خداوندا فجر صادق میطلبیم از پس این شب‌های طولانی… @msnote
هدایت شده از محمدصادق
ناچاری‌هایی برای تعظیم خاضعانه‌تر [برای مُریدِ «غزل» و مربّیِ «رباعی»] پیامبری که مکارم اخلاق در برابرش زانو زده و حلم و تحمّل پیش پایش خم شده، اگر به یک بچّه بگوید «او وزغ پسر وزغ است»، حتماً حجم متراکمی از کثافت و رذالت را به چشم خود دیده و عاقبت پر از عناد و عداوتش را به او خبر داده تا شاید برگردد. چون وزغ همان حیوانی است که از دم و بازدمِ بی‌مقدارش هم فروگذار نمی‌کرده و در آتش نمرود می‌دمیده تا ابراهیم بیشتر بسوزد. شاید به همین دلیل بود که وقتی نواده‌ی ابراهیم در حجاز قیام کرد، «حَکَم بن ابی‌العاص» آن‌قدر پیامبر را مسخره کرد و مثل همان وزغ، به آتشی که قریش برای محمّد افروخته بودند، دمید که نبیّ‌خدا او را از مدینه بیرون کرد و وقتی پسرش «مروان بن حکم» را دید، فرمود: «او وزغ پسر وزغ است.» پدر و پسر به حدی در تاریکخانه‌های ظلمات فرو رفته بودند که حتی خلیفه‌ی اول و دوم هم جرأت نکردند تا شفاعت عثمان درباره‌ی «مروان» بپذیرند و او را به مدینه راه دهند. اما خلیفه‌ی سوم وقتی روی مرکب غصبی‌ش پرید، دخترش را به مروان سپرد تا تبعیدیِ دوران پیامبر، داماد خلیفه شود و آن‌قدر در دارالخلافه بتازد که یکی از بهانه‌های مخالفان برای کشتن عثمان جور شود.   بعد از آن، گرچه مروان با پسر ابوطالب بیعت کرده بود، غائله‌ی جمل را به راه انداخت اما «شترِ» آن زن به خاک افتاد و «وزغ» هم اسیر شد. حسنین شفاعتش کردند و پدرشان قبول کرد اما گفت: «نیازی به بیعتش ندارم؛ دستش دست یهودی است و اگر با دست بیعت کند، با پشت‌ش آن را می‌شکند ... او پرچم گمراهی را به دوش خواهد کشید» معاویه که به سلطنت رسید، مروان برای سبّ علی پیشتاز شد و در مقابل چشمان حسن‌بن‌علی، تا جایی در شهر پیامبر لجن پراکند که پسر ابوسفیان، فدک را به او بخشید و «تبعیدشده از مدینه»، برای چند سال «امیر مدینه» شد. وقتی هم که نامه‌ی یزید به والی مدینه رسید و از اهل شهر بیعت خواست، مروان از «ولید بن عتبه» خواست تا حسین را ـ همان که بعد از جمل شفاعتش کرده بود و هنوز حتی به سوی کوفه حرکت نکرده بود ـ بکشد... اگر همه‌ی این‌ها را گفتم و تمامی این خطوط را به نام نجس مروان آلوده کردم، از روی ناچاری بود. چون تا درکی از عمق ضلالت پیدا نکنیم، عظمت نور معلوم نمی‌شود. حالا شاید بهتر بتوانیم در مقابل آن شیرزن و روضه‌هایش خم شویم. شیرزنی که در بقیع، مجلس به راه می‌انداخت و طوری برای «عباس»ش روضه می‌خواند که سیاه‌ترین قلب را می‌سوزاند و «مروان» را هم به گریه می‌انداخت. همسر علی باید هم اهل اعجاز باشد و با توسل به نور شوهرش، قرآن را هر روز، تر و تازه کند. خدا گفته: «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجاره أو اشدّ قسوه...» اما امّ‌البنین است دیگر؛ دل شقیِّ معروفی مثل مروان را هم می‌شکافد و آب چشم او را از درون قلبش بیرون می‌کشد و با روضه‌هایش آیات قرآن را کامل می‌کند: «... و إنّ منها لما یشّقّق فیخرج منه الماء» ... مگر شوخی است؟ تاریخ باید شهادت بدهد که ائمّه‌ی ضلالت چطور در برابر عظمت علیامخدّرات علوی به انفعال افتاده‌اند ...       ـــــــ چند وقتی است که به «محسن رضوانی» بدهکار شده‌ام. بدهکار چند بوسه به دست‌هایش به خاطر شعری که در آن، *چهار* فداییِ را در قالب یک *رباعی* معرفی کرده: *رباعی* گفتی و تقدیمِ *سلطان غزل* کردی معمای ادب را با همین ابیات حل کردی رباعی گفتی و مصراعی از آن را تو‌ای بانو میان اهل عالم در وفا ضرب‌المثل کردی فرستادی به قربانگاه اسماعیل‌هایت را همان کاری که هاجر وعده کرد و تو عمل کردی کشیدی با سرانگشتت به خاک مُرده، خطی چند تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی *رباعی تو بانو! گرچه تقطیع هجایی شد* *به تیغ اشک خود، اعرابشان را بی‌محل کردی* می‌شود چند حرف از آن مصرع‌های تکّه‌تکّه‌شده‌تان را به ما هم یاد بدهید تا ما هم کمی وفا و ادب یاد بگیریم و با آستان‌بوسیِ  پسران شما عباس و عبدالله و جعفر و عثمان، خرجِ پسر زهرا شویم؟ @msnote سالروز وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها را تسلیت عرض میکنیم. التماس دعا
مامانم خیلی با حضرت عباس انس داشت منم تمام این مدت شفای مادرمو از قمر بنی هاشم میخواستم مادربزرگم هم به من سپرده بود میری کربلا، حرم ابالفضل العباس، میگی شفای مادر منو بده! حالا امروز روز وفات مادرشون، بی‌بی ام‌البنین مامانم پر کشید… حتماً آقای مهربون مادرم رو میسپارن دست مادرشون مگه نه؟ آره این خاندان خیلیییی مهربون و اهل کرم و نوازش و لطف ان همه جوره دلبری میکنن همه جوره بهت میفهمونن که حواسشون بهت هست، صداتو میشنون، نگاهت میکنن، یه جوری بالاخره جوابتو میدن😭 شکر خدا که در پناه این خانواده ایم… @hejrat_kon ممنون میشم هر دعا یا ذکر یا سوره قرآنی که میتونین، برای بدرقه مامانم به سرای جاودان بخونید🖤 و اینکه، لطف و محبت تون همییشه به من ناقابل رسیده، اما ممنون میشم تو شخصی پیامی ندید. واقعا توان جواب دادن و... ندارم. متشکرم
محمدصادق
مامانم خیلی با حضرت عباس انس داشت منم تمام این مدت شفای مادرمو از قمر بنی هاشم میخواستم مادربزرگم
برای آمرزش و شادی روح همه درگذشتگان، مخصوصا مادر خانم دکتر، صلواتی عنایت بفرمایید متشکرم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا