eitaa logo
۲۵۶ 🌌
65 دنبال‌کننده
163 عکس
9 ویدیو
1 فایل
۲۵۶، ابجد نور است؛ ‌نور نام خداست. 💫 ‌📌محدثه‌ام 🤱🏻🧕🏻 آنچه می‌خوانم آنچه می‌نویسم همه این‌جاست @M_talebiz
مشاهده در ایتا
دانلود
۲۵۶ 🌌
یَا جَابِرَ الْعَظْمِ الْکَسِیرِ ای پیونددهنده استخوان شکسته #جوشن_کبیر #غزه | @mabnaschoole |
من از آن دسته آدم‌هایی نیستم که سیمشان وصل است. از آن‌هایی نیستم که سریع دلم بشکند و اشک‌هایم از گوشه‌ی‌ چشم‌ها بخزند پایین. افتخار ندارد گفتنش، من حتی در مجلس روضه‌ی امام حسین هم باید مثل دستمال نَم، خودم را می‌چلاندم تا دو قطره اشک گوشه‌ی‌ چشم‌ها بنشیند. ‌ اما نمی‌دانم از کی، همین روز‌ها، بعد از تحویل سال، شاید قبل‌تر، دچار شدم؛ دچار دل‌شکستگی، دچار اشک ریختن. بچه به بغل توی گلزار شهدای کرمان تاب می‌خوردم، به هِس هِس که افتادم نشستم روی نیمکت، روبروی بنر عکس شهید عادل رضایی. اشکم جوشید. به قدیمی‌ترین شهیدی که توی این گلزار می‌شناختم تا جدیدترینش، جدیدترین‌هایش فکر کردم، من توی این دنیا پی چه می‌گردم؟ هنوز هم معتقدم که سیمم اتصالی دارد، شاید هم از بیخ قطع است. اما می‌دانم چیزی درونم شکسته، فرو ریخته. من بعد از زدن بیمارستان شفا غزه، بعد از انتحاری گلزارشهدای کرمان آدم دیگری شدم‌. نمیدانم چجور آدمی. هنوز خودم را نشناخته‌ام، اما می‌دانم اشک پشت اشک دارم، توی چشم‌هایم انگار مشک اشک گذاشته‌اند، مدام پر و خالی می‌شوند. من با دیدن عکس عادل رضایی، با سنگ قبر صورتی کاپشن صورتی، با اسم سیدحمید با یک آیه قرآن توی محفل اشک می‌ریزم. هنوز هم معتقدم سیمم وصل نیست، اما شاید این هدیه خداست برای سال جدید، اشک، اشک، اشک ... ‌ ۲۵۶ 🌌
هدایت شده از مرکز تبیین
🇮🇷 دوره آفلاین «معارف انقلاب اسلامی» 🌍 روایتی از انقلاب اسلامی تا رسیدن به ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 🗓 شروع دوره: یکشنبه، ۱۹ فروردین‌ماه 📚 با تدریس حجت‌الاسلام شیروانی 🎧 ۹ جلسه صوتی به صورت آفلاین 📎 همراه با پشتیبانی محتوایی در حین دوره 💡 سرفصل‌ها در پوستر قابل مشاهده می‌باشند. 📱 برای ثبت‌نام در دوره به شناسه @Admin_markazta پیام بدهید. 🟡 Markazta
۲۵۶ 🌌
🇮🇷 دوره آفلاین «معارف انقلاب اسلامی» 🌍 روایتی از انقلاب اسلامی تا رسیدن به ظهور مهدی موعود (عجل الل
این دوره‌ی آفلاین و رایگان رو از دست ندید. با گوش دادن به این دوره نگاهتون به انقلاب و آینده‌ی انقلاب اسلامی کلی تغییر می‌کنه. می‌فهمید جریان روشن‌فکری از یک طرف و مذهبی سنتی از یک طرف چه چیزهای اشتباهی در مورد انقلاب و آینده‌اش به خوردتون دادن.‌ خلاصه که از دستش ندید. سرفصل‌ها رو هم ببنید.
ماه رمضان مثل یک چشم به‌هم زدن گذشت. عمرمون هم همین‌طوری می‌گذره؟ یعنی‌ آخر کار وقتی ملک‌الموت رو می‌بینیم می‌گیم "مثل یک‌ چشم به هم زدن گذشت."
بندها دومنیکو استارنونه ۱ از ۴۵ ۲۵۶ 🌌
زمانیکه ده، دوازده ساله بودم، تصور می‌کردم آدم بیست‌ساله خیلی بزرگه، خیلی چیز‌ها می‌دونه. وقتی شمع تولد ۲۰ سالگیم رو فوت می‌کردم، فهمیدم نه هنوز یک مسیر طولانی‌تر روبروم هست، احتمالا سنی که منتظرش بودم، سن تجربه، سن بزرگ بودن باید سن ۳۰ سالگی باشه. امروز ۲۷ ساله شدم، از این عدد ترسیدم، عددی که شاید زیاد نباشه اما کم هم نیست. من توی این ۲۷ سال چه چیزی جمع کردم؟! ۳ سال دیگه باید به ۳۰ سالگی سلام کنم و میدونم ۳۰ سالگی هم چیزی که فکر می‌کردم ، نخواهد بود. اما خوشحالم و خداروشکر که ۲۷ سالگی رو دیدم، بابت تمام تجربه‌هایی که تا اینجا دارم خوشحالم و امیدوارم که سال‌های پیش رو سال‌های خوبی برام باشه. از اضافه شدن به این عدد می‌ترسم، نه برای پیری برای گذر کردن از سال‌هایی که میتونستم بهتر و بیشتر تلاش کنم، اما گاهی به بهای بی‌ارزش این فرصت‌ها رو از دست دادم اما الان توی این نقطه‌ام و فرصت جبران در گذشته نیست، در حال و آینده است. ۲۵۶ 🎆
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ شما نبودید که دشمن را تار‌و‌مار کردید؛ بلکه خدا تارومارشان کرد! کاش من ۲۶ فرودین بودم. 💣 ۲۵۶ 🌌
طوفان کلمات ۲۵۶ 🌌
۲۵۶ 🌌
از طلوع خورشید تا ساعت هفت صبح، صدای برخورد قطرات باران که از ناودان روانه‌ی موزاییک‌های حیاط می شوند و ترکیبش با جیک‌جیک گنجشک‌ها مرا به وجد می‌آورد؛ اما وقتی به این فکر می کنم که ۱۹۰ روز است که مردم غزه با صدای موشک و انفجار زندگی می‌کنند، چشم هایم می‌سوزد و از خودم بدم می‌آید که چرا باید احساس خوشی و آرامش داشته باشم در حالیکه مادری دو هزار کیلومتر آن طرف تر از ترس بمباران و شهید شدن فرزندش نمی‌خوابد. غمگینم از اینکه پدری با دستان خالی بدون هیچ پدافندی باید از خانواده‌اش محافظت کند. از اینکه خانواده‌ای باید زندگی‌اش را در کوله‌ی کوچکی جا بدهد و پای پیاده وطنش را ترک کند تا جانش را حفظ کند. شرمیگنم که من کجای این مبارزه و مقاومت ایستاده‌ام. "تا وقتی که با افسانه‌های بی‌مبنا، شبیه واقعیت تعامل شود، چنین چیزی رخ نخواهد داد. فلسطین یک سرزمین خالی نبود و مردم یهودی هم وطن‌های مختلف داشتند؛ فلسطین "از بند رها" نشد، استعمار شد؛ و مردم فلسطین هم در سال ۱۹۴۸ به زور بیرون رانده شدند نه اینکه خودشان آنجا را داوطلبانه ترک کنند." این جملات از سخنرانی های مسئولین جمهوری اسلامی روی کاغذ در نیامده است. این ها جملات ایلان پایه مورخ اسرائیلی در کتاب ده‌غلط مشهور درباره اسرائیل است. مردم فلسطین به زور از سرزمین خودشان رانده شدند. آن ها با کشتار، قتل، غارت و با بمب‌هایی که فرق خانه، بیمارستان و پایگاه نظامی را نمی‌دانستند، شهید شدند. من هر شب و روز به این فکر کردم که اگر این بمب‌ها روی سر من بود چه حسی داشتم، هزاران بار این صحنه‌ها را برای خودم تصور کردم. اما نترسیدم. من حتی روزی که گلزارشهدای کرمان گلگون شد، نترسیدم. من این را نشانه‌ی قدرت می‌دانستم. دشمن از زبونی و ناتوانی‌اش مردم را شهید می‌کرد. اسرائیل از زبونی و ناتوانی‌اش مردم غیرنظامی غزه را شهید می‌کند. من نمی‌ترسیدم اما ناراحت بودم، گاهی عصبانی که جمهوری اسلامی با همه‌ی ادعایش کجای این معادله ایستاده است؟! اما امروز شگفت‌زده‌ام، خوشحالم، سر از پا نمی‌شناسم، از صدای فرورفتن دکمه‌های کیبورد هم سرمست می‌شوم. همین که امروز صدای بمبارانی بر سر مردم غزه نیست، همین که مردم نظامی اسرائیل به خودشان لرزیدند، همین که جمهوری اسلامی رُخَش را به صهیونیست‌ها واضح‌تر نشان داد، من را خوشحال کرده است. حالا نوبت ماست، نوبت ما که مشخص کنیم طرف درست ایستاده‌ایم طرف هزاران کودک فلسطینی، طرف جمهوری اسلامی، طرف مبارزه با اسرائیل. "اسرائیل زودتر از بقیه اعلام کرد که یک آلمان تازه را به رسمیت می شناسد، در مقابل کلی پول دریافت کرد ولی از آن مهم تر چک سفید امضایی بود که به دست آورد تا کل فلسطین را تبدیل به اسرائیل کند. صهیونیسم خود را به عنوان راه حل یهودستیزی ارائه می کرد ولی خود تبدیل به مهم ترین دلیل استمرار یهودستیزی شد." ‌ ۲۵۶ 🌌
۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی‌ صدر حبیبه جعفریان امام‌موسی صدر شخصیتی کاریزماتیک است. به قول استادم در درس مبانی علم سیاست رهبر‌های اجتماعی فره‌ایزدی دارند. فره ایزی داشتن بیشتر از کاریزماتیک بودن به امام موسی‌صدر می‌آید. ‌ اولین کتابی که در مورد امام موسی صدر خواندم "عصایت را به میله های زندان بزن موسی" بود. کتابی که شرح فعالیت‌های سید موسی صدر در لبنان است. این کتاب اما زندگی خصوصی امام را روایت می‌کند. من واژه برای توصیف این مرد کم می‌آورم‌. نزدیک‌ترین‌ها به امام موسی درباره‌ی او صحبت می‌کنند. محتوای کتاب عالی. 👌🏻 در مورد فرم توقع بیشتری از حبیبه‌جعفریان داشتم. احساس می‌کردم روایت‌ها گاهی منسجم نیست و از این شاخه به آن شاخه می‌پرند. البته حدس می‌زنم پایبندی به سیر گفتگوی با راویان باعث این پراکندگی بود. در کل کتاب جذابی بود. ۲ از ۴۵ ۲۵۶ 🌌