نگویید جاماندهایم!
کسی که قلب و روحش رفته جامانده نیست. جامانده کسی است که عشق و شور و طلب زیارت اربعین به ذهنش هم نمیرسد و علاقهای ندارد. اگر به هر دلیلی اشتیاق رفتن هست و شرایطش نیست، خیری بوده و ثواب نیت را بردهاید. شاکر باشید و نگویید جاماندهایم...
💢آیت الله جوادی آملی
#کربلا
#فراق
•✾•❀﴾@mtganjali﴿❀•✾•
enc_17235776154883540103049.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
💠نماهنگ من و کربلا
💢مهدی رسولی
3:00
#مداحی
•✾•❀﴾@mtganjali﴿❀•✾•
تحصیل و طهارت
نگویید جاماندهایم! کسی که قلب و روحش رفته جامانده نیست. جامانده کسی است که عشق و شور و طلب زیارت
💢عن مولانا الرِّضَا(علیه السلام):
«مَنْ غَابَ عَنْ أَمْرٍ فَرَضِيَ بِهِ كَانَ كَمَنْ شَهِدَهُ وَ أَتَاه»
💢حضرت رضا(علیه السلام) فرمودند:
کسی که در صحنه انجام عملی حاضر نباشد، امّا به آن کار راضی باشد، مانند کسی است که حاضر بوده و آن را انجام داده است.
📚التوحید، ص۳۹۲
#فراق
•✾•❀﴾@mtganjali﴿❀•✾•
💠طلبه تعطیلی ندارد!
💢علامه سید محمدحسین طهرانی:
طلبه بايد ليلاً و نهاراً و سفراً و حضراً درس بخواند و از دقائق عمر خود استفاده كند.
طلبهاى كه يك ساعت بىكار باشد طلبه نيست، چون «طلبه» جمع «طالب» است و طالب يعنى جوينده و خواهان. و زمانى اين عنوان به نحو حقيقت بر او صادق است كه متلبّس به مبدأ اشتقاق يعنى طلب باشد. "
"ما در دوران طلبگى أصلاً اوقات فراغت نداشتيم و معنى اوقات فراغت را نمىفهميديم. تمام روزهاى تعطيل را درس مىگرفتم و با اين همه آن مقدار از نهجالبلاغه را كه حفظ نمودهام، مربوط به پنجشنبه و جمعههاى قم است كه نهجالبلاغه مىخواندم.
و اين روش متداول در حوزهها صحيح نيست كه پنجشنبه و جمعه و ماه مبارك رمضان و تابستان و مناسبتها و وفات علماء و غيره، دروس تعطيل باشد، با اين روش چيزى از سال براى درس باقى نمىماند."
📚نور مجرد، ج۱، ص۷۷
#درسی
#انگیزشی
•✾•❀﴾@mtganjali﴿❀•✾•
ماییم که از باده بی جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بیهیچ سرانجام خوشیم!
💢مولانا
#فراق
#حسینیات
•✾•❀﴾@mtganjali﴿❀•✾•
ز طاق عرش افتادم به روی فرش این دنیا
زمانی که شدم بعد از زیارت از حرم بیرون
💢عاصی خراسانی
#فراق
#حسینیات
•✾•❀﴾@mtganjali﴿❀•✾•
دشمن عبارت است از:
راحت گرایی
غفلت گرایی
تنبلی گرایی
و تمایل به پرهیز کردن از میدانهای دشوار!
💢دستخط سردار شهید زاهدی
#انگیزشی
•✾•❀﴾@mtganjali﴿❀•✾•
💠وقت مرده را زنده کنیم!
💢آیت الله شبیری زنجانی:
مرحوم والدِ ما- آیت الله سید احمد زنجانی- بعد از اقامه نماز وقتی به منزل میآمدند، تا صبحانه و چای فراهم شود، حدود ۱۰ دقیقه طول میکشید و چون در این مدت کوتاه نمیتوانستند کار علمی جدّی انجام دهند، لذا تصمیم گرفتند که در این فاصله، قرآن کریم را روی کفنی که برای خود آماده کرده بودند، بنویسند و توانستند در مدت يک سال تمام قرآن را بر کفن خود بنویسند.
البته قرآنی که ایشان نوشته بودند، بدون نقطه بود.
گاهی هم به من میگفتند که بیا ببینیم چند تا «موسی» در قرآن هست؟ و با این روش دوبار قرآن نوشته شده را مقابله کردیم!
ایشان علاوه بر قرآن، دعای جوشن کبیر و برخی از اشعار مثل «وفدتُ على الكريم بغیر زاد...» را نیز روی کفن نوشتند.
📚جرعهای از دریا، ج۱، ص۶۰۲
#درسی
•✾•❀﴾@mtganjali﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
نشستم گوشهای از سفره همواره رنگینت
چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت
به عابرها تعارف میکنی دار و ندارت را
تو آن باغی که میریزد بهشت از روی پرچینت
کرم یک ذره از سرشار، سرشارِ صفتهایت
حسن یک دانه از بسیار، بسیارِ عناوینت
دهان وا میکند عالم به تشویق حسین اما
دهانِ خاتم پیغمبران واشد به تحسینت
تو دینِ تازهای آوردهای از دیدِ این مردم
که با یک گل کنیزی میشود آزاد در دینت
معزالمومنین خواندن مذل المومنین گفتن
اگر کردند تحسینت اگر کردند نفرینت
برای تو چه فرقی دارد ای والتین و الزیتون
که میچینند مضمون آسمانها از مضامینت
بگو با آن سفیرانی که هرگز بر نمیگشتند
خدا واداشت جبراییلهایش را به تمکینت
بگو تا آفتاب از مغربِ دنیا برون آید
که سرپیچی نخواهد کرد خورشید از فرامینت
بگو تا تیغ بردارد اگر جنگ است آهنگت
بگو تا تیغ بگذارد اگر صلح است آیینت
خدا حیران شمشیر علی در بدر و خندق بود
علی حیران تیغ نهروانت تیغ صفینت
بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارند
محبت کن! قدم بگذار بر چشم محبینت
تو را پایین کشیدند از سر منبر که میگفتند:
چرا پیغمبر از دوشش نمیآورد پایینت
درون خانه هم محرم نمیبینی تحمل کن
که میخواهند، ای تنهاترین تنهاتر از اینت
تو غمهای بزرگی در میان کوچهها دیدی
که دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینت
از آن پایی که بر در کوفت بر دل داشتی داغی
از آن دستان سنگین بیشتر شد داغ سنگینت
سر راهت میآمد آنکه نامش را نخواهم برد
برای آنکه عمری تازه باشد زخم دیرینت
برای جاریِ اشکت سراغ چاره میگردی
که زینب آمده با چادر مادر به تسکینت
به تابوت تو زخمِ خویش را این قوم خواهد زد
چه میشد مثل مادر نیمه شب بود تدفینت
صدایت میزند اینک یتیمت از دل خیمه
که او را راهی میدان کنی با دست آمینت
هزاران بار جان دادی ولی در کربلا آخر
در آغوش برادر دست و پا زد جان شیرینت
کدامین دست دستِ کودکت را بر زمین انداخت؟
همان دستی همان دستی که روزی بوده مسکینت
دعا کن زخم غمهایت بسوزاند مرا یک عمر
نصیبم کن نمک از سفره همواره رنگینت...
#حسنیات🖤
#شعر