eitaa logo
استاد محمدتقی سبحانی
1.6هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
293 ویدیو
120 فایل
اطلاع رسانی برنامه‌ها، نشست‌ها، سخنرانی‌ها، کلاس‌ها و نیز بیان دیدگاه‌ها و نظرات استاد www.instagram.com/mtsobhani نقد ونظر @vir_admin کانال درس خارج استاد: @FeghholMaaref
مشاهده در ایتا
دانلود
استاد سبحانی19.mp3
زمان: حجم: 19M
آموزه توحید در معارف اهل‌بیت علیهم السلام 🔺جلسه نوزدهم: تبیین توفیق و خذلان و بررسی دیدگاه‌های کلامی 🎙 استاد محمدتقی سبحانی 🖇 معرفی دوره آموزه توحید در معارف اهل‌بیت علیهم السلام 🌐https://sobhanimt.com 📲@mtsobhanii
جلسه نوزدهم آموزه توحید.pdf
حجم: 275.4K
✍️ 🔺جلسه نوزدهم آموزه توحید در معارف اهل‌بیت علیهم السلام ▫️ استاد محمدتقی سبحانی 🌐https://sobhanimt.com 📲@mtsobhanii
هدایت شده از رحا مدیا
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 برگی از تاریخ | همه گزارشات تاریخی بر حضور دختر پیامبر در خانه و پشت درب را تایید می‌کند 🎙حجت الاسلام و المسلمین استاد محمدتقی سبحانی ▪️حضور فاطمه زهرا (س) پشت در و تهدید به آتش زدن خانه، طبق گزارش‌های تاریخی (نظیر طبری، بلاذری و ابن قتیبه) کاملاً تأیید شده و غیرقابل انکار است. ▫️مراجعان نه یک بار، بلکه بیش از یک بار (بنابر نقل منابع اهل سنت) برای اخذ بیعت آمدند و حتی آتش‌زنه و هیزم همراه داشتند. هنگامی که با این سوال مواجه شدند که آیا با وجود دختر پیامبر (ص) باز هم تهدید می‌کنند، پاسخ مثبت دادند و هدف خود را «اقوا» (قوی‌تر) بودن برای دین و حفظ اسلام دانستند! 🔻از منظر روش تاریخی، محققان استدلال می‌کنند که چنین تهدید شدیدی نمی‌توانست بدون نتیجه رها شود. دستگاه خلافت تنها زمانی راضی می‌شد که این تهدید عملی‌سازی شده و هجوم واقع شده باشد. این سرانجام (یعنی عملی شدن تهدید و ورود به خانه) در منابع شیعه یا منابع نزدیک به شیعه آمده، در حالی که این قسمت در منابع اهل سنت سانسور شده است. 🌐 رحامدیا (رسانه حوزه انقلابی) 🆔 @rahamedia
👨‍🏫 مدرسه هویت برگزار می‌کند 📚 درایه | مدرسه مطالعات حدیث ▫️آشنایی با برترین و بروزترین تحقیقات در محورهای الهیات، تاریخ و علوم حدیث 🎙 با حضور بیش از ۱۵ استاد حوزوی و دانشگاهی ▫️ اعطای گواهی معتبر 🗓 پنجشنبه‌ها | ساعت ۸ الی ۱۲ 📍 تهران | خیابان انقلاب، سالن جلسات دفتر تبلیغات 🗒 جهت ثبت نام به لینک زیر وارد شوید: https://formafzar.com/form/u4f58 📌 برای اطلاعات بیشتر به شناسه [@hoviat_admin] پیام بدهید 🌐https://sobhanimt.com 📲@mtsobhanii
هدایت شده از رحا مدیا
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 برگی از تاریخ | حضور حضرت زهرا (س) در دفاع از امیرالمومنین (ع) کاملا معنادار است 🎙حجت الاسلام و المسلمین استاد محمدتقی سبحانی ▫️فاطمه زهرا (س) محور این حادثه تاریخی هستند و حضور ایشان در صحنه بسیار معنادار است. ایشان برای دفاع از امیرالمومنین (علیه السلام) و محاجه با جریان خلافت اقدام کردند. اقدامات محوری حضرت شامل موارد زیر است: 1️⃣ حضور در جمع مردان در مسجد 2️⃣ ارائه خطبه بلند 3️⃣ارائه احتجاج قوی 4️⃣دیدار با زنان و بعضی از اصحاب برای مطالبه حق ▪️این هجوم به خانه صدیقه طاهره (دختر پیامبر)، ضرورت دفاع و احتجاج ایشان را نشان می‌دهد، چرا که احتجاج حضرت و حضور حضرت در این صحنه، بهترین گواه و بهترین حجت است در مقابل جریان خلافت. به دلیل جایگاه ایشان، افکار عمومی می‌توانستند به احتجاج فردی بی‌طرف چون ایشان اتکا کنند. این حضور تاریخی، از نظر اخلاقی و از نظر الهیاتی نیز کاملاً موجه است. 🌐 رحامدیا (رسانه حوزه انقلابی) 🆔 @rahamedia
***افزونه‌ای بر: 🖋پدیده نوسکولاریسم در حوزه علمیه | قسمت اول: بنیادها ➿ واژه‌هائی چون «سکولاریسم» یا «روشنفکری» یا «مدرن‌گرائی» هرگز اتهام‌زنی نیست، بلکه عناوینی است که صاحبان اصلی این ایده‌ها خود برگزیده‌اند و بدان افتخار می‌کنند و البته هر کدام تعریفی برای آن برگزیده‌اند. اینکه نوسکولارها در حوزه از چنین عنوانی تحاشی دارند و آن را فحاشی می‌دانند، از همان روست که به دلیل چهره دوگانه نمی‌توانند خود را در آن ساحت مستقر کنند و یا از نمایان شدن بدین نام و نشان می‌گریزند. ➿ از دوستانی که به جای کلی گوئی یا اتهام‌پراکنی، به اصل موضوع وارد می‌شوند و درباره هستی یا چیستی جریان نوسکولاریسم حوزوی سخن می‌گویند، با هر نگاهی که دارند، حرمت می‌گذارم. 📑 مطالعه متن کامل افزونه در ایتا | PDF | سایت 🌐https://sobhanimt.com 📲@mtsobhanii
***افزونه‌ای بر: 🖋پدیده نوسکولاریسم در حوزه علمیه | قسمت اول: بنیادها پس از انتشار یادداشت «نوسکولاریسم در حوزه علمیه»، این نگاشته کوتاه با واکنش‌های مختلفی مواجه شد که در اینجا تلاش می‌شود با روشنگری بیشتر، پاره‌ای از ابهامات را بزداید: ۱. نوسکولاریسم یک یادداشت است و نه یک مقاله مستند علمی و از این رو انتظار نمی توان داشت که به تحلیل‌های زمینه‌ای و ساختاری و ارائه تعریف‌ها و استدلال‌ها بپردازد؛ این یادداشت می‌خواهد از یک حرکت حساس در حوزه علمیه شیعه پرده بردارد و مجال گفت و گو بر سر این راه و رویه را باز کند. از این رو، بی آن که بخواهد به مصادیق مشخص اشاره کند، تلاش می‌کند که ریشه‌ها و پیشینه‌های این جریان را بازنماید و از آن‌جا، به منش و رویکردی که جسته و گریخته در بیان و بنان این گروه نمود می‌یابد، فهرست‌وار اشاره کند. این یادداشت به همراه دو یادداشت بعدی که از بیم‌ها و بایسته‌ها سخن خواهد گفت، تنها درآمدی بر گفت‌و‌گوهای دقیق‌تر آینده است و از این رو، نویسنده صادقانه و بدون مجامله‌ به بیان برداشت خود می‌پردازد و توصیف و تجویزهای خویش را به روشنی و بدون دستکاری با خواننده در میان می‌گذارد. ۲. دسته بندی های سیاسی در ایران را به هیچ روی نباید با رویکردهای فکری و اعتقادی اشتباه گرفت و از این رو، یادداشت یادشده هرگز به جبهه سیاسی خاصی توجه ندارد. بی گمان در هر دو یا چند جریان سیاسی کشور، شخصیت‌هائی با عقاید و اندیشه های مختلف می‌توان یافت و بنابراین داوری‌های فکری را کاملا با معیارهای معرفتی و به دور از تعلقات سیاسی باید انجام داد. ۳. حوزه علمیه در طول دهه‌های گذشته، از جنبه گستره موضوعی و دانشی و تنوع رویکردی و روش‌شناختی، به فرارَوی از حوزه‌های تنگ گذشته خیز برداشته و به فراخناکی فزون‌تری در افق دید دست یافته که این مهم نه تنها باید محترم و مغتنم شمرده شود، بلکه در فراگستری و هم‌افزائی آن تلاش مضاعف صورت گیرد. از این رو، نگاشته نوسکولاریسم نه تنها باب پرسش‌گری و نقد علمی را در هیچ یک از حوزه‌های معرفتی نمی‌بندد بلکه حوزه‌های علمیه را آشیانه چنین نقد و نظرهائی می داند. بنابراین نو‌سکولاریسم نه بر هر گونه اصلاح‌گری و تجدیدگرائی، بلکه بر گرایشی که راه به سکولاریسم در معنای امروزین آن می‌برد، اطلاق می گردد. ۴. به همین سان، باید گفت که در دهه‌های اخیر، موسسات آموزشی و پژوهشی گوناگون با تنوع در رشته‌های علمی و رویکردی، در متن و حاشیه حوزه، پدید آمده‌اند که می‌تواند نویدبخش افق تمدنی گسترده‌ای برای جامعه ایران باشد و حوزه علمیه شیعه را به یکی از درخشان‌ترین دوره های تاریخی خود نزدیک کند. بنده شاید از معدود کسانی بوده‌ام که در طول چند دهه گذشته با عمده مراکز یادشده علی رغم اختلاف جدی و فاحشی که با یکدیگر داشته‌اند، با افتخار همکاری داشته‌ام و علی رغم دیدگاه‌های شخصی، ولی هرگز تقابل و تخریب هیچ یک از این نهادهای علمی و آموزشی را برنتافته‌ام‌‌. ۵. اینها را گفتم تا تاکید کنم که حساب یک جریان فکری که به نام «نو‌سکولاریسم» خوانده‌ام، از همه این تلاش‌های مبارک جداست و لزوم جداسازی این حرکت را از هر تلاش علمی قاعده مند باور دارم. در یادداشت‌های بعدی خواهم گفت که اساسا مشکل این جریان برای امروز و فردای حوزه و تشیع از همین جا شروع می‌شود که رسما پایبند هیچ برنامه تاسیسی یا تکمیلی علمی نیست و طرحی برای تقویت و تحکیم بنیادهای دینی و حوزوی ندارد. تاکید کنم که در این یادداشت‌ به هیچ روی با اندیشه سکولاریسم به عنوان یک رویکرد فلسفی یا اجتماعی کاری ندارم، بلکه به جریانی که نام آن را «نو‌سکولاریسم »نام نهاده‌ام و موطن آن را حوزه‌های کنونی می‌دانم، عطف توجه شده است. این جریان از آن رو که به سکولاریته معاصر ایرانی نَسَب می‌برد و ایده‌های مرکزی خود را از آنان وام می‌گیرد، به سکولاریسم منسوب شده است و از آنجا که به دلیل تعلقات ظاهری یا واقعی، به سنت شیعی گره خورده است، از آشکارگوئی طفره می‌رود و یا واقعا دچار یک پارادوکس درونی می‌شود و از این رو ملغمه‌ای از سنت و تجدد و یا ارزش‌گروی و عرفی‌گرائی می‌سازد و دردمندی و بی‌تفاوتی به سرنوشت شیعه و حوزه را یکجا به نمایش می‌گذارد. این پدیده به دلیل اثرپذیری از جریان‌های تجددگرا و زاویه‌گیری با معارف بنیادین شیعه و نیز به دلیل فقدان رویکرد سازنده و اصولی و گرایش به نقد و سایش ارزش‌های عمیق الهیاتی، از ویژگی‌های انحصاری برخوردار است که آن را از سایر نوگرائی‌های معاصر جدا می‌کند. همین جا بگویم که از نظر بنده، بین نوسکولاریسم با نواندیشیِ دردمند، دانش‌پایه و دل‌نگران از آینده تشیع و حوزه، فرق‌های فراوانی وجود دارد که از قضا، یکی از اهداف بنده در این نگاشته‌ها، فاصله‌گذاری میان این دو طیف و جلوگیری از پناه گرفتن نوسکولاریسم در پشت جریان‌های نواندیشانه حوزوی است. ➿ادامه دارد ➿
➿ادامه افزونه‌ای بر پدیده نوسکولاریسم در حوزه علمیه | قسمت اول: بنیادها ۶. در مورد نوسکولاریسم حوزوی نیز بیش از آن که در اینجا به دنبال نقد درون‌مایه‌های آن باشیم، به دنبال ربط و نسبت این جریان با نهاد رسمی دین و‌ نشان دادن بدکارکردی‌های آن در جریان رو به رشد تشیع اعتقادی هستم. چنان که در قسمت دوم از این سلسله عرضه خواهد شد، فقدان چسبندگی روشن و رسمی به ساحت‌های دانشی حوزه، عدم پیروی از رویکرد و روش علمی و معرفتی خاص، فقدان شفافیت در ایده و اندیشه و موضع‌گیری در پشت عناوین و تابلوهای مختلف، نه تنها به رشد و تکامل منظومه معرفتی و دانشی حوزه مددی نمی‌رساند، بلکه به آشفتگی در مسیر تحول حوزه دامن می زند و دمادم با تنش‌زائی و جنجال‌آفرینی، حرکت قاعده‌مند اصلاح در حوزه را با تیرگی و آلودگی مواجه می‌سازد. ۷. از نتایج این بحث، یکی دعوت به شفاف‌سازی مواضع فکری این جماعت و جداسازی حرکت علمی و آکادمیک از حرکت‌های ایذائی و فرصت‌جویانه و‌ تبدیل رویکردهای تخریبی و فرسایشی به یک حرکت تراکمی و تکاملی است. خواهم گفت که این قلم نه به تکفیر و تفسیق کسی علاقه‌مند است و نه این رویّه را موثر و خوش عاقبت می‌داند. ولی در عین حال، سیاست صبر و سکوت در برابر این حرکت را هم به صواب و مصلحت نمی داند. بی‌گمان مهم‌ترین عنصر و عامل حرکت فکری رشدآفرین در حوزه علمیه، مواضع روشن و روش‌مند و حضور رسمی علمی در مباحث تخصصی و دوری از جدال و جنجال‌های بی‌حاصل است. ۸. سعی کنیم که به جای ورود در مناقشه بر سر اسامی و عناوین، خصلت‌ها و ویژگی‌ها را روشن کنیم و بگذاریم مصداق‌ها به تدریج از ضمن این کاوش‌ها برون آید و درست و نادرست‌ها در ضمن گفت و گوها آشکار شود. برای وارد نشدن به مصادیق مشخص که باب جدال و چون و چرا را در مورد جزئیات بازکند، با ارجاع به پیشینه‌های روشن و منابع فکری این گروه از قدیم و جدید، آغاز کردیم و چنین می‌نماید که تا حدودی به محورهای اصلی این اندیشه اشاره شده است. اما برای روشن‌تر شدن مدعا، اصول سکولاریسم ایرانی معاصر - که البته تا اندازه ای هم نسب به روشنفکری سکولار غربی و عربی می‌برد- را به اختصار بازمی‌گویم تا نشان داده شود که مشکل سرگردانی نوسکولاریسم حوزوی دقیقا از کجا سرچشمه می گیرد: ۱) این قرائت از سکولاریسم، پایگاه روشنی در معرفت‌شناسی دینی ندارد و منابع عقلی و دینی را دارای روایی کافی برای اثبات یا دفاع از مدعیات دینی نمی‌داند. عقلانیت سکولاریسم ایرانی‌ سرگردان در میانه عقل فلسفی و عقل تجربی است و در میان خرد مدرن و پسامدرن در نوسان است. ۲) تفسیر متن قرآنی را برخاسته از شرایط برون‌متنی و عمدتا شرایط تاریخی و اجتماعی و‌ دانش‌های زمانمند می‌داند. از این رو، استناد فهم خاصی به قرآن را فاقد مشروعیت معناشناختی و روش‌شناختی می‌داند و گزینش‌گری در آیات و تمسک به متشابهات و تاویل نصوص را امری مجاز و گریزناپذیر بلکه روشمند می‌داند. ۳) تاریخی گری و تاریخی نگری در فهم دین، یکی از ارکان اندیشه سکولاریسم ایرانی است و از این رو، نه تنها معارف دینی را در تامین نیازها و حل و فصل چالش‌های معاصر کارساز نمی‌داند، بلکه مرجعیت منابع وحیانی در حل مسئله‌های نوین انسان را نوعی سنت‌گرائی و واپس‌زدگی تلقی می‌کند. اینان تجربه حقوقی، اخلاقی و سیاسی بشر در دنیای معاصر غربی را بهترین دستاورد بشر برای اداره زندگی می‌داند. ۴) با این وصف، روشن است که سکولاریته ایرانی، در عرصه اقتصاد و سیاست، راهی برای حضور دین در صحنه قدرت نمی‌شناسد و از دین تنها به عنوان یک عنصر فرهنگی و اجتماعی استقبال می‌کند. این رویکرد، آرای عمومی از طریق انتخابات را تنها معیار نهائی برای گزینش قوانین، کارگزاران و تصمیمات کلان می‌داند. بدیهی است که از این منظر، علوم انسانی و دانش‌های دینی در دو جزیره مجاورند و سخن گفتن از علوم انسانی‌اسلامی به کلی بی اساس و بیهوده است. ۵) سکولاریسم ایرانی چنان که از نامش پیداست، تفسیری این جهانی و نگاهی اینجائی و اکنونی به عالَم و آدم دارد. از این رو، نقد امور فراعادی و تردید در مورد اخبار، رویدادها، باورهائی که با عقل مدرن و تجربه علمی ناسازگار است، یکی از خصلت‌های ذهنی سکولاریسم ایرانی است. ۶) تردید افکنی در پایگاه سنت و تضعیف منابع روائی و عدم استفاده از حدیث‌ به عنوان یکی از منابع فهم دین، از رسالت‌هائی است که سکولاریسم ایرانی از عصر کسروی و شریعت سنگلجی با خود حمل می کند و هنوز هم از عناصر پیشران خود می‌داند. درحالی که دانشمندان حوزوی با پذیرش سنت به عنوان رکن دوم منابع دینی، هر کدام بر مبنای خویش، به بررسی و نقد حدیث اهتمام ورزیده و در برداشت از حدیث به صورت روشمند اهتمام می ورزند، سکولاریسم ایرانی راه نجات و اصلاح را بی‌اعتنائی به سنت و حدیث به عنوان یک سامانه معرفتی می‌دانند. ➿ادامه دارد ➿