سه سال پیش که رفتم کربلا با خودم فکر میکردم هر سال میام
قدر اون لحظه ها را ندونستم نمیدونم دوباره کی توفیقشا دارم
شاید هم تا اخر عمرم نتونم ب ..... نه نه
اقای من مهربون تر از این حرفاست
هدایت شده از اتاقِ آبی!
"نبودنت ؟
جایی حوالی شقیقه ام..
بساط کرده است..
درد می فروشد به تنم..
از تو چه پنهان ..
گاهی پناه می برم به غم.."